بازگشت تنشها با تهدید تعرفهای ترامپ
هفته گذشته دونالد ترامپ بار دیگر مواضع سختگیرانهای علیه چین اتخاذ کرد و اعلام نمود که از ابتدای نوامبر، تعرفههای وارداتی بر کالاهای چینی را ۱۰۰ درصد افزایش میدهد.
طبق برآورد بلومبرگ، این تصمیم نرخ مؤثر تعرفههای چین را به حدود ۱۴۰ درصد خواهد رساند، سطحی که میتواند عملاً تجارت میان دو کشور را متوقف کند. همین خبر کافی بود تا فضای بازار بهشدت ریسکگریز شود. اما آیا این تهدید واقعی است یا صرفاً تاکتیکی برای فشار در مذاکرات؟
دلیل تنش جدید: عناصر کمیاب خاکی
منشا تازهترین درگیری، محدودیتهای صادراتی جدید چین بر عناصر کمیاب خاکی است - موادی حیاتی برای صنایع الکترونیک، انرژی پاک، خودروسازی و تسلیحات نظامی.
طبق قوانین جدید، هر کشوری که از این عناصر در تولید محصولاتش استفاده کند و بخواهد آنها را صادر نماید، باید مجوز رسمی از چین بگیرد.
چین که بزرگترین تولیدکننده این عناصر در جهان است، از این اقدام بهعنوان اهرم فشار استراتژیک در برابر غرب بهره میبرد. اگرچه وزارت بازرگانی چین تأکید کرده که اثر این محدودیتها بر زنجیره جهانی «محدود» است، اما این سیاست بهوضوح برای آمریکا خوشایند نیست و موجب واکنش تند ترامپ شد.
پاسخ پکن و عقبنشینی لفظی واشنگتن
در پاسخ، وزارت بازرگانی چین اعلام کرد که کنترل صادرات اقدامی مشروع است و هدف آن، حفظ ثبات جهانی و صلح منطقهای است. پکن هشدار داد در صورت ادامه مسیر خصمانه آمریکا، اقدامات متقابل قاطعانهای انجام خواهد داد.
با این حال، ترامپ یکشنبهشب در شبکه Truth Social لحن خود را نرمتر کرد و نوشت:
«نگران چین نباشید، همهچیز خوب خواهد شد! رئیسجمهور شی فقط یک لحظه بد داشت. ما نمیخواهیم به چین آسیب بزنیم، بلکه میخواهیم کمک کنیم.»
این پیام باعث شد بازارها اندکی آرام شوند و بخشی از افت خود را جبران کنند.
چرا چین در موضع قدرت است؟
آخرین دادههای تراز تجاری چین نشان میدهد که این کشور توانسته اثر تعرفههای آمریکا را تا حد زیادی خنثی کند.
در حالیکه صادرات به آمریکا ۲۷٪ کاهش یافته، صادرات به سایر مناطق رشد چشمگیری داشته است:
آفریقا: ۵۶٪ رشد
اروپا: ۱۴٪ رشد
آمریکای لاتین: ۱۵.۲٪ رشد
در مجموع، صادرات چین به بازارهای غیرآمریکایی حدود ۱۵٪ افزایش یافته است.
این یعنی پکن توانسته بازارهای جایگزین برای محصولات خود بیابد و فشار تعرفههای آمریکا را به حداقل برساند.
اقتصاد آمریکا در برابر فشار تعرفهای
اقتصاد ایالات متحده اما در شرایط شکنندهتری قرار دارد. پیش از تعطیلی دولت، دادههای اقتصادی نشان از ضعف بازار کار و تداوم فشارهای تورمی داشتند.
گزارش NFP کاهش شدید اشتغال و افزایش نرخ بیکاری را نشان میداد. تحلیلها حاکی از آن است که تعرفههای بالا، بیشتر از چین، به اقتصاد آمریکا ضربه زدهاند؛ چراکه شرکتها برای مهار هزینهها ناچار به تعدیل نیرو شدهاند.
در نتیجه، افزایش بیشتر تعرفهها میتواند روند کاهش تورم را متوقف کرده و حتی رکود خفیفی ایجاد کند.
سناریوی پیشرو: تهدید یا واقعیت؟
با توجه به مواضع نرمتر اخیر ترامپ و شرایط اقتصادی نهچندان مطلوب آمریکا، بهنظر میرسد تهدید تعرفه ۱۰۰ درصدی بیش از آنکه تصمیمی واقعی باشد،ابزاری برای امتیازگیری در مذاکرات است.
تحلیلگران گلدمن ساکس نیز معتقدند محتملترین سناریو، عقبنشینی دو طرف و تمدید یا لغو تعرفههاست.
بازارها فعلاً در وضعیت انتظار به سر میبرند؛ هر خبر مثبتی از بهبود روابط میتواند به رشد داراییهای ریسکی (سهام و کریپتو) منجر شود، در حالی که تشدید تنشها، سرمایهها را به سمت طلا و ین سوق خواهد داد.
جمعبندی
چین با استفاده از اهرم صادرات عناصر کمیاب، بار دیگر واشنگتن را در موقعیت دشواری قرار داده است. تهدید تعرفهای ترامپ باعث موجی از ریسکگریزی در بازارها شد، اما نشانهها حاکی از آن است که این تهدید بیشتر جنبه تاکتیکی دارد تا اجرایی.
اقتصاد آمریکا در حال حاضر توان تحمل شوک تعرفهای تازه را ندارد، در حالی که چین با گسترش بازارهای صادراتی خود آسیب چندانی از این جنگ نخواهد دید.
در چنین فضایی، تریدرها باید آماده نوسانات ناگهانی و تصمیمات سیاسی باشند - زیرا در جنگ تجاری، منطق اقتصادی همیشه برنده نیست.
