logo
مقالات

ونزوئلا و معامله ژئوپلیتیک ۲۰۲۶؛ پشت پرده برکناری مادورو

صباح نوین فر
5 دقیقه
۱۴ دی ۱۴۰۴
جستجو در متن
مطالب پیشنهادی

پایان یک دولت، آغاز یک الگو

سقوط نیکلاس مادورو در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک «تغییر رژیم» یا «کودتای نظامی» تحلیل کرد. آنچه در کاراکاس رخ داد، نمونه‌ای پیشرفته از مهندسی ژئوپلیتیک مدرن بود؛ مدلی که در آن جنگ، جای خود را به ترکیبی از فشار اقتصادی، عملیات اطلاعاتی، بازیگران خصوصی و توافقات پشت‌پرده داده است.

این رخداد نه تنها تغییر قدرت داخلی ونزوئلا را رقم زد، بلکه نمایانگر تلاقی منافع اقتصادی، انرژی و سیاست بین‌الملل میان آمریکا، چین و سایر بازیگران جهانی بود.

تحلیل دقیق این رویداد نشان می‌دهد که پشت صحنه آن،هماهنگی هوشمندانه میان دولت آمریکا، پیمانکاران نظامی خصوصی و بازیگران اقتصادی بین‌المللی نقش اساسی داشته است و این عملیات بیشتر شبیه یک «تصاحب خصمانه شرکتی» است تا یک تهاجم نظامی کلاسیک.

پیشینه بحران ونزوئلا و دیدگاه آمریکا

ایالات متحده طی دو دهه گذشته، ونزوئلا را به‌عنوان یک کشور نمادین در مخالفت با نفوذ واشنگتن در آمریکای لاتین می‌دید. سیاست‌های ضدآمریکایی از زمان هوگو چاوز و سپس مادورو شامل:

ملی‌سازی منابع انرژی

نزدیکی استراتژیک به چین و روسیه

مقابله با نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا

همزمان، بحران اقتصادی، فساد گسترده و فروپاشی کنترل سیاسی ونزوئلا، واشنگتن را به این نتیجه رساند که تحریم‌ها به تنهایی ناکافی هستند و گزینه‌های نظامی یا خصوصی‌سازی عملیات تغییر رژیم باید بررسی شود.

ونزوئلا: گره‌گاه انرژی، بدهی و فروپاشی حکمرانی

ونزوئلا با بزرگ‌ترین ذخایر نفت جهان، سال‌ها یک پارادوکس ژئوپلیتیک بوده است: ثروتمند در منابع، فقیر در حکمرانی.

ملی‌سازی افراطی صنعت نفت

وابستگی شدید به چین و روسیه

فساد ساختاری در PDVSA و فروپاشی تولید نفت

برای آمریکا، ونزوئلا دیگر صرفاً یک دولت ضد واشنگتن نبود، بلکه:

تهدید بالقوه برای امنیت انرژی نیم‌کره غربی

منبع بی‌ثبات‌کننده مهاجرت

پایگاه نفوذ چین و روسیه در حیاط خلوت ژئوپلیتیک آمریکا

چرا تحریم‌ها شکست خوردند؟

تحریم‌ها اقتصاد ونزوئلا را تضعیف کردند اما مادورو با انتقال هزینه‌ها به مردم،قدرت خود را حفظ کرد. واشنگتن به این نتیجه رسید که تحریم بدون تغییر قدرت، تنها زمان می‌سوزاند.

در این شرایط، گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر از جنگ کلاسیک مطرح شد:خصوصی‌سازی عملیات تغییر رژیم!

معمار عملیات: اریک پرینس و جنبش«Ya Casi Venezuela»

اریک پرینس، بنیان‌گذار بلک‌واتر، نه صرفاً یک پیمانکار نظامی بلکه مدیر اصلی پروژه سقوط مادورو بود. سرمایه اولیه یک میلیون دلاری جمع‌آوری‌شده از جنبش «Ya Casi Venezuela» صرف بازاریابی، جمع‌آوری اطلاعات و تطمیع نیروهای نفوذی در ساختار قدرت مادورو شد.

پرینس یک طرح «هزینه کم، بازده بالا»به ترامپ ارائه کرد. این استراتژی شامل ضربه جراحی‌گونه به ساختار قدرت مادورو، استفاده از پیمانکاران نظامی خصوصی (PMC)، عملیات سایبری و قطع برق در مناطق کلیدی و تطمیع ژنرال‌های وفادار برای جلوگیری از مقاومت بود. این طرح باعث شد عملیات بدون جنگ گسترده و در کمتر از چند ساعت موفقیت‌آمیز باشد.

نقش ترامپ؛ پیروزی بدون جنگ

ترامپ به‌خوبی می‌دانست که رأی‌دهنده آمریکایی از جنگ‌های بی‌پایان خسته است. برکناری مادورو یک «برد تبلیغاتی کامل» بود:

بدون تابوت سرباز

بدون هزینه چند تریلیون دلاری

با دستاورد انرژی و کنترل مهاجرت

این عملیات، نمونه‌ای کلاسیک از دکترین ترامپ ۲.۰ بود؛ ترامپ در این عملیات به دنبال دموکراسی یا اصلاحات سیاسی نبود؛ اهداف اصلی او شامل کنترل منابع نفتی ونزوئلا، مهار موج مهاجرتی به سمت مرزهای آمریکا و افزایش محبوبیت سیاسی با یک پیروزی سریع بدون ورود به جنگ طولانی بود.

این عملیات به ترامپ اجازه داد بدون هزینه‌های طولانی، اهداف اقتصادی و سیاسی خود را عملی کند.

چین: شریک خاموش

چین به‌عنوان شریک خاموش این رویداد عمل کرد. دلایل اصلی عدم مداخله مستقیم شامل این موارد بود: مادورو به یک «دارایی پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی» برای چین تبدیل شده بود، چین موافقت کرد چشم خود را بر عملیات ببندد در مقابل تضمین بازپرداخت بخشی از ۶۰ میلیارد دلار بدهی ونزوئلا توسط دولت جدید و سکوت چین نشان‌دهنده یک رضایت خاموش و تمرکز بر منافع اقتصادی و انرژی بود.

اجرای عملیات و عوامل موفقیت

جایزه ۱۵ میلیون دلاری آمریکا به مادورو و ژنرال‌ها،نقش کلیدی در تغییر موضع بدون مقاومت داشت. ژنرال‌ها ترجیح دادند برای حفظ دارایی‌ها و دریافت عفو، با عملیات همکاری کنند.

CIA به دلیل ریسک‌گریزی و بوروکراسی طی ۲۰ سال نتوانست موفق شود، اما پیمانکاران پرینس بدون تشریفات اداری و سریع عمل کردند و نتیجه را در عرض چند ساعت رقم زدند.

عملیات شامل ضربه قطع سر (Decapitation Strike)برای دستگیری هدف با ارزش بالا بدون تهاجم زمینی گسترده و حمله سایبری برای سردرگمی پدافند هوایی و سیستم‌های ارتباطی نیروهای وفادار بود.

سرنوشت مادورو

مادورو دستگیر نشد و در ازای تضمین عفو و حفاظت کامل، تسلیم شد. اکنون او به عنوان یک«هارد دیسک متحرک اطلاعاتی»درباره ایران، چین و روسیه در آمریکا زندگی می‌کند و اسرار کلیدی را تحت برنامه حفاظت از شاهدان در اختیار دارد.

واکنش بین‌المللی

چین با سکوت معنادار و عدم مداخله مستقیم، نشان داد که منافع اقتصادی و انرژی خود را بر حمایت سیاسی از مادورو ترجیح داده است.

اروپا این اقدام ترامپ را محکوم کرد اما کنار رفتن مادورو را یک واقعیت سیاسی پذیرفت و از بازگشت به سیاست زورمدار بین‌المللی نگران شد.

تنها روسیه سقوط مادورو و از دست رفتن متحد خود را محکوم کرد و به دفاع از مشروعیت مادورو پرداخت.

پیامدهای استراتژیک و ژئوپلیتیک

سقوط مادورو فقط یک تغییر داخلی نبود؛ بلکه الگویی جدید برای مداخله آمریکا، تقویت نقش PMCها به‌عنوان بازیگران مستقل و بازتعریف قواعد تغییر رژیم در قرن ۲۱ است.

بازار انرژی، آمریکای لاتین و حتی خاورمیانه، پیام این رویداد را دریافت کردند:قدرت دیگر فقط در دست دولت‌ها نیست.

این رویداد باعث بازتعریف روابط قدرت در آمریکای لاتین، کنترل منابع انرژی استراتژیک توسط آمریکا، تضعیف نفوذ چین و روسیه در منطقه و ایجاد یک الگوی جدید در سیاست خارجی آمریکا با استفاده از پیمانکاران خصوصی شد.

جمع‌بندی

عملیات ۳ ژانویه ۲۰۲۶ یک معامله ژئوپلیتیک هوشمندانه بود، نه انقلاب یا جنگ کلاسیک. ترامپ اهداف اقتصادی و سیاسی خود را محقق کرد، اریک پرینس موفقیت عملیاتی و قراردادهای نظامی کسب کرد، ژنرال‌ها عفو شدند و مادورو زنده ماند و به دارایی اطلاعاتی ارزشمند تبدیل شد.

این رخداد نمونه‌ای برجسته از پیچیدگی سیاست بین‌الملل و نقش بازیگران خصوصی در تغییر رژیم‌ها و کنترل منابع حیاتی جهان است.

منابع و مطالعات بیشتر

رویترز:گزارش اختصاصی درباره جنبش «Ya Casi Venezuela» و اریک پرینس

وال‌استریت ژورنال:تولید نفت ونزوئلا و اهرم ژئوپلیتیک آمریکا

بلومبرگ:جایزه ۱۵ میلیون دلاری وزارت دادگستری آمریکا برای مادورو

استراتفور (RANE):تحلیل چشم‌انداز ۲۰۲۶ و خصوصی‌سازی سیاست خارجی آمریکا

نظرات کاربران
فهرست مطالب
ونزوئلا و معامله ژئوپلیتیک ۲۰۲۶؛ پشت پرده برکناری مادورو