نویسنده: سجاد شیخی
قبل از انتشار گزارش NFP، قبل از اینکه عدد CPI روی بازارها اثر بگذارد، تحلیلگران حرفهای یک سؤال مشخص دارند:
اقتصاد آمریکا دقیقاً در چه فازی قرار دارد؟
واقعیت این است که پیشبینی قطعی دادههای اقتصادی بدون دسترسی به اطلاعات خام وزارت کار آمریکا (BLS) عملاً غیرممکن است. با این حال، بازارهای مالی کور نیستند. شاخصهایی وجود دارند که زودتر از دادههای رسمی، تغییر فاز اقتصاد را نشان میدهند؛ شاخص PMI یکی از مهمترین آنهاست.
PMI نه قرار است عدد دقیق NFP را پیشبینی کند و نه جایگزین CPI شود، اما اگر درست تفسیر شود، میتواند چند هفته زودتر از بازار، تصویر نسبتاً دقیقی از مسیر تورم، اشتغال و رشد اقتصادی ارائه دهد.
شاخص PMI چیست و چرا بازار به آن گوش میدهد؟
شاخص PMI )Purchasing Managers’ Index)حاصل یک نظرسنجی ماهانه از مدیران تدارکات شرکتهاست؛ افرادی که تصمیمات آنها مستقیماً به تولید، سفارش، استخدام و قیمتگذاری گره خورده است.
در این نظرسنجی، مدیران تدارکات درباره متغیرهایی پاسخ میدهند که ستون فقرات اقتصاد واقعی را میسازند، از جمله:
تغییرات حجم سفارشات جدید
وضعیت استخدام و تعدیل نیرو
نوسان قیمت مواد اولیه
سطح موجودی انبار
سرعت تحویل از سوی تأمینکنندگان
این پاسخها در نهایت به یک عدد بین ۰ تا ۱۰۰ تبدیل میشود. تفسیر این عدد ساده اما بسیار کاربردی است:
بالاتر از ۵۰: فعالیت اقتصادی در حال گسترش
پایینتر از ۵۰: اقتصاد وارد فاز انقباض شده است
PMI معمولاً به تفکیک بخش صنعت و بخش خدمات منتشر میشود. از آنجایی که بیش از ۷۰٪ اقتصاد آمریکا مبتنی بر خدمات است، PMI خدمات در بسیاری از مواقع سیگنال معتبرتری برای تحلیل شرایط کلان محسوب میشود.
وقتی PMI سقوط میکند، اقتصاد چقدر بد است؟
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل PMI این است که تصور میشود فقط اعداد بسیار پایین، مثلاً نزدیک صفر، نشاندهنده بحران هستند. تجربه تاریخی خلاف این را نشان میدهد.
در دورههایی مانند رکود عمیق اروپا در سال ۲۰۲۴، PMI در بسیاری از کشورها به زیر ۴۰ رسید؛ سطحی که بهوضوح از فشار شدید رکودی حکایت میکرد. بنابراین برای تشخیص رکود یا بهبود،حرکت شاخص و ماندگاری آن در محدودهها مهمتر از عدد مطلق است.
اگر PMI برای چند ماه متوالی زیر ۵۰ باقی بماند، حتی بدون رسیدن به سطوح بسیار پایین، میتوان از تداوم ضعف اقتصادی صحبت کرد.
چه کسی PMI را منتشر میکند و کدام گزارش مهمتر است؟
در آمریکا، دو منبع اصلی PMI وجود دارد که هر دو برای تحلیلگران اهمیت دارند:
PMI مؤسسه S&P Global
این مؤسسه دادههای اقتصادی و مالی را در مقیاس جهانی منتشر میکند و تصویر گستردهای از وضعیت اقتصاد ارائه میدهد. گزارشهای S&P Global برای مقایسه بینالمللی بسیار کاربردی هستند.
PMI مؤسسه ISM
مؤسسه ISM قدیمیترین مرجع انتشار PMI در آمریکا است و گزارش آن بهدلیل سابقه طولانی و روششناسی دقیق،بیشترین وزن را در تصمیمسازی فدرال رزرو دارد. به همین دلیل، واکنش بازارها به PMI ISM معمولاً شدیدتر است.
چرا عدد اصلی PMI کافی نیست؟
تحلیل سطحی PMI معمولاً فقط روی عدد سرفصل متمرکز میشود، اما تحلیل حرفهای از جزئیات گزارش شروع میشود.
دو زیرشاخص بیشترین اهمیت را دارند:
شاخص اشتغال
شاخص قیمت مواد اولیه
این دو مؤلفه مستقیماً با اهداف اصلی سیاست پولی یعنی کنترل تورم و ثبات بازار کار در ارتباط هستند. برای مثال، اگر شاخص قیمت مواد اولیه افزایش یابد، احتمال انتقال این فشار به قیمت مصرفکننده در ماههای آینده وجود دارد.
همچنین، بهبود تدریجی شاخص اشتغال اگر زیر ۵۰ باقی بماند، میتواند نشانه کاهش فشار رکودی باشد، نه لزوماً بازگشت کامل بازار کار.
PMI چه ارتباطی با NFP و CPI دارد؟
یکی از مهمترین مزیتهای PMI،زمان انتشار آن است. این شاخص پیش از دادههایی مانند NFP و CPI منتشر میشود و همین موضوع آن را به یک ابزار جلونگر تبدیل میکند.
با این حال، باید به یک نکته کلیدی توجه داشت:
PMI قرار نیست عدد دقیق NFP را پیشبینی کند. PMI صرفاًجهت کلی اقتصاد را نشان میدهد، در حالی که NFP تغییرات عددی اشتغال را گزارش میکند.
به همین دلیل، تحلیلگران حرفهای PMI را در کنار سایر دادهها قرار میدهند و سناریو میسازند، نه اینکه صرفاً بر اساس آن پیشبینی قطعی انجام دهند.
صدای واقعی اقتصاد؛ نظرات مدیران تدارکات
بخش کیفی گزارش PMI، یعنی اظهارنظر مدیران تدارکات، یکی از ارزشمندترین قسمتهای این داده است. در این بخش، مدیران از مشکلات واقعی کسبوکار صحبت میکنند؛ مسائلی که اغلب هنوز در دادههای رسمی منعکس نشدهاند.
موضوعاتی مانند:
عدم قطعیت سیاستهای تعرفهای
افزایش هزینهها و فشار بر حاشیه سود
تعویق سرمایهگذاریها
نگرانی از ضعف تقاضای مصرفکننده
این اظهارات اغلب هشدارهای زودهنگام تورمی یا رکودی هستند که چند ماه بعد در دادههای CPI یا NFP دیده میشوند.
چرا PMI صنعت و خدمات گاهی واگرا میشوند؟
در گزارشهای PMI، برخی مواقع واگرایی بین تولید و خدمات دیده میشود؛ یعنی بخش خدمات شرایط رونق و گسترش دارد، اما بخش تولید در رکود گرفتار شده است. برعکس این شرایط (یعنی رونق تولید و رکود خدمات) نیز از نظر تئوری ممکن است، اما اغلب وقتی از واگرایی تولید و خدمات صحبت میکنیم، همان شرایط اول رخ داده است.
برای مثال، تصویر فوق رکود طولانیمدت بخش صنعت آمریکا را نشان میدهد.
اما دلیل این اتفاق چیست؟ این واگرایی به ماهیت و شیوه کار شرکتهای تولیدی و خدماتی مربوط میشود.
تقویت ارز محلی:در شرایطی که ارز کشور تقویت میشود، صادرات کالا برای تولیدکنندگان دشوار میشود؛ زیرا بهدلیل ارزشمند شدن پول داخلی، کالا برای خریداران خارجی گرانتر قیمت میخورد. در چنین شرایطی، صادرات کاهش یافته و بخش تولید متضرر میشود؛ اما بخش خدمات در چنین شرایطی تأثیر نمیپذیرد.
کارایی هوش مصنوعی در روند تولید:دلیل دوم، کارایی هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی در بخش خدمات، شدیداً بهرهوری را افزایش داده و خروجی تولید را در نتیجه افزایش میدهد؛ اما در بخش تولید، هوش مصنوعی هنوز فراگیر نشده و چند سالی با افزایش کارایی هوش مصنوعی در بخش تولید فاصله داریم.
یک نمونه تحلیل فاندامنتال با PMI
اقتصاد آمریکا عمدتاً توسط بخش خدمات هدایت میشود و بخش صنعت عملکرد ضعیفتری داشته است. سیاستهای حمایتی دولت ترامپ، از جمله وضع تعرفهها و تضعیف هدفمند دلار، با هدف احیای تولید داخلی اجرا شد.
احیای صنعت میتواند رشد GDP آمریکا را تقویت کند؛ موضوعی که پس از پایان چرخههای کاهش نرخ بهره، به محرک اصلی بازارها تبدیل میشود.
اینجاست که PMI اهمیت پیدا میکند:
اگر شاخص PMI صنعت طی چند ماه متوالی افزایش یافته و وارد محدوده گسترش شود، میتوان نتیجه گرفت که صنعت در حال ایفای نقش پررنگتری در رشد اقتصادی است.
جمعبندی؛ چرا PMI را باید جدی گرفت؟
شاخص PMI یکی از مهمترین ابزارهای جلونگر برای تحلیل وضعیت اقتصاد، تورم و اشتغال است. این شاخص با بررسی دیدگاه مدیران تدارکات، تصویر نسبتاً دقیقی از شرایط فعلی و مسیر آینده اقتصاد ارائه میدهد.
در آمریکا،PMI مؤسسه ISM بهعنوان معیار اصلی فدرال رزرو شناخته میشود. تحلیل روند این شاخص و جزئیات آن، به درک بهتر سیاست پولی، فشارهای تورمی، وضعیت بازار کار و چشمانداز رشد اقتصادی کمک میکند؛ آن هم پیش از انتشار دادههای کلیدی مانند NFP و CPI.
