LIVE

آموزش کندل شناسی در فارکس صفر تا 100

ملیحه حسینی۲۹ دقیقه مطالعه652 بازدید
آموزش کندل شناسی در فارکس صفر تا 100

کندل شناسی معمولا اولین مهارتی است که هر معامله گر فارکس روی چارت با آن روبه رو می شود. بیشتر آموزش ها اما در حد حفظ کردن شکل چند الگو متوقف می شوند. نتیجه این است که معامله گر یک «چکش» یا «اینگلف» را روی چارت تشخیص می دهد، اما نمی داند آن الگو در آن نقطه معتبر است یا نه، چرا شکلش با تصویر کتاب فرق دارد و بعد از دیدنش دقیقا چه کاری انجام دهد.

این آموزش از آناتومی یک کندل شروع می شود و تا تصمیم معاملاتی ادامه پیدا می کند. موضوعاتی که پوشش داده می شود:

خواندن رفتار خریداران و فروشندگان از روی بدنه و سایه

شناخت کندل ها و الگوهای اصلی

نقش زمینه بازار

تفاوت های مهم کندل شناسی در فارکس با بورس

آمار واقعی عملکرد الگوها

یک نقشه راه تمرینی

در این آموزش یاد می گیرید: هر کندل را بر اساس بدنه، سایه و موقعیتش تفسیر کنید، الگوهای اصلی را درست طبقه بندی کنید، تنظیمات چارت فارکس خود را برای کندل خوانی بررسی کنید و با یک چک لیست، سیگنال کندلی را به برنامه معاملاتی تبدیل کنید.

کندل شناسی چیست و چرا اولین قدم در تحلیل فارکس است؟

کندل شناسی (Candlestick Analysis) مهارت خواندن نمودار شمعی است. یعنی از روی شکل هر کندل و ترکیب چند کندل کنار هم تشخیص می دهید در یک بازه زمانی مشخص کدام طرف بازار قدرت بیشتری داشته است.

اهمیت این مهارت در این است که تقریبا همه ابزارهای تحلیل تکنیکال روی همین داده ساخته می شوند. خطوط روند، سطوح حمایت و مقاومت و حتی اندیکاتورها از قیمت های باز شدن، بسته شدن، سقف و کف کندل ها محاسبه می شوند.

تاریخچه کوتاه شمع های ژاپنی؛ از هوما تا نیسون

طبق روایت رایج، ریشه نمودار شمعی به ژاپن قرن هجدهم و بازار برنج دوجیما در اوساکا برمی گردد. نام مونهیسا هوما (Munehisa Homma)، تاجر برنج آن دوره، معمولا به عنوان پایه گذار تحلیل رفتار بازار با این روش ذکر می شود. پژوهشگران درباره اینکه شکل امروزی نمودار شمعی دقیقا توسط خود هوما ابداع شده باشد اتفاق نظر ندارند. اما اینکه این روش از معاملات برنج ژاپن آمده، محل اختلاف نیست.

این روش برای حدود دو قرن عمدتا در ژاپن استفاده می شد. استیو نیسون (Steve Nison) با کتاب «Japanese Candlestick Charting Techniques» در سال ۱۹۹۱ آن را به طور گسترده به معامله گران غربی معرفی کرد. بیشتر نام گذاری هایی که امروز در پلتفرم ها می بینید، از همین مسیر آمده است.

تفاوت کندل شناسی و کندل خوانی

این دو اصطلاح اغلب به جای هم به کار می روند، اما تمایز آن ها برای یادگیری درست مهم است:

کندل شناسی بیشتر به شناخت شکل ها و نام الگوها اشاره دارد. مثلا اینکه کندلی با سایه پایینی بلند و بدنه کوچک در بالای آن «چکش» نام دارد.

کندل خوانی یعنی فهمیدن اینکه چه اتفاقی در بازار باعث شکل گیری آن کندل شده است.

معامله گری که فقط شکل ها را حفظ کرده، با دیدن یک کندل ناآشنا یا الگویی که کمی با تعریف کتاب فرق دارد سردرگم می شود. معامله گری که کندل خوانی بلد است، حتی کندلی بدون نام را هم تفسیر می کند. هدف این آموزش رسیدن به سطح دوم است.

کندل در مقایسه با نمودار خطی و میله ای

نوع نمودار اطلاعاتی که نمایش می دهد مناسب برای
خطی (Line Chart)فقط قیمت بسته شدن هر دورهدیدن کلی جهت روند
میله ای (Bar Chart)باز، بسته، سقف و کفتحلیل جزئی، اما با خوانایی کمتر
کندلی (Candlestick)باز، بسته، سقف و کف با بدنه رنگیتشخیص سریع قدرت خریدار و فروشنده

نمودار میله ای و کندلی از نظر داده یکسان هستند. مزیت کندل در نمایش بصری است: بدنه رنگی و پهن باعث می شود فاصله باز و بسته شدن، که مهم ترین بخش اطلاعات است، در یک نگاه دیده شود.

آناتومی کندل؛ هر کندل چه اطلاعاتی به شما می دهد؟

هر کندل خلاصه حرکت قیمت در یک بازه زمانی مشخص است. این اطلاعات در دو بخش نمایش داده می شود: بدنه و سایه.

چهار قیمت OHLC

هر کندل از چهار قیمت ساخته می شود:

قیمت باز شدن (Open): اولین قیمت در شروع بازه زمانی

بالاترین قیمت (High): سقف قیمت در آن بازه

پایین ترین قیمت (Low): کف قیمت در آن بازه

قیمت بسته شدن (Close): آخرین قیمت در پایان بازه

مثال فرضی: یک کندل یک ساعته روی جفت ارز یورو به دلار را در نظر بگیرید. اعداد این کندل:

قیمت مقدار
باز شدن1.0850
بالاترین1.0872
پایین ترین1.0838
بسته شدن1.0866

این کندل صعودی است. بدنه آن ۱۶ پیپ (از 1.0850 تا 1.0866) و کل دامنه نوسانش ۳۴ پیپ (از 1.0838 تا 1.0872) بوده است.

بدنه (Body)؛ میدان اصلی رقابت

بدنه فاصله قیمت باز شدن تا بسته شدن را نشان می دهد. نتیجه نهایی رقابت در آن بازه را می توان از بدنه خواند.

بدنه بلند: یک طرف بازار با قدرت کنترل را در دست داشته و قیمت را از نقطه شروع دور کرده است.

بدنه کوچک: با وجود نوسان، هیچ طرفی موفق نشده قیمت را در پایان بازه از نقطه شروع دور کند.

سایه یا شدو (Shadow/Wick)؛ ردپای قیمت های رد شده

سایه ها خطوط باریک بالا و پایین بدنه هستند و سقف و کف بازه را نشان می دهند. سایه بلند یعنی قیمت تا آن نقطه رفته، اما نتوانسته آنجا بماند.

سایه بالایی بلند: خریداران قیمت را بالا برده اند، اما فروشندگان آن را عقب رانده اند.

سایه پایینی بلند: نشانه عکس این حالت است.

به همین دلیل سایه را می توان ردپای قیمت هایی دانست که بازار آن ها را رد کرده است.

کندل صعودی و نزولی و معنای رنگ ها

کندل صعودی: قیمت بسته شدن بالاتر از باز شدن است. معمولا سبز یا سفید نمایش داده می شود.

کندل نزولی: قیمت بسته شدن پایین تر از باز شدن است. معمولا قرمز یا سیاه نمایش داده می شود.

رنگ ها در متاتریدر و تریدینگ ویو قابل تغییر هستند. پس رنگ یک قرارداد نمایشی است و آنچه اهمیت دارد، رابطه قیمت باز و بسته شدن است.

کندل تا بسته نشده، کندل نیست

یک کندل در حال تشکیل می تواند تا آخرین ثانیه شکلش را کاملا عوض کند. کندلی که ده دقیقه مانده به پایان شبیه یک چکش است، ممکن است در پایان به یک کندل نزولی بزرگ تبدیل شود.

قاعده ساده است: تحلیل الگو فقط روی کندل بسته شده معتبر است. اگر برای دانستن زمان باقی مانده تا بسته شدن کندل مشکل دارید، اندیکاتور کندل تایم این زمان را روی چارت نمایش می دهد.

روانشناسی کندل ها؛ چطور رقابت خریدار و فروشنده را بخوانیم؟

هر کندل نتیجه یک رقابت است. بدنه نشان می دهد چه کسی برنده شد و سایه ها نشان می دهند طرف دیگر تا کجا مقاومت کرد. وقتی این منطق را بفهمید، دیگر نیازی به حفظ کردن تک تک الگوها نیست.

داستان شکل گیری یک کندل در تایم فریم پایین تر

یک کندل ۴ ساعته در واقع از ۱۶ کندل ۱۵ دقیقه ای ساخته شده است. فرض کنید یک کندل ۴ ساعته با سایه پایینی بلند و بدنه کوچک در بالای دامنه بسته شده است. در تایم فریم پایین تر احتمالا این سه مرحله رخ داده است:

ابتدا قیمت با فشار فروش به شدت پایین رفته است.

در کف، خریداران وارد شده اند.

در ساعات باقی مانده، قیمت تقریبا تا نقطه شروع بازگشته است.

نتیجه روی چارت ۴ ساعته فقط یک کندل است، اما همین یک کندل این داستان را خلاصه کرده است: «فروشندگان تلاش کردند و شکست خوردند.»

نسبت بدنه به سایه و معنای آن

برای تفسیر هر کندلی، حتی کندل های بی نام، این سه سؤال را بپرسید:

بدنه نسبت به کل کندل چقدر است؟ بدنه بزرگ یعنی قاطعیت. بدنه کوچک یعنی تردید یا تعادل.

سایه بلندتر کدام طرف است؟ طرفی که سایه بلندتری دارد، جهتی است که بازار رد کرده است.

کندل کجای دامنه خود بسته شده است؟ بسته شدن نزدیک سقف، کنترل خریداران را نشان می دهد. بسته شدن نزدیک کف، کنترل فروشندگان را نشان می دهد.

تشخیص ضعف روند از روی بدنه و سایه ها

پیش از آنکه الگوی بازگشتی مشخصی شکل بگیرد، کندل ها معمولا نشانه های ضعف روند را نشان می دهند.

در یک روند صعودی، این نشانه ها احتمال تضعیف روند را مطرح می کنند:

کوچک تر شدن بدنه کندل های صعودی

بلندتر شدن سایه های بالایی

افزایش کندل های نزولی با بدنه بزرگ

در روند نزولی، نشانه ها برعکس است:

کوچک تر شدن بدنه کندل های نزولی

بلندتر شدن سایه های پایینی

این نشانه ها به معنای بازگشت قطعی نیستند. اما هشدار می دهند که ادامه دادن معامله در جهت روند به احتیاط بیشتری نیاز دارد.

انواع کندل های تکی که باید بشناسید

کندل های تکی پایه همه الگوها هستند. برای هر کدام سه چیز را بدانید: معیار شکلی، معنای رفتاری، و جایی که معتبر است.

ماروبوزو؛ کنترل کامل یک طرف

ماروبوزو (Marubozu) کندلی با بدنه بلند و بدون سایه یا با سایه بسیار کوتاه است.

ماروبوزوی صعودی: قیمت تقریبا از کف باز شده و در سقف بسته شده است.

ماروبوزوی نزولی: حالت عکس آن است.

این کندل نشانه قدرت کامل یک طرف است. در شکست سطوح کلیدی، اعتبار شکست را افزایش می دهد.

فرفره (Spinning Top)؛ تردید بازار

فرفره بدنه ای کوچک در وسط دارد و سایه های بالا و پایین آن تقریبا هم اندازه اند. بازار در هر دو جهت حرکت کرده، اما در پایان به نقطه شروع نزدیک مانده است.

فرفره به تنهایی سیگنال نیست. وقتی بعد از یک حرکت قوی ظاهر شود، نشان می دهد قدرت طرف غالب کم شده است.

دوجی و انواع آن

دوجی (Doji) کندلی است که قیمت باز و بسته شدن آن یکسان یا بسیار نزدیک است و بدنه اش تقریبا به یک خط تبدیل می شود. دوجی نماد تعادل کامل خریدار و فروشنده است. چهار شکل اصلی دارد:

دوجی استاندارد: سایه های تقریبا متقارن؛ تردید خالص

دوجی سنجاقک (Dragonfly): سایه پایینی بلند و باز و بسته شدن در سقف کندل. فروشندگان قیمت را پایین بردند اما خریداران کاملا آن را برگرداندند.

دوجی سنگ قبر (Gravestone): سایه بالایی بلند و باز و بسته شدن در کف کندل؛ دقیقا عکس سنجاقک

دوجی پایه بلند (Long-Legged): هر دو سایه بلند؛ نوسان شدید بدون نتیجه

یک راه ساده برای اشتباه نگرفتن سنجاقک و سنگ قبر: سنجاقک شبیه حرف T است و بدنه در بالاست. سنگ قبر شبیه T وارونه است و بدنه در پایین است.

چکش و مرد آویزان؛ یک شکل با دو معنا

چکش (Hammer) و مرد آویزان (Hanging Man) از نظر شکل یکسان هستند. معیار رایج این دو کندل:

بدنه کوچک در بالای دامنه

سایه پایینی حداقل دو برابر بدنه

سایه بالایی بسیار کوتاه یا بدون سایه بالایی

تفاوت آن ها فقط در محل تشکیل است:

چکش بعد از روند نزولی شکل می گیرد. نشان می دهد فروشندگان قیمت را پایین بردند، اما خریداران آن را پس گرفتند. این احتمال بازگشت به بالا را مطرح می کند.

مرد آویزان بعد از روند صعودی شکل می گیرد. نشان می دهد در اوج روند، فروش قابل توجهی وارد بازار شده است، حتی اگر خریداران موقتا قیمت را برگردانده باشند.

درباره رنگ بدنه دو دیدگاه وجود دارد:

دیدگاه رایج تر: چکش با بدنه سبز کمی قوی تر از چکش قرمز است، چون قیمت بالاتر از باز شدن بسته شده است.

دیدگاه دیگر: رنگ در این الگو اهمیت زیادی ندارد.

آنچه در هر دو دیدگاه مشترک است: موقعیت الگو و کندل تأیید بعدی بسیار مهم تر از رنگ بدنه است.

چکش معکوس و ستاره دنباله دار

این دو هم شکل یکسان دارند:

بدنه کوچک در پایین دامنه

سایه بالایی بلند

چکش معکوس (Inverted Hammer) بعد از روند نزولی ظاهر می شود. نشان می دهد خریداران برای اولین بار تلاش جدی برای بالا بردن قیمت کرده اند. چون در پایان کندل موفق نشده اند، این الگو نسبت به چکش به تأیید قوی تری نیاز دارد.

ستاره دنباله دار (Shooting Star) بعد از روند صعودی ظاهر می شود. نشان می دهد خریداران قیمت را بالا بردند اما فروشندگان آن را به پایین برگرداندند.

پین بار؛ نام پرایس اکشنی خانواده چکش

پین بار (Pin Bar) اصطلاحی است که در سبک پرایس اکشن رایج شده است. به هر کندلی با یک سایه بلند و بدنه کوچک در انتهای دیگر گفته می شود.

بنابراین چکش، مرد آویزان، چکش معکوس و ستاره دنباله دار همگی انواع پین بار هستند. اگر در یک منبع «پین بار صعودی» و در منبع دیگر «چکش» می خوانید، معمولا درباره یک مفهوم صحبت می شود.

الگوهای کندلی چندتایی (دو، سه و پنج کندلی)

الگوهای چندکندلی از کنار هم قرار گرفتن چند کندل با رابطه مشخص ساخته می شوند. این الگوها چون رفتار بازار را در بیش از یک دوره نشان می دهند، معمولا اطلاعات کامل تری از یک کندل تنها دارند. برای بررسی جداگانه هر الگو با تصویر، صفحه الگوهای کندلی را ببینید. در اینجا منطق و طبقه بندی آن ها توضیح داده می شود.

الگوهای دو کندلی

اینگلف یا پوشا (Engulfing): بدنه کندل دوم، بدنه کندل اول را به طور کامل در بر می گیرد.

اینگلف صعودی در کف روند نزولی شکل می گیرد.

اینگلف نزولی در سقف روند صعودی شکل می گیرد.

منطق این الگو: طرف مقابل نه تنها حرکت قبلی را خنثی کرده، بلکه از آن هم فراتر رفته است.

هارامی (Harami): عکس اینگلف است. بدنه کوچک کندل دوم داخل بدنه بزرگ کندل اول قرار می گیرد. هارامی بیشتر نشانه توقف حرکت و کاهش قدرت روند است تا بازگشت قطعی.

الگوی نفوذی (Piercing Line) و ابر سیاه (Dark Cloud Cover):

نفوذی بعد از یک کندل نزولی بزرگ ظاهر می شود. کندل دوم صعودی است و بیش از نیمه بدنه کندل اول بسته می شود.

ابر سیاه نسخه نزولی همین الگو در سقف روند است.

هر دو الگو بازگشتی هستند، نه ادامه دهنده.

موچین (Tweezer): دو کندل متوالی با سقف (Tweezer Top) یا کف (Tweezer Bottom) تقریبا یکسان. منطق آن ساده است: بازار دو بار یک سطح قیمتی را آزموده و هر دو بار رد شده است.

الگوهای سه کندلی

ستاره صبحگاهی (Morning Star) و ستاره عصرگاهی (Evening Star):

ستاره صبحگاهی از سه کندل تشکیل شده است:

یک کندل نزولی بزرگ

یک کندل کوچک (فرفره یا دوجی) که «ستاره» نام دارد

یک کندل صعودی بزرگ که تا عمق بدنه کندل اول بسته می شود

ستاره عصرگاهی نسخه نزولی همین الگو در سقف روند است. نحوه شناسایی این الگو در فارکس با تعریف کلاسیک آن تفاوت دارد. این موضوع در بخش فارکس توضیح داده شده است.

سه سرباز سفید (Three White Soldiers) و سه کلاغ سیاه (Three Black Crows): سه کندل متوالی هم جهت با بدنه بزرگ. هر کندل نزدیک سقف (یا کف) خود بسته می شود. این الگو تغییر کنترل بازار را با قاطعیت نشان می دهد.

سه خط ضربه (Three Line Strike): سه کندل هم جهت که با یک کندل بزرگ مخالف دنبال می شوند. این کندل چهارم کل حرکت سه کندل قبلی را می بلعد. این الگو کمیاب است. آمار آن در بخش اعتبار الگوها آمده است.

الگوهای ادامه دهنده واقعی

الگوهای ادامه دهنده نشان می دهند بازار در میانه روند استراحت کرده و احتمالا مسیر قبلی را ادامه می دهد.

سه روش صعودی و نزولی (Rising/Falling Three Methods): یک الگوی پنج کندلی است.

یک کندل بزرگ هم جهت روند

سه کندل کوچک خلاف جهت که داخل دامنه کندل اول می مانند (کندل های دوم تا چهارم)

یک کندل بزرگ دیگر هم جهت روند که از کندل اول فراتر می رود (کندل پنجم)

تاسوکی (Tasuki Gap): به یک گپ (فاصله خالی قیمتی) هم جهت روند وابسته است. همین وابستگی به گپ، کاربرد آن را در فارکس محدود می کند.

یک نکته مهم: مثلث و پرچم هم الگوهای ادامه دهنده هستند، اما الگوهای کلاسیک چارتی به حساب می آیند، نه الگوی کندلی. این الگوها از ده ها کندل و خطوط روند ساخته می شوند و منطق تحلیل آن ها متفاوت است.

جدول طبقه بندی صحیح الگوها

این جدول برای مرور سریع است و به اشتباه نگرفتن دسته بندی ها کمک می کند:

الگو تعداد کندل نوع جهت سیگنال شرط زمینه
چکش۱بازگشتیصعودیبعد از روند نزولی
مرد آویزان۱بازگشتینزولیبعد از روند صعودی
چکش معکوس۱بازگشتیصعودیبعد از روند نزولی
ستاره دنباله دار۱بازگشتینزولیبعد از روند صعودی
دوجی۱تردیدخنثیمعنا از موقعیت گرفته می شود
ماروبوزو۱قدرتهم جهت بدنهمعتبرتر در شکست سطوح
اینگلف صعودی/نزولی۲بازگشتیصعودی/نزولیدر انتهای روند
هارامی۲بازگشتی ضعیفخلاف رونددر انتهای روند
نفوذی۲بازگشتیصعودیبعد از روند نزولی
ابر سیاه۲بازگشتینزولیبعد از روند صعودی
موچین سقف/کف۲بازگشتینزولی/صعودیروی سطح کلیدی
ستاره صبحگاهی۳بازگشتیصعودیبعد از روند نزولی
ستاره عصرگاهی۳بازگشتینزولیبعد از روند صعودی
سه سرباز سفید۳بازگشتیصعودیبعد از روند نزولی یا رنج
سه کلاغ سیاه۳بازگشتینزولیبعد از روند صعودی یا رنج
سه روش صعودی/نزولی۵ادامه دهندههم جهت رونددر میانه روند

زمینه؛ چرا یک الگوی درست در جای غلط بی ارزش است؟

یک الگوی کندلی کامل و بی نقص، اگر در جای نامناسب شکل بگیرد، ارزش معاملاتی کمی دارد. زمینه (Context) یعنی سه چیز: الگو بعد از چه حرکتی، روی چه سطحی و در چه تایم فریمی ظاهر شده است.

روند قبلی، شرط لازم الگوهای بازگشتی

الگوی بازگشتی برای معنا داشتن به روندی نیاز دارد که بخواهد آن را برگرداند. یک چکش وسط یک بازار خنثی و رنج، معمولا فقط یک کندل معمولی با سایه بلند است.

پیش از ارزیابی هر الگوی بازگشتی، ابتدا مطمئن شوید روند قبلی واضح بوده است. یک راه ساده، استفاده از خط روند یا ساختار سقف و کف هاست.

کندل ها در نواحی حمایت، مقاومت و عرضه و تقاضا

الگوهای کندلی وقتی روی سطوح حمایت و مقاومت یا نواحی عرضه و تقاضا شکل بگیرند، معمولا اعتبار بیشتری پیدا می کنند. دلیلش این است که در این نواحی، تعداد زیادی سفارش انباشته شده و احتمال تغییر توازن خریدار و فروشنده بیشتر است.

قیمت در برخورد با یک سطح کلیدی معمولا یکی از دو رفتار را نشان می دهد:

واکنش و بازگشت: کندل هایی با سایه بلند به سمت سطح یا الگوهای بازگشتی ظاهر می شوند.

شکست: کندل هایی با بدنه بزرگ مثل ماروبوزو، که آن طرف سطح بسته می شوند، دیده می شوند.

کندل خوانی کمک می کند بین این دو حالت زودتر تمایز قائل شوید.

تحلیل چندتایم فریمی و ادغام کندل ها

هر کندل در تایم فریم بالاتر، مجموع چند کندل در تایم فریم پایین تر است. در تحلیل مولتی تایم فریم این رابطه کاربرد عملی دارد.

مثال: یک اینگلف صعودی روی چارت ۴ ساعته را در نظر بگیرید. اگر دو کندل آن را ادغام کنید (باز شدن کندل اول، بسته شدن کندل دوم، سقف و کف مجموع) روی تایم ۸ ساعته به یک پین بار صعودی تبدیل می شود. هر دو یک داستان را روایت می کنند: فشار فروش جذب و خنثی شده است.

نتیجه عملی این است که اگر روی تایم فریم معاملاتی الگو می بینید، بررسی کنید آیا تایم فریم بالاتر هم همان پیام را تأیید می کند. یک روش رایج این است:

یک یا دو تایم فریم بالاتر را برای تشخیص جهت کلی بررسی کنید.

به تایم فریم معاملاتی بروید و دنبال الگو بگردید.

کدام تایم فریم برای کندل خوانی بهتر است؟

تایم فریم «بهترین» وجود ندارد. اما یک قاعده کلی وجود دارد: هرچه تایم فریم بالاتر باشد، هر کندل حجم بیشتری از معاملات را خلاصه می کند و نویز کمتری دارد.

روزانه و ۴ ساعته: برای بیشتر معامله گران، به ویژه تازه کارها، نقطه شروع مناسب تری هستند.

کمتر از ۱۵ دقیقه: الگوها بسیار زیاد تشکیل می شوند، اما بخش بزرگی از آن ها نوسانات تصادفی است.

انتخاب نهایی به سبک معاملاتی و زمانی که برای پایش بازار دارید بستگی دارد.

کندل شناسی در فارکس چه تفاوتی با بورس و کریپتو دارد؟

قواعد اصلی کندل شناسی در همه بازارها یکسان است. اما ساختار بازار فارکس باعث می شود چند الگو در عمل متفاوت دیده شوند و شکل کندل ها به تنظیمات بروکر وابسته باشد. بیشتر کتاب های کلاسیک کندل شناسی با داده های بازار سهام نوشته شده اند. به همین دلیل، این تفاوت ها برای معامله گر فارکس اهمیت ویژه ای دارد.

ویژگی فارکس بورس سهام کریپتو
ساعت معاملهتقریبا ۲۴ ساعته در روزهای کاریساعت محدود روزانه۲۴ ساعته در تمام هفته
گپ قیمتینادر؛ عمدتا در باز شدن هفتهرایج در شروع هر روزبسیار نادر
حجم نمایش داده شدهمعمولا حجم تیکیحجم واقعی بورسحجم همان صرافی
زمان بسته شدن کندل روزانهوابسته به ساعت سرور بروکرساعت پایان معاملاتمعمولا ۰۰:۰۰ به وقت UTC

بازار ۲۴ ساعته و نبود گپ؛ تعریف اصلاح شده ستاره ها

گپ (Gap) فضای خالی بین قیمت بسته شدن یک کندل و باز شدن کندل بعدی است. در بازار فارکس، جفت ارزهای اصلی تقریبا به طور پیوسته معامله می شوند و نقدشوندگی بالایی دارند. به همین دلیل گپ واضح در آن ها نسبتا نادر است و بیشتر در زمان باز شدن بازار در ابتدای هفته دیده می شود (Titan FX).

این موضوع روی الگوهایی که در تعریف کلاسیک به گپ نیاز دارند اثر مستقیم دارد:

ستاره صبحگاهی و عصرگاهی: در تعریف سنتی، کندل ستاره باید با گپ از کندل اول جدا شود و کندل سوم هم با گپ از ستاره فاصله بگیرد. چون بازارهای ۲۴ ساعته گپ کمی دارند، معامله گران معمولا این شرط را کنار می گذارند (IG Academy). در فارکس، معیار عملی این است: کندل اول بزرگ، کندل وسط کوچک، و کندل سوم که تا عمق بدنه کندل اول نفوذ کند.

الگوهای کاملا وابسته به گپ: الگوهایی مانند Abandoned Baby یا Upside Gap Two Crows عملا در فارکس و کریپتو تشکیل نمی شوند. اگر ابزاری آن ها را در بازار ۲۴ ساعته نشان می دهد، معمولا از تعریف شل شده ای استفاده می کند و در واقع الگوی دیگری را اندازه می گیرد (LuxAlgo).

💡 نکته: اگر در چارت جفت ارزها دنبال ستاره صبحگاهی «کتابی» با گپ می گردید، به ندرت آن را پیدا می کنید. به اندازه بدنه ها و عمق نفوذ کندل سوم توجه کنید، نه به وجود فضای خالی بین کندل ها.

کندل روزانه کی بسته می شود؟ ساعت سرور بروکر

بازار فارکس مرکز معاملاتی واحد ندارد. بنابراین «پایان روز» یک قرارداد است، نه یک واقعیت ثابت.

رایج ترین قرارداد، ساعت ۵ عصر به وقت نیویورک است که با افت روزانه فعالیت در بازار جهانی ارز هم زمان می شود (BabyPips Forum). برای اینکه نیمه شب سرور دقیقا روی این ساعت قرار بگیرد، بسیاری از بروکرها ساعت سرور خود را روی GMT+2 در زمستان و GMT+3 در تابستان تنظیم می کنند.

این تنظیم در عمل اهمیت زیادی دارد. سقف، کف و بدنه کندل روزانه مستقیما به زمان شروع و پایان آن وابسته است. اگر دو بروکر ساعت سرور متفاوت داشته باشند، کندل روزانه یک جفت ارز در یک روز مشخص می تواند در دو چارت شکل متفاوتی داشته باشد. یعنی ممکن است در یکی پین بار ببینید و در دیگری یک کندل معمولی.

برای اینکه بدانید چارت شما با چه ساعتی کار می کند، ساعت باز و بسته شدن بازار فارکس به وقت ایران را با زمان سرور بروکر خود مقایسه کنید. همچنین تنظیم ساعت متاتریدر 5 را بررسی کنید.

کندل یکشنبه و تفاوت الگوهای روزانه بین بروکرها

بروکرهایی که ساعت سرورشان روی GMT تنظیم شده، در هر هفته یک کندل روزانه کوتاه یک تا دو ساعته در روز یکشنبه و یک کندل کوتاه در جمعه دارند (MQL5 Forum). در مقابل، چارت های مبتنی بر بسته شدن نیویورک دقیقا پنج کندل ۲۴ ساعته در هفته دارند و کندل یکشنبه ندارند.

کندل یکشنبه دو مشکل ایجاد می کند:

الگوهای کاذب: یک کندل یک ساعته کم حجم ممکن است شبیه دوجی یا هارامی به نظر برسد، در حالی که فقط بازه کوتاه ابتدای هفته را نشان می دهد.

شکل نادرست کندل دوشنبه: کندل دوشنبه بخشی از حرکت ابتدای هفته را از دست می دهد.

⚠️ قبل از کندل خوانی روزانه: چارت روزانه بروکر خود را بررسی کنید. اگر در هر هفته شش کندل می بینید، یعنی کندل یکشنبه وجود دارد و در تحلیل الگوهای روزانه باید آن را در نظر بگیرید.

حجم تیکی به جای حجم واقعی

برخی منابع افزایش حجم را شرط تأیید الگوهایی مانند اینگلف می دانند. این توصیه در بازار سهام که حجم متمرکز و قابل اندازه گیری دارد منطقی است.

بازار فارکس اما غیرمتمرکز است. حجمی که متاتریدر برای جفت ارزها نشان می دهد معمولا حجم تیکی (Tick Volume) است، یعنی تعداد دفعات تغییر قیمت در آن بازه. حجم تیکی تا حدی با فعالیت بازار همبستگی دارد و برای مقایسه نسبی کندل ها قابل استفاده است. اما معادل حجم واقعی معاملات نیست و فقط داده یک بروکر را منعکس می کند. اگر می خواهید از داده حجم استفاده کنید، با محدودیت های اندیکاتور حجم معاملات در فارکس آشنا شوید.

اسپرد، قیمت Bid و سایه های گمراه کننده

نمودار پیش فرض متاتریدر بر اساس قیمت Bid (قیمت پیشنهادی خرید) رسم می شود. نتیجه عملی این است:

پوزیشن خرید با قیمت Bid بسته می شود. پس حد ضرر آن با همان قیمتی فعال می شود که روی چارت می بینید.

پوزیشن فروش با قیمت Ask (قیمت پیشنهادی فروش) بسته می شود که روی چارت رسم نشده است.

در زمان باز شدن اسپرد در فارکس، مثلا هنگام انتشار اخبار یا در ابتدای هفته، ممکن است حد ضرر یک پوزیشن فروش فعال شود، در حالی که سایه کندل روی چارت به آن نقطه نرسیده است.

💡 نکته: هنگام تعیین حد ضرر بالای سقف یک الگو برای پوزیشن فروش، فاصله ای حداقل به اندازه اسپرد معمول آن جفت ارز در نظر بگیرید.

از تشخیص الگو تا معامله؛ یک چک لیست عملی

یک الگوی کندلی به تنهایی سیگنال ورود نیست. این الگو یک فرضیه است که باید تأیید شود و با مدیریت ریسک همراه باشد.

کندل تأیید (Confirmation) چیست؟

کندل تأیید، کندلی است که بعد از الگو بسته می شود و جهت پیش بینی شده را نشان می دهد. برای مثال، بعد از یک چکش، کندل بعدی که بالاتر از بسته شدن چکش بسته شود، نشان می دهد خریداران واقعا ادامه داده اند.

انتظار برای تأیید، بخشی از حرکت را از شما می گیرد، اما تعداد ورودهای اشتباه را کاهش می دهد. این یک مبادله آگاهانه بین زودتر وارد شدن و دقیق تر وارد شدن است. انتخاب بین آن ها باید در برنامه معاملاتی شما از قبل مشخص باشد.

نقطه ورود، حد ضرر و حد سود بر اساس ساختار کندل

ساختار خود الگو معمولا منطقی ترین جای حد ضرر را نشان می دهد. نقطه ای که اگر قیمت به آن برسد، فرض الگو باطل شده است:

چکش و الگوهای بازگشتی صعودی: حد ضرر زیر کف سایه پایینی الگو

ستاره دنباله دار و الگوهای بازگشتی نزولی: حد ضرر بالای سقف الگو، به علاوه فاصله اسپرد

برای حد سود و حد ضرر، حد سود را معمولا روی نزدیک ترین سطح حمایت یا مقاومت مخالف قرار می دهند. اگر فاصله تا آن سطح ریسک به ریوارد قابل قبولی ایجاد نکند، حتی یک الگوی بی نقص هم ممکن است ارزش معامله نداشته باشد.

مثال: معامله ستاره عصرگاهی روی مقاومت روزانه

سناریوی فرضی (اعداد فقط برای آموزش محاسبات هستند):

شرایط:

جفت ارز EUR/USD در روند صعودی به مقاومت روزانه 1.1000 رسیده است.

روی چارت ۴ ساعته یک ستاره عصرگاهی کامل شده است.

سقف کندل ستاره در 1.1015 قرار دارد.

کندل بعد از الگو نزولی بسته شده و الگو را تأیید کرده است.

پارامترهای معامله:

ورود: سفارش فروش در 1.0995

حد ضرر: 1.1020؛ یعنی ۵ پیپ بالای سقف ستاره برای پوشش اسپرد. فاصله تا ورود ۲۵ پیپ است.

حد سود: 1.0945، روی حمایت بعدی؛ یعنی ۵۰ پیپ

نسبت ریسک به ریوارد: ۱ به ۲

محاسبه حجم معامله:

موجودی حساب: ۱۰۰۰ دلار

ریسک هر معامله طبق قانون ریسک ۱ تا ۲ درصد: ۱ درصد، یعنی ۱۰ دلار

ارزش هر پیپ برای یک لات استاندارد EUR/USD: حدود ۱۰ دلار

ارزش هر پیپ برای ۰.۰۴ لات: ۰.۴ دلار

حجم مناسب برای حد ضرر ۲۵ پیپی: ۱۰ ÷ (۲۵ × ۱۰) = ۰.۰۴ لات

نتیجه احتمالی:

اگر حد ضرر فعال شود: زیان ۱۰ دلار

اگر حد سود فعال شود: سود حدود ۲۰ دلار

این سناریو تضمین نتیجه نیست. حتی الگوهایی با سابقه آماری مناسب در بخش قابل توجهی از موارد شکست می خورند. هدف این مثال نشان دادن این است که اندازه زیان باید پیش از ورود مشخص و محدود باشد.

چک لیست ۷ مرحله ای قبل از ورود

این چک لیست را پیش از هر معامله کندلی مرور کنید. نسخه کامل تر آن را در چک لیست معاملاتی پیش از ورود به هر معامله می توانید ببینید.

روند قبلی برای الگوی بازگشتی واضح است؟

سطح کلیدی وجود دارد؟ الگو روی حمایت، مقاومت یا ناحیه عرضه و تقاضا شکل گرفته است؟

کندل الگو کاملا بسته شده است؟

تایم فریم بالاتر با جهت معامله تضاد ندارد؟

کندل تأیید بسته شده است، یا ورود بدون تأیید در برنامه شما تعریف شده است؟

حد ضرر پشت ساختار الگو و با فاصله اسپرد تعیین شده است؟

نسبت ریسک به ریوارد و حجم معامله با قوانین مدیریت ریسک شما سازگار است؟

اگر پاسخ یکی از موارد منفی است، بهتر است از معامله صرف نظر کنید.

الگوهای کندلی چقدر قابل اعتمادند؟ آمار بولکوفسکی

مستندترین داده ها درباره عملکرد الگوهای کندلی از توماس بولکوفسکی (Thomas Bulkowski) و کتاب «Encyclopedia of Candlestick Charts» او به دست آمده است. بولکوفسکی بیش از صد الگو را روی حجم بزرگی از داده های تاریخی آزموده است.

سه معیار متفاوت: فراوانی، نرخ بازگشت و رسیدن به هدف

پیش از خواندن هر آماری، باید بدانید چه چیزی اندازه گیری شده است. فراوانی، نرخ بازگشت و رسیدن به هدف سه معیار جداگانه هستند (StockCharts):

فراوانی: الگو چند بار ظاهر می شود. الگوی بسیار دقیقی که سالی یک بار تشکیل شود، کاربرد عملی کمی دارد.

نرخ بازگشت: در چند درصد موارد، قیمت بعد از الگو در جهت پیش بینی شده حرکت کرده است.

رسیدن به هدف: حرکت بعد از الگو چقدر بوده است. نرخ بازگشت بالا با حرکت های بسیار کوچک ممکن است حتی هزینه اسپرد را هم پوشش ندهد.

جدول آماری الگوهای منتخب

الگو نرخ بازگشت گزارش شده فراوانی منبع
سه خط ضربه (Three Line Strike)حدود ۸۴٪بسیار نادرProRealCode
ستاره صبحگاهیحدود ۷۸٪کمStockCharts
ستاره عصرگاهیحدود ۷۲٪کمProRealCode
Abandoned Babyحدود ۷۰٪۲۹۳ مورد در ۴.۷ میلیون کندلFinancial Wisdom
الگوی نفوذیحدود ۶۴٪نسبتا رایجStockCharts

این جدول یک نکته مهم را نشان می دهد. الگوهایی که بالاترین درصد را دارند، معمولا کمیاب ترین هستند. برای مثال، الگوی Abandoned Baby در میان ۴.۷ میلیون کندل فقط ۲۹۳ بار مشاهده شده است.

اعداد منابع ثانویه گاهی چند درصد با هم اختلاف دارند. این اختلاف معمولا ناشی از نسخه کتاب، تفکیک بازار صعودی و نزولی یا تعریف متفاوت الگوست. برای ارقام دقیق، سایت خود بولکوفسکی (ThePatternSite) مرجع اصلی است.

محدودیت این آمار برای فارکس

این اعداد را نباید مستقیما به چارت فارکس تعمیم داد. سه دلیل اصلی وجود دارد:

آزمون های بولکوفسکی عمدتا روی داده های روزانه سهام آمریکا انجام شده اند. ساختار آن بازار، یعنی گپ های روزانه و حجم متمرکز، با فارکس متفاوت است.

الگوهای وابسته به گپ در فارکس عملا با تعریف دیگری شناسایی می شوند. پس آمار نسخه کلاسیک آن ها برای نسخه فارکسی معتبر نیست.

عملکرد الگو در تایم فریم های پایین تر و جفت ارزهای مختلف می تواند تفاوت زیادی داشته باشد.

این آمار برای درک «ترتیب نسبی» قدرت الگوها مفید است. اما برای دانستن عملکرد یک الگو در جفت ارز و تایم فریم مورد نظرتان، بک تست اختصاصی جایگزین ندارد.

اشتباهات رایج در کندل شناسی

بیشتر زیان هایی که از کندل شناسی ناشی می شوند به خود الگوها مربوط نیستند. این زیان ها از نحوه استفاده از الگوها می آیند. این اشتباهات در کنار سایر اشتباه معامله گران تازه کار بسیار تکرار می شوند.

معامله با یک کندل، بدون زمینه

ورود به معامله فقط به دلیل دیدن یک چکش یا دوجی، بدون بررسی روند قبلی و سطح کلیدی، رایج ترین اشتباه است. الگوهای تکی در همه جای چارت شکل می گیرند. فقط بخش کوچکی از آن ها در موقعیتی قرار دارند که ارزش معاملاتی داشته باشند.

ورود قبل از بسته شدن کندل

دیدن الگو در کندل در حال تشکیل و ورود زودهنگام، معمولا به این دلیل است که معامله گر نگران از دست دادن حرکت است. اما همان طور که در بخش آناتومی کندل توضیح داده شد، کندل باز هنوز الگو نیست.

اعتماد به سایه های لحظه انتشار خبر

هنگام انتشار داده های مهم اقتصادی مانند شاخص NFP یا تصمیم نرخ بهره، قیمت در چند ثانیه حرکات شدید و رفت و برگشتی دارد. این حرکات سایه های بسیار بلندی می سازند.

این سایه ها اغلب حاصل کاهش موقت نقدشوندگی و باز شدن اسپرد هستند، نه رد شدن آگاهانه یک سطح قیمتی. خواندن آن ها به عنوان پین بار می تواند گمراه کننده باشد.

حفظ کردن ده ها الگوی نادر

تعداد الگوهای کندلی نام دار به بیش از صد مورد می رسد. بسیاری از آن ها به ندرت تشکیل می شوند. تسلط عمیق بر ۱۰ تا ۱۵ الگوی اصلی و منطق رفتاری پشت آن ها، معمولا از حفظ سطحی ده ها الگوی کمیاب کاربردی تر است.

اتکای کامل به اندیکاتورهای تشخیص خودکار الگو

ابزارهای تشخیص خودکار الگو برای اسکن سریع مفیدند. اما معمولا دو مشکل دارند:

زمینه، یعنی روند و سطح کلیدی را نمی سنجند.

از تعریف های عددی ثابتی استفاده می کنند که ممکن است با تعریف شما یکسان نباشد.

از این ابزارها برای پیدا کردن الگو استفاده کنید، اما تصمیم نهایی را با بررسی چشمی چارت بگیرید.

نقشه راه یادگیری کندل شناسی؛ از صفر تا ۱۰۰ در ۴ مرحله

کندل شناسی با خواندن یاد گرفته نمی شود، بلکه با دیدن صدها نمونه روی چارت به مهارت تبدیل می شود. این نقشه راه یک مسیر پیشنهادی است. سرعت حرکت در هر مرحله به زمان تمرین شما بستگی دارد.

مرحله ۱ تا ۴: هدف و خروجی هر مرحله

مرحله ۱: آناتومی و روانشناسی

تمرین: روی چارت روزانه یک جفت ارز اصلی، هر روز ۲۰ کندل گذشته را بدون نگاه کردن به نام الگوها تفسیر کنید. برای هر کندل مشخص کنید چه کسی برنده شد و چه قیمتی رد شد.

خروجی: توانایی توضیح هر کندل با یک جمله

مرحله ۲: الگوهای اصلی

تمرین: کندل های تکی و الگوهای جدول طبقه بندی را یاد بگیرید. سپس در داده های گذشته برای هر الگو حداقل ۲۰ نمونه پیدا کنید.

خروجی: تشخیص سریع و درست الگوها

مرحله ۳: زمینه و فیلتر

تمرین: نمونه های مرحله قبل را به دو گروه تقسیم کنید: «روی سطح کلیدی» و «بدون سطح». سپس نتیجه حرکت قیمت بعد از هر گروه را مقایسه کنید.

خروجی: دیدن تفاوت عملکرد الگو در زمینه های مختلف با داده خودتان

مرحله ۴: معامله آزمایشی

تمرین: چک لیست ورود را روی حساب دمو اجرا کنید و همه معاملات را ثبت کنید.

خروجی: یک پرونده معاملاتی برای ارزیابی واقعی عملکرد

برای مرحله چهارم، ورود به فارکس با اکانت دمو امکان تمرین بدون ریسک سرمایه واقعی را فراهم می کند. ثبت دلیل ورود، تصویر الگو و نتیجه هر معامله در یک ژورنال معاملاتی باعث می شود الگوهای اشتباه تکراری خودتان را ببینید.

روش بک تست دستی در تریدینگ ویو و متاتریدر

بک تست دستی یعنی چارت را به گذشته ببرید و کندل به کندل جلو بیایید. در هر نقطه بدون دانستن ادامه مسیر تصمیم بگیرید.

در تریدینگ ویو: ابزار Bar Replay این کار را انجام می دهد.

در متاتریدر: می توانید از Strategy Tester در حالت نمایشی استفاده کنید.

اگر هنوز بین این دو پلتفرم مردد هستید، مقایسه متاتریدر بهتر است یا تریدینگ ویو به انتخاب کمک می کند.

یک بک تست قابل اتکا حداقل به چند ده نمونه برای هر الگو نیاز دارد. نتیجه چند معامله محدود، چه مثبت و چه منفی، برای قضاوت درباره یک الگو کافی نیست. برای آشنایی با روش اصولی این کار، بک تست و فوروارد تست در فارکس را بخوانید.

منابع پیشنهادی برای ادامه مسیر

دو کتاب پایه در این حوزه شناخته شده اند:

«Japanese Candlestick Charting Techniques» نوشته استیو نیسون: مرجع کلاسیک تعریف الگوها و منطق آن ها

«Encyclopedia of Candlestick Charts» نوشته توماس بولکوفسکی: مرجع آماری عملکرد الگوها

اگر می خواهید آموزش را در کنار سایر موضوعات معامله گری ادامه دهید، فهرست کتاب های آموزش فارکس می تواند نقطه شروع مناسبی باشد.

سوالات متداول

کندل شناسی به زبان ساده چه کاربردی دارد؟
کندل شناسی نشان می دهد در هر بازه زمانی کدام طرف بازار، خریداران یا فروشندگان، قدرت بیشتری داشته و کدام قیمت ها رد شده اند. این اطلاعات در کنار سطوح کلیدی و روند، به ارزیابی احتمال ادامه یا بازگشت حرکت قیمت کمک می کند.
آیا فقط با کندل شناسی می توان در فارکس معامله کرد؟
کندل شناسی به تنهایی یک سیستم معاملاتی کامل نیست. الگوهای کندلی وقتی با زمینه بازار (روند و سطوح کلیدی)، قوانین مشخص ورود و خروج و مدیریت ریسک ترکیب شوند، کاربرد عملی پیدا می کنند. هیچ ترکیبی از این ابزارها سود را تضمین نمی کند.
یادگیری کندل شناسی چقدر زمان می برد؟
یادگیری نام و شکل الگوهای اصلی ممکن است چند روز طول بکشد. اما رسیدن به توانایی تشخیص الگوی معتبر در زمینه درست، به تمرین مستمر روی چارت و بک تست نیاز دارد. این زمان برای افراد مختلف بسیار متفاوت است.
کندل شناسی در طلا (XAUUSD) هم کاربرد دارد؟
بله. قواعد کندل شناسی روی هر بازاری که قیمت باز، بسته، سقف و کف داشته باشد قابل استفاده است. طلا در فارکس هم مانند جفت ارزها تقریبا پیوسته معامله می شود. بنابراین نکات بخش فارکس، یعنی نبود گپ و ساعت سرور بروکر، درباره آن هم صدق می کند. نوسان بالاتر طلا معمولا سایه های بلندتری ایجاد می کند و حد ضرر را باید متناسب با آن تنظیم کرد.
کندل هیکن آشی با کندل معمولی چه فرقی دارد؟
کندل هیکن آشی (Heikin Ashi) از میانگین قیمت ها ساخته می شود و قیمت واقعی باز و بسته شدن را نشان نمی دهد. این کندل برای دیدن روند هموارتر مفید است. اما الگوهای کلاسیک کندل شناسی که در این آموزش آمده اند، روی کندل های معمولی تعریف شده اند و نباید روی هیکن آشی اجرا شوند.
چرا کندل های چارت من با چارت دوستم یا تریدینگ ویو فرق دارد؟
دو دلیل اصلی دارد:
ساعت سرور متفاوت: باعث می شود کندل های روزانه و ۴ ساعته در زمان های متفاوتی باز و بسته شوند.
فید قیمت متفاوت بروکرها: که سقف و کف ها را چند پیپ جابه جا می کند.
برای تحلیل الگوهای روزانه، همیشه به چارت همان بروکری که در آن معامله می کنید اتکا کنید.

جمع بندی

کندل شناسی وقتی کاربردی می شود که از «شناخت شکل» به «فهم رفتار» برسد. یک الگوی کندلی فقط وقتی ارزش بررسی دارد که این شرایط را داشته باشد:

در جای درست شکل گرفته باشد، یعنی بعد از روند و روی سطح کلیدی.

کندل آن بسته شده باشد.

با تایم فریم بالاتر هم خوانی داشته باشد.

در فارکس، به جز این قواعد، باید ساعت سرور بروکر، نبود گپ و ماهیت حجم تیکی را هم در نظر بگیرید. در نهایت، هیچ الگویی، حتی الگوهایی با بهترین آمار تاریخی، بدون حد ضرر مشخص و حجم معامله متناسب با سرمایه قابل اتکا نیست.

منابع

IG Academy – Candlestick patterns

LuxAlgo – Rare Candlestick Formations

Titan FX – Price Gaps

Thomas Bulkowski – Top 10 Reversal Candlesticks (ThePatternSite)

StockCharts – 5 Bullish Candlestick Patterns Ranked and Tested

Financial Wisdom – Thomas Bulkowski Candlestick Patterns

ProRealCode – Trend reversal and continuation patterns

MQL5 Forum – Broker time zones and daily candles

BabyPips Forum – Forex daily close time

5(۱۶۳ رای)
به این مقاله امتیاز دهید:
اشتراک گذاری

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!

آموزش کندل شناسی در فارکس صفر تا 100 — MondFx