وارن بافت (Warren Buffett)
وارن بافت، یکی از موفقترین سرمایهگذاران تاریخ، در ۳۰ اوت ۱۹۳۰ در شهر اوماها، آمریکا متولد شد. او از همان دوران کودکی و نوجوانی علاقه زیادی به تجارت و سرمایهگذاری داشت. در ۱۱ سالگی، اولین سرمایهگذاری خود را در شرکت سایتز سرویس (Sites Service) انجام داد و پس از مدتی، از این سرمایهگذاری به سود رسید. همین تجربه و دیگر موفقیتهای تجاری کوچک، انگیزهای برای ادامه مسیر سرمایهگذاری او شدند.
امروزه Warren Buffett بهعنوان یکی از برترین تریدرهای جهان شناخته میشود و مالک شرکت برکشر هاتاوی (Berkshire Hathaway) است. این شرکت در حوزه بیمه و معاملات سهام فعالیت دارد و یکی از معتبرترین شرکتهای آمریکایی محسوب میشود.
استراتژی سرمایهگذاری وارن بافت
وارن بافت یک استراتژی هوشمندانه و بلندمدت در سرمایهگذاری دارد. او سهام یا شرکتهایی را انتخاب میکند که در حال حاضر ارزش چندانی ندارند اما پتانسیل رشد قابلتوجهی در آینده دارند. این استراتژی، که به سرمایهگذاری ارزشی (Value Investing) معروف است، باعث شده او به یکی از ثروتمندترین افراد جهان تبدیل شود.
به عقیده وارن بافت، عواملی که میتوانند موفقیت یک شرکت در آینده را تضمین کنند، شامل کیفیت مدیریت، زیرساختهای قوی، رقابتپذیری و نوآوری در ایدهها هستند. او همواره بر اهمیت صبر و شکیبایی در معاملات تأکید دارد و از خرید و فروشهای عجولانه و هیجانی اجتناب میکند.
وارن بافت تاکنون حدود ۱۳۵ میلیارد دلار ثروت کسب کرده و همچنان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای دنیای سرمایهگذاری به شمار میآید.
ری دالیو Ray Dalio
ری دالیو یکی از برجستهترین تریدرها و سرمایهگذاران جهان است که در ۸ اوت ۱۹۴۹ در شهر نیویورک متولد شد. او از سن ۱۲ سالگی وارد دنیای سرمایهگذاری و معاملهگری شد و به مرور زمان، با مفهوم سود و زیان، اصول ترید و ماهیت سرمایهگذاری آشنا گردید.
ری دالیو مؤسس و مالک شرکت بریجواتر (Bridgewater Associates) است؛ شرکتی که با ۱۵۰ میلیارد دلار سرمایه در گردش، یکی از بزرگترین شرکتهای مدیریت سرمایه و ریسک در آمریکا محسوب میشود.
او تأکید دارد که سبد سرمایه باید متنوع باشد تا از ریسکهای احتمالی در بازارهای مالی جلوگیری شود. به عنوان مثال، در بازار کریپتو، سرمایهگذاری روی توکنهای متنوع از پروژههای مختلف باعث میشود که در صورت شکست یک پروژه، افزایش قیمت دیگر داراییها بتواند ضرر را جبران کند.
دالیو اقتصاد را مانند یک ماشین علت و معلولی در نظر میگیرد. بر همین اساس، او بازار را تحلیل کرده و سعی میکند روند قیمتی را بر اساس روابط اقتصادی پیشبینی کند.
دالیو معتقد است که باید تمامی تحلیلها و دیدگاههای بازارهای مالی بررسی شوند تا بتوان برترین تحلیلگران و نظریات آنها را شناسایی کرد. او باور دارد که همکاری با تحلیلگران برتر، منجر به سرمایهگذاریهای موفقتر خواهد شد.
دالیو همواره بر اهمیت یادگیری مداوم و تطبیق استراتژیهای معاملاتی با شرایط بازار تأکید دارد. او به کارمندان و معاملهگران توصیه میکند که در بازارهای مالی انعطاف داشته باشند و هیچگاه از یادگیری و توسعه مهارتهای خود دست نکشند.
جورج سوروس (George Soros)
جورج سوروس یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین تریدرهای جهان محسوب میشود. او نهتنها به دلیل ثروت چندین میلیارد دلاری و مدیریت چندین شرکت مالی شناخته میشود، بلکه برخی از معاملات تاریخی او، مانند چهارشنبه سیاه بریتانیا در سال ۱۹۹۲، نام او را در دنیای مالی جاودانه کرده است.
در ۱۶ سپتامبر ۱۹۹۲، جورج سوروس با پیشبینی سقوط ارزش پوند انگلیس، یک معامله شورت (Short) چند میلیارد واحدی بر روی این ارز باز کرد.
این معامله، بانک مرکزی بریتانیا را با بحران مالی شدیدی مواجه کرد و باعث شد که بانک این کشور به اصلاحات اقتصادی گستردهای تن دهد.
از آن زمان، به دلیل تأثیر مستقیم سوروس بر این بحران، او به "نابودگر بانک بریتانیا" مشهور شد.
استراتژیهای معاملاتی جورج سوروس
1. تمرکز بر اقتصاد کلان جهانی
سوروس تصمیمات معاملاتی خود را بر اساس تحلیل اقتصاد کلان و سیاستهای مالی جهانی تنظیم میکند. سوروس به جای تریدهای کوتاهمدت، بیشتر بر حرکات بزرگ بازارهای مالی در سطح جهانی تمرکز دارد.
2. سرمایهگذاری جسورانه در موقعیتهای مطمئن
سوروس زمانی که احتمال موفقیت یک پیشبینی را بالا بداند، با حجم بالایی وارد معامله میشود. او با اعتمادبهنفس بالا و استفاده از نبوغ اقتصادی خود، در بسیاری از مواقع توانسته سودهای کلانی کسب کند.
3. معامله برخلاف روند بازار
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد سوروس، سرمایهگذاری برخلاف جهت ترندهای بازار است. او معتقد است که بهترین فرصتها زمانی به دست میآیند که بازار دچار خطا شده و در جهت نادرستی حرکت میکند.
جورج سوروس علاوه بر ترید، یک نیکوکار بزرگ و فعال در سیاست و مسائل اجتماعی است. او نگرانی ویژهای درباره ساختار متمرکز شبکههای اجتماعی و انحصار اطلاعات دارد و معتقد است که بلاک چین و فناوریهای غیرمتمرکز میتوانند این مشکل را حل کنند.
استیون کوهن (Steven Cohen)
استیون کوهن که با نام استیو کوهن نیز شناخته میشود، در ۱۱ ژوئن ۱۹۵۶ در شهر نیویورک متولد شد. اگرچه خانواده او در حوزه سرمایهگذاری فعالیتی نداشتند، اما کوهن از همان ابتدا به اقتصاد و بازارهای مالی علاقهمند بود و تحصیلات دانشگاهی خود را در همین زمینه ادامه داد.
اولین تجربه سرمایهگذاری استیون کوهن با ۱۰۰۰ دلار آغاز شد. پس از فارغالتحصیلی، وارد والاستریت شد و در مدت کوتاهی توانست جایگاه خود را بهعنوان یکی از محبوبترین سرمایهگذاران نیویورک تثبیت کند. پس از کسب ثروت کافی، شرکتهای اختصاصی خود را تأسیس کرد و در دنیای سرمایهگذاری به موفقیتهای چشمگیری دست یافت. در حال حاضر، سرمایه خالص کوهن حدود ۱۹ میلیارد دلار برآورد میشود.
سبک معاملاتی Steven Cohen
کوهن به معاملات فرکانس بالا (High-Frequency Trading) علاقه زیادی دارد. او در این معاملات از دادههای کمی استفاده میکند که حاصل تحلیل الگوریتمهای پیشرفته بازار هستند و به او در انجام حجم بالایی از معاملات در لحظه کمک میکنند. همچنین، استیون کوهن به معاملات اهرمدار لانگ و شورت توجه ویژهای دارد تا بتواند در هر دو شرایط صعودی و نزولی بازار سود کسب کند.
علاوه بر موفقیت در بازارهای مالی، استیون کوهن یکی از برترین کلکسیونرهای جهان محسوب میشود. او مجموعهای از آثار هنری ارزشمند به ارزش تقریبی ۷۰۰ میلیون دلار را در منزل شخصی خود نگهداری میکند.
استنلی دراکن میلر (Stanley Druckenmiller)
استنلی دراکن میلر یکی از برترین تریدرهای جهان محسوب میشود و سابقه همکاری با جورج سوروس را دارد. مهمترین همکاری آنها به سال ۱۹۹۲ برمیگردد، زمانی که هر دو از سقوط قیمت پوند سود قابلتوجهی کسب کردند. این معامله بهعنوان یکی از موفقترین پیشبینیهای مالی در تاریخ شناخته میشود.
در حال حاضر، استنلی دراکن میلر سهام شرکتهایی نظیر انویدیا (NVIDIA)، مایکروسافت (Microsoft) و آمازون (Amazon) را در اختیار دارد. او علاقه زیادی به ایجاد و مدیریت صندوقهای سرمایهگذاری دارد و در چند دهه گذشته، چندین صندوق موفق را راهاندازی و اداره کرده است.
سبک معاملاتی و مدیریت ریسک
دراکن میلر به حضور در بازارهای مختلف و استفاده از استراتژیهای متنوع معاملاتی علاقهمند است. یکی از مهمترین روشهای او، معاملات اهرمدار (Leverage Trading) است. او بر مدیریت ریسک و سرمایه در این نوع معاملات تأکید دارد اما درعینحال توصیه میکند که در زمان مناسب و در صورت اطمینان از پیشبینی خود، از لوریجهای بالا استفاده کنید
بروس کوونر (Bruce Kovner)
بروس کوونر در سال ۱۹۴۵ در نیویورک متولد شد. او تحصیلات خود را در رشته اقتصاد سیاسی ادامه داد و در سال ۱۹۷۶ به بازارهای مالی علاقهمند شد. پس از یک سال مطالعه و تحقیق درباره ترید و امور مالی، فعالیت خود را در بازارهای مالی آغاز کرد و توانست از همان ابتدا به سود برسد.
در سالهای بعد، کوونر صندوقهای سرمایهگذاری معتبر و سوددهی را مدیریت کرد و به یکی از موفقترین سرمایهگذاران جهان تبدیل شد. او به معاملهگران توصیه میکند که همیشه کمتر از آنچه فکر میکنند مقدار مناسبی است، سرمایهگذاری کنند.
همچنین، مدیریت ریسک از دیدگاه او اهمیت بسیار بالایی دارد. کوونر معتقد است که حد سود و حد ضرر باید در سطوح معقولی تعیین شوند تا از زیانهای ناگهانی جلوگیری شود.
بروس کوونر یکی از سرمایهگذاران برجسته دنیای مالی است که به اهمیت ترکیب تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال در معاملات باور دارد. او معتقد است که هیچکدام از این تحلیلها بهتنهایی ارزش کافی ندارند و تنها در کنار یکدیگر میتوانند بهترین نتایج را ارائه دهند.
استراتژی معاملاتی و کنترل احساسات
برخلاف بسیاری از تریدرها، بروس کوونر علاقه چندانی به پیشبینی روندهای بازار ندارد و ترجیح میدهد از ترندهای موجود پیروی کند.
یکی دیگر از توصیههای مهم او کنترل احساسات در معاملات است. به گفته کوونر، معاملهگران باید هنگام ترید مانند یک ماشین بیاحساس عمل کنند و تنها بر اساس منطق و تحلیل تصمیم بگیرند.
جیم سایمنز (Jim Simons)
جیمز هریس سایمنز در سال ۱۹۳۸ متولد و در می ۲۰۲۴ چشم از جهان فروبست. این ریاضیدان برجسته و استاد دانشگاه MIT به دلیل استراتژیهای سرمایهگذاری کمی (Quantitative Investing) به یکی از برترین تریدرهای جهان تبدیل شد. او بنیانگذار شرکت رنسانس تکنولوژیز (Renaissance Technologies) بود که امروزه بهعنوان یکی از موفقترین صندوقهای پوشش ریسک در جهان شناخته میشود.
سایمنز از دانش ریاضی و فیزیک در استراتژیهای معاملاتی خود بهره میبرد و توانست با استفاده از شاخصهای مبتنی بر محاسبات به بازدهی بالایی دست یابد. امروزه، این نوع استراتژیهای کمی در بازارهای مالی از طریق رباتهای معاملهگر پیادهسازی میشوند و میتوانند سودی پایدار برای کاربران ایجاد کنند.
سایمنز حجم عظیمی از دادههای اقتصادی را جمعآوری کرده و با شناسایی الگوهای آماری و الگوریتمهای معاملاتی، توانست روند بازار را پیشبینی کند. او در واقع مفهوم معاملات فرکانس بالا (High-Frequency Trading – HFT) را معرفی و توسعه داد.
پل تودور جونز (Paul Tudor Jones)
پل تودور در ۲۸ سپتامبر ۱۹۵۴ به دنیا آمد. او بهعنوان یک سرمایهگذار، کارآفرین، خیر و تحلیلگر برجسته بازارهای مالی شناخته میشود. یکی از بزرگترین موفقیتهای او، پیشبینی سقوط شدید بازار سهام در دوشنبه سیاه سال ۱۹۸۷ بود. در آن سال، بورس آمریکا با افت قابلتوجهی مواجه شد، اما جونز با پیشبینی دقیق این بحران، توانست میلیونها دلار سود کسب کند.
پل جونز یک معاملهگر ماکرو (Macro Trader) است، بدین معنا که اقتصاد کلان را مبنای سرمایهگذاریهای خود قرار میدهد. او وضعیت سیاسی، اقتصادی و روندهای کلان جامعه را تجزیهوتحلیل میکند و بر اساس این عوامل، گزینههای مناسب را به سبد سرمایهگذاری خود اضافه میکند.
موفقیت پل جونز در سال ۱۹۸۷ سکوی پرتابی برای پیشرفت مداوم او شد. امروزه، شرکت سرمایهگذاری تودور تحت مدیریت او فعالیت دارد و ۲۰ میلیارد دلار دارایی در گردش را کنترل میکند.
سبک سرمایهگذاری؛ تکیه بر اقتصاد کلان
پل جونز یک معاملهگر ماکرو (Macro Trader) است، بدین معنا که اقتصاد کلان را مبنای سرمایهگذاریهای خود قرار میدهد. او وضعیت سیاسی، اقتصادی و روندهای کلان جامعه را تجزیهوتحلیل میکند و بر اساس این عوامل، گزینههای مناسب را به سبد سرمایهگذاری خود اضافه میکند.
پل جونز همچنین از استراتژی مومنتوم (Momentum Trading) بهره میبرد. در این روش، خرید و فروش در راستای حرکت قیمت انجام میشود؛ یعنی در روند صعودی خرید و در روند نزولی فروش اتفاق میافتد. در معاملات مومنتوم، انتظار میرود که روندهای قیمتی ادامه داشته باشند، اما این نوع سرمایهگذاری معمولاً کوتاهمدت است.
یکی از فنون خاص جونز، سرمایهگذاری برخلاف احساسات بازار است. برای مثال، در زمان افزایش فروش اتریوم و کاهش قیمت آن، او برخلاف جو عمومی بازار، اقدام به خرید این ارز دیجیتال میکند. پس از مدتی، با تغییر احساسات بازار و افزایش قیمت، دارایی خود را با قیمت بالاتر میفروشد و به سود قابلتوجهی دست مییابد.
جو لوییس (Joe Lewis)
جو لوییس در سال ۱۹۳۷ متولد شد و اصالت آمریکایی دارد. او در ۱۵ سالگی وارد کسبوکار خانوادگی شد و با مدیریت هوشمندانه، ارزش آن را در مدت چند سال به حدود ۳۰ میلیون دلار رساند. این موفقیت نقطه آغاز تبدیل شدن او به یک سرمایهگذار برجسته بود، بهگونهای که اکنون دارایی خالص او به ۶ میلیارد دلار میرسد. او از جمله افرادی بود که توانست در سال ۱۹۹۲ از سقوط پوند انگلیس در چهارشنبه سیاه سود قابلتوجهی کسب کند. چند سال بعد، او با استفاده از استراتژی مشابه موفق شد از افت ارزش پزو مکزیک ( واحد پول مکزیک) نیز سود زیادی به دست آورد.
استراتژی سرمایهگذاری جو لوییس
جو لوییس معتقد است که سرمایهگذاری باید در حوزههای متنوع انجام شود تا از ریسکهای احتمالی جلوگیری شود. او همچنین به سرمایهگذاریهای کلان و با حجم بالا شهرت دارد. بهطوری که در برخی موارد تا ۱.۵ میلیارد دلار در یک معامله سرمایهگذاری کرده است.
پس از فروش کسبوکار خانوادگی، لوییس وارد چندین معامله پرریسک شد و از آنها سود قابلتوجهی به دست آورد. بااینحال، او بعدها ریسک معاملات خود را کاهش داد و در حوزههای متنوعی مانند ورزش، صنعت رستورانداری و شرکتهای مختلف سرمایهگذاری کرد. او مالک باشگاه فوتبال تاتنهام، یکی از قدرتمندترین باشگاههای جهان است.
کارل آیکان (Carl Icahn)
کارل آیکان در سال ۱۹۳۶ در نیویورک متولد شد. او از یک خانواده معمولی بود و ثروت چندانی نداشت، اما موفقیتهایش زمانی آغاز شد که با وامی ۴۰۰ هزار دلاری از عمویش، سرمایه اولیه برای معاملات جاهطلبانه خود را تامین کرد.
Carl Icahn او یک استراتژی معاملاتی خاص دارد که بر خرید سهام شرکتها تا حدی که کنترل مدیریتی آنها را به دست گیرد، متمرکز است. این رویکرد، طی سالیان، برای او میلیاردها دلار سود به همراه داشته و او را به یکی از قدرتمندترین سرمایهگذاران دنیا تبدیل کرده است.
سالها بعد، آیکان سهام شرکتهایی مانند TWA، دل (Dell) و نتفلیکس (Netflix) را خریداری کرد و با اعمال تغییرات در ساختار مدیریتی آنها، تلاش کرد تا عملکرد و ارزش این شرکتها را افزایش دهد.
آیکان به شرکتهایی توجه ویژه دارد که بهنظر کمتر از پتانسیل واقعیشان ارزشگذاری شدهاند. او با شناسایی این شرکتها و خرید بخش عمدهای از سهام آنها، کنترل مدیریتی را در اختیار میگیرد و در اغلب موارد، با اجرای استراتژیهای هوشمندانه، ارزش سهام شرکت را افزایش میدهد.
