logo
مقالات

تفاوت بین تریدر و سرمایه‌گذار در بازار فارکس

Article Author
8 دقیقه
۰۷ آبان ۱۴۰۴
جستجو در متن
مطالب پیشنهادی

تریدر کیست و چه کاری انجام می‌دهد؟

تریدر به شخصی گفته می‌شود که به‌ طور فعال و پیوسته در بازار فارکس معامله می‌کند. هدف تریدرها کسب سود از نوسانات کوتاه‌ مدت قیمت ارزها و دارایی‌ها در بازار مالی است.تریدرها معمولاً با استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال مانند نمودارهای قیمتی، اندیکاتورها، الگوهای کندلی و سطوح حمایت و مقاومت، تصمیم‌گیری می‌کنند.زمان معاملات آن‌ها ممکن است در بازه‌های چند دقیقه تا چند ساعته متفاوت باشد، و این زمان‌بندی وابسته به استراتژی معاملاتی‌شان است (مثلاً اسکالپینگ یا ترید روزانه). این گروه از فعالان بازار، نیازمند دانش فنی بالا، سرعت عمل و روانشناسی معامله‌گری قوی هستند.

سرمایه‌گذار کیست و چه کاری انجام می‌دهد؟

در مقابل، س رمایه‌گذاران در فارکس با دیدگاه بلند مدت وارد بازار می‌شوند. آن‌ها به دنبال خرید ارزها یا دارایی‌هایی هستند که در طولانی‌ مدت رشد کنند و سودهای پایدار و مطمئن برای آن‌ها به ارمغان بیاورند. سرمایه‌گذاران بیشتر به تحلیل‌های فاندامنتال توجه دارند و عوامل اقتصادی و سیاسی مانند نرخ بهره، رشد اقتصادی و سیاست‌های بانک‌های مرکزی را در تصمیم‌گیری‌های خود مدنظر قرار می‌دهند.

تفاوت‌های استراتژیک بین تریدرها و سرمایه‌گذارها

تقریبا می‌توانید حدس بزنید با توجه به نوع انجام معاملات این دو دسته از فعالان بازار فارکس تفاوت‌های استراتژیک بسیار زیادی وجود دارد. به عنوان مثال استراتژی‌های معاملاتی تریدرها به تحلیل‌های تکنیکال و شاخص‌های بازار وابسته است و این امکان را به آن‌ها می‌دهد تا در طی روز چندین بار وارد معاملات گوناگون شوند.

به همین صورت سرمایه‌گذاران بازار فارکس بیشتر استراتژی‌های خود را به تحلیل‌های فاندامنتال و اخبارهای اقتصادی و سیاسی و تغییرات سیاست‌های بانک‌های مرکزی مانند نرخ بهره، رشد اقتصادی و… بنا می‌کنند. سرمایه‌گذاران فعال در حوزه فارکس نیز برخلاف تریدرها ترجیح می‌دهند به سرمایه‌گذاری‌های امن‌تر با نوسانات و ریسک کمتر وارد شوند که همین عامل تعداد معاملات آن‌ها را به صورت چشمگیری نسبت به تریدرهای حوزه فارکس کاهش می‌دهد.

تفاوت‌ بازه‌های زمانی در انجام معاملات بین تریدرها و سرمایه‌گذاران

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های بارز بین تریدرها و سرمایه‌گذاران در فارکس مربوط به افق زمانی است که هر کدام برای معاملات خود در نظر دارند. در ادامه تفاوت این دو دسته را با تمرکز بر افق زمانی در رویکرد معاملاتی تریدرها و سرمایه‌گذاران با ذکر مثال‌های واقعی از بازار فارکس بررسی می‌کنیم.

تفاوت افق زمانی در معاملات تریدرها

تریدرها معمولاً افرادی هستند که با نگاهی کوتاه‌مدت و بعضاً لحظه‌ای وارد بازار می‌شوند. آن‌ها سعی می‌کنند از نوسانات جزئی و سریع قیمت ارزها در بازار استفاده کنند. به‌طور معمول، تریدرها به دسته‌هایی مانند اسکالپرها (Scalpers)، دی‌تریدرها (Day Traders) و سوئینگ تریدرها (Swing Traders) تقسیم می‌شوند.

برای مثال، یک اسکالپر ممکن است در یک روز ده‌ها معامله روی جفت‌ارزی مثل EUR/USD انجام دهد، تنها برای کسب چند پیپ سود در هر معامله. این نوع معامله‌گر از نوسانات کوچک ناشی از اخبار اقتصادی یا تغییرات عرضه و تقاضا استفاده می‌کند و معمولاً با لوریج بالا کار می‌کند تا سود کوچک را چند برابر کند.

تریدر هایی مانند Richard Dennis، که به (تاجر لاک پشت و پیشگام پیرو روند)معروف است، روزانه صدها معامله انجام می‌داد و یکی از موفق‌ترین تریدرهای روزانه در بازارهای مالی محسوب می‌شد. در بازار فارکس، افرادی مانند او با تمرکز بالا، سرعت تصمیم‌گیری و مدیریت ریسک قوی فعالیت می‌کنند و انتظار دارند در بازه زمانی کوتاه‌ مدت به بازدهی برسند.

اما این سبک نیازمند نظارت مداوم بر بازار، تجربه و تحلیل‌های تکنیکال پیشرفته است. تریدر باید همواره در جریان اخبار فوری اقتصادی و تغییرات قیمت‌ها باشد و بتواند در چند ثانیه تصمیم بگیرد که وارد معامله شود یا از آن خارج شود.

تفاوت افق زمانی در معاملات سرمایه‌گذاران

در مقابل، سرمایه‌گذاران در بازار فارکس با دیدگاهی بلندمدت‌تر وارد معاملات می‌شوند. آن‌ها معمولاً بر مبنای تحلیل بنیادی و شرایط کلان اقتصادی کشورها، اقدام به خرید یا نگهداری ارز می‌کنند. این افراد به جای دنبال کردن نوسانات لحظه‌ای، به روندهای بلندمدت اقتصادی و ثبات مالی کشورها توجه دارند.

برای مثال، اگر سرمایه‌گذاری متوجه شود که اقتصاد کشور آمریکا در حال رشد پایدار است و نرخ بهره در حال افزایش است، ممکن است تصمیم بگیرد برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها دلار آمریکا را در برابر سایر ارزها نگه دارد. او انتظار دارد که در بلندمدت ارزش دلار افزایش یابد و از این رشد سود ببرد.

یکی از نمونه‌های واقعی این سبک، وارن بافت است. اگرچه او بیشتر در بازار سهام فعال است، اما فلسفه سرمایه‌گذاری او در فارکس نیز کاربرد دارد:خرید دارایی با ارزش بنیادی بالا و نگهداری آن برای مدت طولانی. در بازار فارکس، مؤسسات مالی بزرگ و بانک‌های مرکزی نیز گاهی با چنین دیدگاهی وارد عمل می‌شوند. به‌طور مثال،صندوق‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت معمولاً براساس رشد اقتصادی کشورهای نوظهور، به ارزهایی مثل مثل USD/INR یا USD/ZAR علاقه نشان می‌دهند و در آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند.

این سبک از سرمایه‌گذاری برای افرادی مناسب است که توانایی صبر دارند، از نوسانات لحظه‌ای هراسی ندارند، و می‌توانند سبد معاملاتی متنوع ایجاد کرده و با آرامش بیشتری به اهداف مالی خود برسند.

استراتژی‌های مدیریت ریسک در ترید و سرمایه‌گذاری

باید بدانید که ریسک به عنوان یک اصل معاملاتی در هر دو این روش‌ها در بازار فارکس وجود دارد، اما نحوه مدیریت ریسک در بین تریدرها و سرمایه‌گذارن به شکل کلی متفاوت است.

استراتژی‌های مدیریت ریسک تریدرها در فارکس

تریدرها، معمولاً برای افزایش بازدهی در معاملات کوتاه‌مدت، از ابزارهای پرریسک‌تری مانند اهرم (لوریج)استفاده می‌کنند. اهرم این امکان را به آن‌ها می‌دهد تا با سرمایه‌ای کمتر، پوزیشن‌های معاملاتی بزرگ‌تری برای انجام معاملات خود باز کنند و از نوسانات کوچک قیمتی سود قابل‌توجهی کسب کنند. اما در مقابل، این سود بالقوه با افزایش قابل‌توجه ریسک زیان همراه است. به همین دلیل،مدیریت ریسک در تریدینگ نه‌ تنها ضروری، بلکه عامل حیاتی برای بقای بلند مدت تریدر در بازار محسوب می‌شود.

ابزارهای مهم مدیریت ریسک برای تریدرها شامل مواردی نظیر تعیین حد ضرر (Stop Loss)برای خروج خودکار از معاملات زیان‌ده،تنظیم حجم معامله (Position Sizing)متناسب با سرمایه کل، و پایبندی به یک استراتژی معاملاتی منسجم است. برای مثال، یک تریدر حرفه‌ای در جفت‌ارزهایی مانند GBP/USD یا USD/JPY ممکن است تنها درصد اندکی از سرمایه خود را در هر معامله ریسک کند، تا در صورت بروز چند ضرر متوالی، سرمایه کلی او از بین نرود.

عدم رعایت این اصول می‌تواند به سرعت منجر به از دست رفتن بخش بزرگی از سرمایه شود و از آن مهم‌تر، اثرات روانی و احساسی ناشی از ضررهای سنگین می‌تواند روند تصمیم‌گیری و اعتمادبه‌نفس تریدر را برای معاملات آینده به‌شدت تضعیف کند.

استراتژی‌های مدیریت ریسک سرمایه‌گذاران در فارکس

سرمایه‌گذاران، معمولاً یا از اهرم (Leverage) استفاده نمی‌کنند و یا در صورت استفاده، نسبت اهرم در معاملات آن‌ها بسیار پایین‌تر از چیزی است که در معاملات تریدینگ دیده می‌شود. دلیل این رویکرد آن است که سرمایه‌گذاران تمایل دارند ریسک خود را در بازه‌های زمانی بلندمدت کنترل کرده و از نوسانات شدید بازار در امان بمانند. استفاده‌ی محدود یا بدون اهرم به آن‌ها اجازه می‌دهد تا در شرایط بحرانی بازار از فشارهای ناشی از مارجین کال و لیکویید شدن در امان باشند.

علاوه بر این، سرمایه‌گذاران از استراتژی‌های مدیریت ریسک محافظه‌کارانه‌تری مانند تنوع‌بخشی در سبد دارایی(Diversification) استفاده می‌کنند. به‌عنوان نمونه، یک سرمایه‌گذار با استراتژی سرمایه‌گذاری بلند مدت ممکن است سبد سرمایه‌گذاری خود را با چندین جفت‌ارز مختلف مانند EUR/USD، AUD/JPY و USD/ZAR تنظیم کند، تا وابستگی به عملکرد یک ارز خاص را در معاملات خود کاهش دهد. آن‌ها همچنین ممکن است بخشی از دارایی‌های خود را به دارایی‌های مالی باثبات‌ بیشتری مانند اوراق قرضه یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری در بازارهای نوظهور اختصاص دهند تا نوسانات کلی درون سبد سرمایه‌گذاری خود را کاهش دهند.

سرمایه‌گذاران و تریدرها در فارکس چه اثری بر روی یکدیگر دارند؟

درک تعامل بین سرمایه‌گذاران و تریدرها در بازار فارکس به ما کمک می‌کند تا بهتر بفهمیم این دو گروه چگونه در کنار هم ساختار بازار را شکل می‌دهند. در واقع، سرمایه‌گذاران و تریدرها هر دو نقش مکمل دارند و فعالیت‌هایشان به شکل‌گیری نقدشوندگی، جهت‌گیری قیمتی، و ثبات یا نوسان در بازار کمک می‌کند.

تأثیر تریدرها بر سرمایه‌گذاران

تریدرها با انجام معاملات متعدد در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت،نقدشوندگی بازار را افزایش می‌دهند. این به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا بتوانند به راحتی وارد یا خارج از موقعیت‌های معاملاتی خود شوند. همچنین، نوسانات قیمتی ایجاد شده توسط تریدرها در واکنش به اخبار یا داده‌های اقتصادی، می‌تواند به فرصت‌هایی برای ورود یا خروج سرمایه‌گذاران منجر شود.

مثال: اگر تریدرها در واکنش به افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی آمریکا (FOMC) به سرعت دلار را خریداری کنند و باعث تقویت آن شوند، سرمایه‌گذاران نیز ممکن است در ادامه تصمیم بگیرند که موقعیت بلندمدتی روی دلار اتخاذ کنند، چون این تقویت ممکن است روندی پایدار باشد.

تأثیر سرمایه‌گذاران بر تریدرها

سرمایه‌گذاران، به‌ ویژه نهادهای تاثیرگذار (مثل صندوق‌های پوشش ریسک یا بانک‌های مرکزی)، با حجم‌های بالا و نگاه بلند مدت، می‌توانند روندهای قیمتی بزرگ‌ و پایدار ایجاد کنند. تریدرها با تحلیل رفتار سرمایه‌گذاران و بررسی نشانه‌های ورود یا خروج آن‌ها، تلاش می‌کنند تا از این روندها در بازه‌های کوتاه‌مدت سود ببرند.

مثال: وقتی سرمایه‌گذاران با استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلند مدت به دلیل چشم‌انداز اقتصادی مثبت، شروع به خرید مداوم ارز AUD (دلار استرالیا) می‌کنند، این روند صعودی ممکن است هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه یابد به همین دلیل تریدرها از این روند سرمایه‌گذاران و تاثیری که بر بازار ارزها می‌گذارند به‌عنوان یک فرصت برای ترید در جهت این روند استفاده می‌کنند.

نظرات کاربران
فهرست مطالب