فراکتال در فارکس چیست؟
فراکتال در تحلیل تکنیکال، یک الگوی بازگشتی است که نشاندهنده نقاط اوج و کف قیمتی در نمودار میباشد. این الگو توسط بیل ویلیامز (Bill Williams) معرفی شد و یکی از ابزارهای پرکاربرد برای تحلیل روند بازار است.
فراکتالها بهعنوان نشانههایی از بازگشت قیمت یا ادامه روند عمل میکنند و معمولاً در کنار سایر اندیکاتورها برای تأیید تحلیل بهکار میروند.
ساختار فراکتال
الگوی فراکتال در بازارهای مالی شامل پنج کندل متوالی است که در آن کندل میانی نقشی کلیدی ایفا میکند. این کندل میتواند بالاترین نقطه (در سقف) یا پایینترین نقطه (در کف) را تشکیل دهد و دو کندل در هر طرف آن باید به ترتیب دارای سقف یا کف پایینتری باشند.
فراکتال صعودی (Bullish Fractal) به عنوان یک الگوی کف شناخته میشود که نشاندهنده احتمال افزایش قیمت است. در این الگو، کندل میانی پایینترین قیمت را در میان پنج کندل تشکیل میدهد. کندلهای مجاور در دو طرف کندل میانی باید کفهای بالاتری داشته باشند که نشاندهنده ضعف فروشندگان و افزایش قدرت خریداران است.
فراکتال نزولی (Bearish Fractal) یک الگوی سقف است که احتمال کاهش قیمت را نشان میدهد. در این الگو، کندل میانی بیشترین قیمت را در میان پنج کندل تشکیل میدهد. دو کندل مجاور در طرفین کندل میانی باید سقفهای پایینتری داشته باشند که بیانگر تضعیف قدرت خریداران و افزایش فشار فروشندگان است.
تشخیص این الگوها به معاملهگران کمک میکند تا نقاط بازگشت روند را شناسایی کرده و تصمیمگیریهای بهتری در معاملات خود اتخاذ کنند.
استراتژیهای معاملاتی با استفاده از فراکتال
فراکتال یکی از ابزارهای قدرتمند در تحلیل تکنیکال است که به معاملهگران کمک میکند نقاط بازگشتی بازار را شناسایی کنند. با این حال، به دلیل ذات نوسانی آن، بهتر است فراکتال در کنار سایر اندیکاتورها و تحلیل پرایس اکشن به کار گرفته شود تا اعتبار سیگنالها افزایش یافته و ریسک معاملات کاهش یابد.
معامله بر اساس شکست فراکتال (Fractal Breakout Trading)
یکی از رایجترین روشهای استفاده از فراکتال در فارکس، معامله بر اساس شکست است. در این روش، فراکتالهای شکسته شده به عنوان سیگنال ورود به معامله مورد استفاده قرار میگیرند. در یک روند صعودی، اگر قیمت از یک فراکتال نزولی قبلی عبور کند، سیگنالی برای ورود به معامله خرید (Buy) صادر میشود. در مقابل، در یک روند نزولی، اگر قیمت از یک فراکتال صعودی قبلی عبور کند، ورود به معامله فروش (Sell) منطقیتر است. برای جلوگیری از دریافت سیگنالهای کاذب در این روش، بهتر است از اندیکاتورهای تأییدی مانند میانگین متحرک (Moving Average) یا شاخص قدرت نسبی (RSI) استفاده شود.
ترکیب فراکتال با میانگین متحرک (Moving Average)
فراکتالها بهتنهایی ممکن است سیگنالهای ضعیفی ارائه دهند، اما ترکیب آنها با میانگین متحرک میتواند دقت تحلیل را افزایش دهد. در این روش، از یک میانگین متحرک 50 یا 200 دورهای برای تعیین روند کلی بازار استفاده میشود. در این استراتژی، فقط فراکتالهایی که در جهت میانگین متحرک قرار دارند باید مورد توجه قرار گیرند. برای مثال، اگر قیمت در بالای میانگین متحرک قرار داشته باشد، تنها فراکتالهای صعودی به عنوان سیگنال خرید در نظر گرفته میشوند. برعکس، اگر قیمت در پایین میانگین متحرک باشد، تنها فراکتالهای نزولی میتوانند سیگنال ورود به موقعیت فروش محسوب شوند.
استفاده از فراکتال در تأیید شکست سطوح حمایت و مقاومت
سطوح حمایت و مقاومت نقاط مهمی برای ورود و خروج از معاملات هستند و فراکتالها میتوانند به عنوان تأییدی بر شکست این سطوح عمل کنند. اگر یک سطح مقاومت شکسته شود و در همان ناحیه یک فراکتال نزولی جدید تشکیل شود، احتمال تغییر روند به صعودی افزایش مییابد. همچنین، اگر یک سطح حمایت شکسته شود و یک فراکتال صعودی جدید در همان ناحیه ظاهر شود، احتمال تغییر روند به نزولی بیشتر خواهد بود. این روش به معاملهگران کمک میکند تا نقاط ورود و خروج مناسبتری در معاملات خود شناسایی کنند.
ترکیب فراکتال با اندیکاتور RSI و MACD
برای کاهش سیگنالهای اشتباه، ترکیب فراکتال با اندیکاتورهای RSI و MACD میتواند عملکرد معاملاتی را بهبود بخشد. در این روش، اگر یک فراکتال صعودی تشکیل شود و RSI بالای سطح 30 باشد، ورود به معامله خرید مطمئنتر خواهد بود. همچنین در صورت تشکیل یک فراکتال نزولی و قرار گرفتن RSI زیر سطح 70، ورود به معامله فروش منطقیتر خواهد بود. در اندیکاتور MACD نیز اگر خط سیگنال از خط اصلی عبور کند و فراکتال نیز تأیید کند، احتمال موفقیت در معامله افزایش خواهد یافت.
اشتباهات رایج در استفاده از فراکتال
برخی از معاملهگران بدون دریافت تأییدیه مناسب، صرفاً بر اساس تشکیل فراکتال وارد معامله میشوند که این اقدام میتواند منجر به زیانهای سنگین شود. همچنین نادیده گرفتن روند کلی بازار یکی دیگر از اشتباهات رایج است؛ زیرا معامله بر خلاف جهت روند کلی، ریسک بالایی را به همراه دارد. عدم تعیین حد ضرر نیز میتواند سرمایه معاملهگر را در معرض خطر قرار دهد؛ به همین دلیل توصیه میشود که همواره حد ضرر در پایین فراکتال صعودی یا بالای فراکتال نزولی قرار داده شود. علاوه بر این، عدم توجه به تایمفریمهای بالاتر میتواند موجب دریافت سیگنالهای اشتباه شود، زیرا فراکتالها در تایمفریمهای بالاتر معمولاً اعتبار بیشتری دارند.
نکات کلیدی برای استفاده از فراکتال در فارکس
فراکتالهای صعودی معمولاً نشاندهنده احتمال رشد قیمت و فراکتالهای نزولی نشانهای از احتمال افت قیمت هستند. استفاده از فراکتال در کنار استراتژیهایی مانند شکست سطوح، میانگین متحرک و ترکیب آن با سایر اندیکاتورهای تکنیکال میتواند دقت تحلیل و شناسایی نقاط ورود و خروج مناسب را افزایش دهد.
برای موفقیت در معاملات مبتنی بر فراکتال، باید از اشتباهات رایج مانند ورود بدون تأییدیه و نادیده گرفتن روند کلی بازار پرهیز کرد. درک صحیح از مفهوم فراکتال و نحوه استفاده از آن در تحلیل تکنیکال میتواند به انجام معاملات دقیقتر کمک کرده و سودآوری در بازار فارکس را افزایش دهد.
نحوه تشخیص فراکتال روی نمودار
در بسیاری از پلتفرمهای معاملاتی مانند MetaTrader 4 و MetaTrader 5، اندیکاتور Fractals بهصورت پیشفرض وجود دارد و بهراحتی میتوان آن را روی نمودار اعمال کرد.
مراحل فعالسازی اندیکاتور فراکتال در متاتریدر:
در نوار ابزار Insert را انتخاب کنید.
از قسمت Indicators وارد Bill Williams شوید.
روی Fractals کلیک کنید.
تنظیمات را اعمال کرده و تأیید کنید.
پس از فعالسازی، فراکتالهای صعودی و نزولی روی نقاط کلیدی نمودار نمایش داده میشوند.
فراکتالی بودن بازار چیست؟
فراکتال (Fractal) یک ساختار ریاضی است که در مقیاسهای مختلف به طور مشابه تکرار میشود. در بازارهای مالی، مفهوم فراکتال به این معناست که نمودار قیمت در تایمفریمهای مختلف الگوهای مشابهی ایجاد میکند. این ویژگی موجب میشود که رفتار قیمت در دورههای زمانی مختلف، الگوهای قابل شناسایی و تکرارشوندهای داشته باشد.
ویژگیهای بازار فراکتالی
بازارهای فراکتالی دارای چند ویژگی مهم هستند که شناخت آنها برای معاملهگران ضروری است:
خودمتشابه بودن (Self-Similarity): بازار در تایمفریمهای کوچک و بزرگ الگوهای مشابهی نشان میدهد. این ویژگی به معاملهگران امکان میدهد که با مشاهده یک الگو در تایمفریمهای کوتاهتر، احتمال وقوع همان الگو را در تایمفریمهای بزرگتر در نظر بگیرند.
تکرارپذیری (Repetitiveness): حرکات قیمت در تایمفریمهای مختلف الگوهای مشابهی را به دفعات ایجاد میکنند. این ویژگی یکی از دلایل اصلی موفقیت معاملهگران در استفاده از استراتژیهای فراکتالی است.
عدم قطعیت (Uncertainty): بازارهای فراکتالی به طور دقیق قابل پیشبینی نیستند، اما با شناخت ساختارهای تکرارشونده در آنها، معاملهگران میتوانند رفتار کلی بازار را درک کرده و نقاط بازگشتی احتمالی را شناسایی کنند.
مثال از بازار فراکتالی
یک مثال واضح از بازار فراکتالی، الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) است. این الگو ممکن است در تایمفریمهای یک دقیقهای، یک ساعته و روزانه ظاهر شود. شباهت این الگو در مقیاسهای مختلف نشاندهنده پیروی بازار از الگوهای مشابه در تایمفریمهای گوناگون است.
چرا درک بازار فراکتالی اهمیت دارد؟
بهبود دقت تحلیل تکنیکال: شناخت الگوهای فراکتالی به معاملهگران کمک میکند تا روندهای بازار را بهتر تشخیص دهند و نقاط بازگشتی را با دقت بیشتری شناسایی کنند.
قابل استفاده در تایمفریمهای مختلف: بازار فراکتالی این امکان را فراهم میکند که یک استراتژی معاملاتی در تایمفریمهای گوناگون قابل اجرا باشد و نتایج مشابهی ارائه دهد.
بهبود مدیریت ریسک: معاملهگران میتوانند با در نظر گرفتن ساختارهای فراکتالی، حد ضرر و حد سود خود را در نقاط کلیدی بازار تنظیم کنند. این اقدام موجب کاهش ریسک و افزایش احتمال موفقیت در معاملات میشود.
آیا بازار همیشه فراکتالی عمل میکند؟
در اکثر مواقع، الگوهای فراکتالی در بازار شکل میگیرند، اما همیشه 100٪ دقیق نیستند. بازارهای کمعمق و بدون نقدینگی ممکن است رفتار فراکتالی مشخصی نداشته باشند. اخبار اقتصادی و رویدادهای مهم میتوانند الگوهای فراکتالی را به هم بزنند.
مزایا و معایب استفاده از فراکتال در ترید
| عنوان | توضیح | جزئیات | ||
|---|---|---|---|---|
| مزایا | ویژگیهای مثبت استفاده از فراکتال در تحلیل تکنیکال و معاملات. | - سادگی در تشخیص و استفاده در انواع بازارها. | - قابل ترکیب با سایر استراتژیهای معاملاتی. | - کاربردی برای تمامی تایمفریمها (از اسکالپینگ تا معاملات بلندمدت). |
| معایب | چالشها و محدودیتهای استفاده از فراکتال در بازارهای مالی. | - احتمال ارائه سیگنالهای کاذب در بازارهای پرنوسان. | - نیاز به تایید توسط سایر اندیکاتورها برای جلوگیری از خطاهای معاملاتی. | - عملکرد ضعیف در بازارهای بدون روند (رنج). |
تفسیر و استفاده از الگوی فراکتال در معاملات
الگوی فراکتال یکی از ابزارهای مفید در تحلیل تکنیکال است که به معاملهگران کمک میکند تا نقاط بازگشت بازار را شناسایی کرده و روندهای قیمتی را تأیید کنند. برای درک بهتر نحوه استفاده از این الگو، توجه به چند نکته مهم ضروری است.
تشخیص روند با استفاده از فراکتالها
تشخیص روند با استفاده از فراکتالها یکی از روشهای مؤثر در تحلیل تکنیکال است. فراکتال صعودی معمولاً در کفهای قیمتی ظاهر میشود و نشاندهنده احتمال رشد قیمت است. در مقابل، فراکتال نزولی معمولاً در سقفهای قیمتی تشکیل میشود و احتمال افت قیمت را افزایش میدهد.
اگر در بازار چندین فراکتال صعودی در نقاط پایینتر شکل بگیرد، احتمالاً بازار در یک روند صعودی قرار دارد. همچنین، در صورتی که چندین فراکتال نزولی در نقاط بالاتر شکل بگیرد، میتوان انتظار داشت که بازار در یک روند نزولی قرار گرفته است.
ترکیب فراکتالها با دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکال
برای افزایش دقت در پیشبینی حرکتهای بازار، ترکیب فراکتالها با سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال بسیار کاربردی است. در روش پرایس اکشن، اگر یک فراکتال صعودی همراه با یک کندل برگشتی قوی مانند پین بار صعودی ظاهر شود، احتمال ادامه رشد قیمت افزایش مییابد.
همچنین، ترکیب فراکتال با اندیکاتورهای تکنیکال مانند RSI، MACD و میانگین متحرک میتواند سیگنالهای دریافتی را تقویت کرده و اعتبار تحلیلها را افزایش دهد.
علاوه بر این، فراکتالهای تشکیلشده در نزدیکی سطوح حمایت و مقاومت میتوانند نقش مهمی در تعیین نقاط بازگشتی بازار ایفا کنند. اگر یک فراکتال صعودی در نزدیکی سطح حمایت تشکیل شود، احتمال بازگشت بازار و آغاز روند صعودی افزایش مییابد.
نقاط ورود و خروج با استفاده از فراکتالها
در تعیین نقاط ورود و خروج از بازار، فراکتالها میتوانند راهنماییهای مؤثری ارائه دهند. ورود به معامله خرید معمولاً زمانی انجام میشود که قیمت از سطح فراکتال نزولی قبلی عبور کرده و آن را بشکند.
به همین ترتیب، ورود به معامله فروش زمانی منطقی خواهد بود که قیمت از سطح فراکتال صعودی قبلی عبور کرده و آن را بشکند.
برای مدیریت ریسک و جلوگیری از زیانهای سنگین، تعیین حد ضرر در معاملات مبتنی بر فراکتال بسیار مهم است. معمولاً حد ضرر در پایینترین نقطه فراکتال صعودی یا بالاترین نقطه فراکتال نزولی قبلی قرار داده میشود.
تأیید شکستها با فراکتالها
فراکتالها همچنین میتوانند به عنوان تأییدی بر شکستهای قیمتی عمل کنند. اگر یک سطح مقاومت شکسته شود و همزمان یک فراکتال نزولی جدید شکل بگیرد، احتمال تغییر روند به صعودی افزایش مییابد.
در مقابل، اگر یک سطح حمایت شکسته شود و همزمان یک فراکتال صعودی جدید ظاهر شود، احتمال آغاز یک روند نزولی بیشتر خواهد شد.
درنهایت، فراکتالها ابزارهای قدرتمندی برای شناسایی نقاط بازگشت روند و تأیید شکستها هستند. با این حال، بهترین نتایج زمانی حاصل میشود که این الگوها در کنار سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال مانند اندیکاتورها و تحلیل پرایس اکشن استفاده شوند.
برای افزایش دقت و کاهش خطا، معاملهگران باید از تحلیل چند تایمفریمی استفاده کنند تا اعتبار الگوی فراکتال در بازههای زمانی مختلف بررسی شود. این روش میتواند احتمال موفقیت در معاملات را به طور چشمگیری افزایش دهد.
تجارت فراکتال چیست؟
تجارت فراکتال (Fractal Trading) یک استراتژی معاملاتی بر اساس الگوهای فراکتالی است که معاملهگران از آن برای شناسایی نقاط بازگشتی، تأیید شکستها و تعیین نقاط ورود و خروج استفاده میکنند. این روش توسط بیل ویلیامز معرفی شد و به دلیل قابلیت تکرارپذیری در تایمفریمهای مختلف، در بین معاملهگران محبوب شده است.
اصول تجارت فراکتال
برای موفقیت در تجارت با الگوهای فراکتالی، شناخت صحیح ساختار این الگوها و نحوه استفاده از آنها در معاملات ضروری است. فراکتال صعودی معمولاً در نقاط کف قیمت تشکیل میشود و نشاندهنده احتمال رشد بازار است. در مقابل، فراکتال نزولی در نقاط سقف قیمت ظاهر شده و احتمال افت بازار را افزایش میدهد.
تشخیص روند با استفاده از فراکتالها
استفاده از فراکتالها برای تعیین روند بازار یکی دیگر از اصول مهم در این روش است. زمانی که در نمودار چندین فراکتال صعودی در نقاط کفهای بالاتر ظاهر شوند، میتوان نتیجه گرفت که بازار در یک روند صعودی قرار دارد. برعکس، اگر چندین فراکتال نزولی در سقفهای پایینتر تشکیل شوند، بازار احتمالاً در روند نزولی قرار گرفته است.
معامله بر اساس شکست فراکتال
معامله بر اساس شکست فراکتال یکی از استراتژیهای رایج در بازارهای مالی است. در این روش، اگر قیمت از سطح یک فراکتال نزولی عبور کند، سیگنالی برای ورود به معامله خرید صادر میشود. همچنین، در صورتی که قیمت از سطح یک فراکتال صعودی عبور کند، میتوان وارد معامله فروش شد.
استفاده از تأییدیهها برای کاهش سیگنالهای کاذب
برای افزایش دقت در دریافت سیگنالها و جلوگیری از ورودهای اشتباه، توصیه میشود از تأییدیههای دیگر مانند میانگین متحرک، حجم معاملات و سایر ابزارهای تحلیلی استفاده شود. این روشها به معاملهگران کمک میکند تا تصمیمهای آگاهانهتری در شرایط نوسانی و پیچیده بازار اتخاذ کنند.
چگونه تجارت فراکتال را در استراتژی معاملاتی خود به کار ببریم؟
استفاده از اندیکاتور فراکتال در متاتریدر
اندیکاتور Fractals در MetaTrader 4 و MetaTrader 5 بهصورت پیشفرض موجود است و میتوان از آن برای تشخیص نقاط برگشتی استفاده کرد.
ترکیب فراکتال با دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکال
حمایت و مقاومت: اگر یک فرکتال صعودی نزدیک سطح حمایت تشکیل شود، میتواند نشانه ورود به معامله خرید باشد.
میانگین متحرک: اگر فرکتال نزولی زیر میانگین متحرک 200 باشد، احتمال ادامه روند نزولی بیشتر است.
اندیکاتور MACD و RSI: اگر یک واگرایی در MACD یا RSI همراه با یک الگوی فرکتال رخ دهد، احتمال بازگشت قیمت افزایش مییابد.
مدیریت ریسک در تجارت فراکتال
حد ضرر: معمولاً در زیر فرکتال صعودی یا بالای فرکتال نزولی قبلی تنظیم میشود.
حد سود: میتواند بر اساس سطوح حمایت و مقاومت یا فرکتال مخالف بعدی تعیین شود.
مدیریت سرمایه: بهتر است در هر معامله فقط 1-2٪ از کل سرمایه را ریسک کنید.
مزایا و معایب تجارت فراکتال
| مزایا | معایب |
|---|---|
| سادگی در استفاده و تشخیص روی نمودار | احتمال سیگنالهای کاذب در بازارهای پرنوسان |
| قابل استفاده در تمامی تایمفریمها | نیاز به ترکیب با دیگر اندیکاتورها برای دقت بیشتر |
| مناسب برای معاملهگران مبتدی و حرفهای | عملکرد ضعیف در بازارهای بدون روند (رنج) |
تجارت فراکتال یکی از روشهای محبوب برای تشخیص نقاط برگشتی قیمت و شناسایی شکستها در فارکس و دیگر بازارهای مالی است. با استفاده از تحلیل چند تایمفریمی، ترکیب با اندیکاتورهای دیگر و رعایت مدیریت ریسک، میتوان دقت معاملات را افزایش داد و از سیگنالهای کاذب اجتناب کرد.
چگونه از فرکتالها در بازار سهام استفاده میشود؟
فرکتالها نه تنها در بازار فارکس بلکه در بازار سهام نیز کاربرد دارند. این ابزار برای شناسایی نقاط بازگشتی قیمت، تأیید روندها، و تعیین نقاط ورود و خروج در معاملات سهام استفاده میشود. معاملهگران سهام میتوانند با بهرهگیری از فرکتالها در تحلیل تکنیکال خود، تصمیمگیریهای بهتری انجام دهند.
شناسایی نقاط بازگشت در نمودارهای سهام
فرکتالها در شناسایی نقاط بازگشتی قیمت نقش مهمی دارند. برای مثال، زمانی که در کف یک حرکت نزولی، فرکتال صعودی شکل بگیرد، احتمال شروع یک روند صعودی وجود دارد. این حالت معمولاً در زمان اصلاحات قیمتی رخ میدهد و معاملهگران میتوانند از آن به عنوان سیگنال ورود به موقعیت خرید استفاده کنند.
در مقابل، وقتی در سقف یک حرکت صعودی، فرکتال نزولی تشکیل شود، احتمال افت قیمت و آغاز یک روند نزولی افزایش مییابد. این الگو اغلب در اوجهای قیمتی ظاهر شده و میتواند نشانهای برای خروج از موقعیت خرید یا ورود به موقعیت فروش باشد.
ترکیب فرکتال با سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال در بازار سهام
فرکتالها بهتنهایی برای تصمیمگیری معاملاتی کافی نیستند. ترکیب فرکتالها با اندیکاتورهایی مانند میانگین متحرک، خطوط حمایت و مقاومت، و اندیکاتورهای حجم میتواند دقت تحلیل را بهبود بخشد.
ترکیب فرکتال با میانگین متحرک، به ویژه میانگین متحرک 50 یا 200 دورهای، میتواند روند کلی بازار را تأیید کند. اگر قیمت بالاتر از میانگین متحرک باشد و یک فرکتال صعودی تشکیل شود، احتمال ادامه روند صعودی بیشتر خواهد بود. برعکس، اگر قیمت پایینتر از میانگین متحرک قرار داشته باشد و یک فرکتال نزولی شکل بگیرد، احتمال ادامه روند نزولی افزایش مییابد.
استفاده از فرکتال در کنار خطوط حمایت و مقاومت نیز ارزشمند است. تشکیل یک فرکتال صعودی نزدیک به سطح حمایت میتواند نشانه بازگشت قیمت به سمت بالا باشد، در حالی که یک فرکتال نزولی نزدیک به سطح مقاومت ممکن است به کاهش قیمت اشاره کند.
ترکیب فرکتال با اندیکاتورهای حجم نیز میتواند سیگنالهای قویتری ارائه دهد. افزایش حجم معاملات در نزدیکی کف قیمتی همراه با فرکتال صعودی، احتمال بازگشت روند به سمت بالا را افزایش میدهد. همچنین، کاهش حجم معاملات در نزدیکی سقف قیمتی همراه با فرکتال نزولی، نشاندهنده احتمال بازگشت قیمت به سمت پایین است.
استفاده از فرکتال در تأیید شکستهای قیمتی در سهام
فرکتالها میتوانند به عنوان ابزاری برای تأیید شکستهای قیمتی عمل کنند. اگر قیمت از یک سطح مقاومت عبور کند و در همان زمان فرکتال نزولی تشکیل شود، این میتواند نشانه ادامه روند صعودی باشد. به همین ترتیب، اگر قیمت یک سطح حمایت را بشکند و همزمان فرکتال صعودی شکل بگیرد، احتمال کاهش بیشتر قیمت افزایش مییابد.
تعیین حد ضرر و حد سود با استفاده از فرکتالها در معاملات سهام
استفاده از فرکتالها برای تعیین حد ضرر و حد سود یکی دیگر از مزایای این ابزار است. برای مثال، در معاملات خرید میتوان حد ضرر را در زیر آخرین فرکتال صعودی قرار داد و در معاملات فروش، حد ضرر را بالای آخرین فرکتال نزولی تنظیم کرد. این اقدام کمک میکند تا در صورت تغییر روند، زیان معاملات به حداقل برسد.
حد سود نیز میتواند در نزدیکی سطح حمایت و مقاومت یا فرکتال مخالف بعدی تعیین شود. این رویکرد به معاملهگران اجازه میدهد که سود خود را در نقاط بهینه شناسایی کنند.
تحلیل چند تایمفریمی فرکتال در بازار سهام
برای بهبود دقت تحلیل، استفاده از چند تایمفریم توصیه میشود. معاملهگران میتوانند روند اصلی بازار را در تایمفریمهای بلندمدت مانند هفتگی یا روزانه بررسی کرده و نقاط ورود و خروج را در تایمفریمهای میانمدت مانند چهار ساعته یا یک ساعته مشخص کنند. در نهایت، برای تأیید نهایی، تایمفریمهای کوتاهمدت مانند 15 دقیقهای یا پنج دقیقهای استفاده میشود.
این روش چند تایمفریمی به معاملهگران کمک میکند تا تصویری کاملتر از بازار داشته باشند و تصمیمگیریهای دقیقتری در معاملات سهام خود انجام دهند
