LIVE

چگونه بعد از یک ضرر بزرگ به ترید برگردیم؟

تحریریه موند اف ایکس۱۸ دقیقه مطالعه0 بازدید
چگونه بعد از یک ضرر بزرگ به ترید برگردیم؟

ضرر بزرگ در ترید دو زخم می زند: یکی به حساب و یکی به ذهن. اولی با عدد مشخص می شود، دومی معمولا کار را خراب تر می کند؛ چون همان ذهن آسیب دیده قرار است درباره معامله بعدی تصمیم بگیرد. بازگشت درست به ترید یعنی اول جلوی زخم دوم را بگیرید، بعد اندازه واقعی زخم اول را بدانید، و در نهایت با یک برنامه پله ای و قابل اندازه گیری به بازار برگردید، نه با یک معامله جبرانی.

اگر همین الان ضرر کردی، این پنج کار را نکن (۴۸ ساعت اول)

در دو روز اول بعد از یک ضرر سنگین، مهم ترین کار «انجام ندادن» است. تقریبا همه ضررهای فاجعه بار از یک ضرر بزرگ شروع نمی شوند؛ از تلاش برای جبران سریع همان ضرر شروع می شوند. این پنج رفتار در ۴۸ ساعت اول بیشترین خسارت را می زنند:

معامله انتقامی (Revenge Trading): باز کردن پوزیشن جدید فقط برای اینکه پول از دست رفته را برگردانید. این رفتار پرتکرارترین دلیل تبدیل یک ضرر بزرگ به یک حساب سوخته است.

بزرگ کردن حجم برای جبران: دو برابر کردن حجم یا استفاده از لوریج بالاتر تا با یک معامله همه چیز درست شود. مارتینگل بعد از ضرر همین منطق را دارد و در روند یک طرفه معمولا به کال مارجین ختم می شود.

برگرداندن جهت پوزیشن بدون تحلیل: اگر در خرید ضرر کردید، فوری فروش بزنید. این تصمیم به جای تحلیل، از خشم گرفته می شود.

حذف یا جابه جا کردن حد ضرر در پوزیشن های باز: «صبر کنم شاید برگردد» بعد از یک ضرر بزرگ، دقیقا همان جمله ای است که ضرر بزرگ بعدی را می سازد.

تصمیم های بزرگ زندگی در همان روز: قرض گرفتن برای شارژ حساب، پول ضروری زندگی را وارد کردن، یا اعلام رها کردن ترید برای همیشه. هیچ کدام از این تصمیم ها در وضعیت هیجانی گرفته نمی شوند.

چرا مغزت الان قابل اعتماد نیست

بعد از ضرر بزرگ، سطح استرس بالا می رود و مغز به ضرر تقریبا مثل یک تهدید فیزیکی واکنش نشان می دهد. نتیجه دو الگوی رفتاری متضاد است: یا تصمیم های تکانشی برای جبران (ناکامی)، یا فلج شدن و ناتوانی از اجرای ساده ترین قوانین (اضطراب). روان شناسان معامله گری مثل برت استینبارگر ریشه هر دو را در یک چیز می دانند: ضرر به جای «اطلاعات» به عنوان «تهدید» درک شده است.

به این حالت در ادبیات معامله گری «تیلت» (Tilt) هم گفته می شود؛ وضعیتی که در آن معامله گر آگاهانه می داند اشتباه می کند اما نمی تواند جلوی خودش را بگیرد. تا زمانی که در تیلت هستید، هیچ تحلیلی، هرچقدر هم درست، به معامله درست تبدیل نمی شود. اگر می خواهید عمیق تر با این سازوکارها آشنا شوید، مقاله روانشناسی معامله گری پایه خوبی است.

قرنطینه معاملاتی: پلتفرم بسته، مارکت را دنبال نکن

قرنطینه معاملاتی یعنی حداقل تا فروکش کردن هیجان، هیچ تماسی با بازار نداشته باشید. نه فقط معامله نکردن؛ چارت را هم باز نکنید، اپلیکیشن بروکر یا صرافی را از صفحه اصلی گوشی بردارید، و درباره «الان قیمت کجاست» با کسی حرف نزنید. دلیلش ساده است: هر بار که قیمت را چک می کنید، ذهن شما ناخودآگاه محاسبه می کند «اگر مانده بودم الان چقدر جبران شده بود» و این محاسبه، دوباره میل به معامله انتقامی را زنده می کند.

اگر پوزیشن بازی دارید که با حد ضرر منطقی مدیریت می شود، به آن دست نزنید. اگر پوزیشن بازی بدون حد ضرر دارید، تنها کار مجاز در قرنطینه، گذاشتن حد ضرر یا بستن آن است، نه اضافه کردن به آن.

مرحله اول: عدد واقعی ضررت را بدان؛ ریاضی نامتقارن جبران

پیش از هر برنامه ای، یک واقعیت ریاضی را بپذیرید: درصد سودی که برای جبران یک ضرر لازم است، همیشه بزرگ تر از درصد خود ضرر است، و هرچه ضرر عمیق تر باشد این فاصله سریع تر باز می شود. دلیلش این است که سود بعدی روی سرمایه کوچک شده محاسبه می شود، نه روی سرمایه اولیه.

فرمول آن ساده است:

درصد سود لازم = درصد ضرر ÷ (۱۰۰ − درصد ضرر) × ۱۰۰

جدول ضرر و سود لازم برای سربه سر شدن

درصد ضرر از حساب سود لازم برای بازگشت به نقطه اول
۱۰ درصدحدود ۱۱ درصد
۲۰ درصد۲۵ درصد
۳۰ درصدحدود ۴۳ درصد
۴۰ درصدحدود ۶۷ درصد
۵۰ درصد۱۰۰ درصد
۶۰ درصد۱۵۰ درصد
۷۰ درصدحدود ۲۳۳ درصد
۸۰ درصد۴۰۰ درصد
۹۰ درصد۹۰۰ درصد

این جدول یک نتیجه عملی دارد: اگر برای جبران دراودان فعلی به بیش از ۵۰ درصد سود نیاز دارید، احتمالا مشکل اصلی، حجم معامله بوده است، نه تحلیل. این را نه به عنوان سرزنش، بلکه به عنوان اولین سرنخ کالبدشکافی در ذهن داشته باشید.

چرا «یک معامله جبرانی» ریاضی حساب را بدتر می کند

فرض کنید (سناریوی فرضی) حساب ۲۰۰۰ دلاری شما بعد از ضرر به ۱۲۰۰ دلار رسیده است؛ یعنی ۴۰ درصد ضرر و نیاز به حدود ۶۷ درصد سود (۸۰۰ دلار) برای سربه سر شدن.

مسیر اول، جبران سریع: با ۲۰ درصد ریسک در هر معامله (۲۴۰ دلار) وارد می شوید تا با سه چهار معامله برنده کار تمام شود. دو ضرر پیاپی، حساب را به ۹۶۰ و بعد ۷۶۸ دلار می رساند. حالا دیگر با ۶۲ درصد ضرر از سرمایه اولیه روبه رو هستید و برای جبران به بیش از ۱۶۰ درصد سود نیاز دارید. دو معامله، عمق چاله را تقریبا دو برابر کرد.

مسیر دوم، بازگشت پله ای: با ۱ درصد ریسک (۱۲ دلار) در هر معامله، نسبت ریسک به ریوارد ۱ به ۲ و وین ریت ۴۵ درصد. انتظار ریاضی هر معامله تقریبا مثبت ۴.۲ دلار است (۰.۴۵ × ۲۴ منهای ۰.۵۵ × ۱۲). با این فرض ساده شده و بدون در نظر گرفتن کارمزد و اثر مرکب، جبران ۸۰۰ دلار حدود ۱۹۰ معامله زمان می برد. کند است، اما ۱۰ ضرر پیاپی هم فقط ۱۰ درصد حساب را می برد و شما را از بازی بیرون نمی اندازد.

نکته این مثال، اعداد دقیقش نیست؛ این است که مسیر دوم قابل بقا است و مسیر اول نه. برای محاسبه دقیق حجم متناسب با ریسک هر معامله می توانید از ماشین حساب فارکس استفاده کنید.

بازه زمانی واقع بینانه ریکاوری

ضررهای کوچک و کنترل شده معمولا طی چند هفته و با ادامه همان سیستم جبران می شوند. ضررهای بزرگ (بالای ۳۰ تا ۴۰ درصد) ممکن است ماه ها و در مواردی بیش از یک سال زمان ببرند. این عدد را باید همان اول بپذیرید؛ چون هر برنامه ای که وعده جبران در چند هفته بدهد، عملا شما را به همان مسیر اول مثال بالا برمی گرداند.

مرحله دوم: کالبدشکافی بدون سرزنش؛ ضررت از کدام نوع بود؟

هدف کالبدشکافی، پیدا کردن مقصر نیست؛ تعیین نوع درمان است. دو نوع ضرر بزرگ وجود دارد که ظاهرشان یکی است اما راه حلشان کاملا متفاوت است. این بررسی را فقط بعد از فروکش کردن هیجان انجام دهید، وگرنه به جای تحلیل، خودزنی می کنید.

چک لیست هفت سؤالی تشخیص

هر سؤال را با «بله» یا «خیر» جواب دهید و اگر ژورنال معاملاتی دارید، جواب ها را با ثبت های واقعی مقایسه کنید نه با حافظه:

آیا معامله از ابتدا حد ضرر داشت و همان جا بسته شد؟

آیا حجم معامله دقیقا طبق قانون ریسک مکتوب شما بود؟

آیا اهرم استفاده شده همان اهرم همیشگی بود یا برای این معامله بالاتر رفت؟

آیا ستاپ ورود، طبق تعریف استراتژی خودتان یک ستاپ معتبر بود؟

آیا در زمان انتشار خبر مهم (مثلا NFP یا تصمیم نرخ بهره) وارد شدید یا پوزیشن باز داشتید؟

آیا معامله در ساعت و سشن همیشگی شما بود یا خارج از برنامه؟

آیا قبل از ورود، از نظر روحی در وضعیت عادی بودید یا بعد از یک ضرر یا سود بزرگ قبلی؟

ضرر «نقض قانون» در برابر ضرر «داخل سیستم»

اگر به بیش از یکی دو سؤال بالا «خیر» گفتید، ضرر شما از نوع نقض قانون بوده است. یعنی سیستم معاملاتی شما لزوما مشکلی ندارد؛ شما آن را اجرا نکردید. درمان این نوع ضرر، تغییر استراتژی نیست؛ ساختن مکانیزم هایی است که اجرای قانون را از اراده لحظه ای شما مستقل کند (به این موضوع در بخش قوانین محافظ برمی گردیم). این شایع ترین نوع ضرر بزرگ است و اتفاقا خبر خوب هم هست، چون قابل اصلاح تر است.

اگر به همه سؤال ها «بله» گفتید و باز هم ضرر بزرگ رخ داد، ضرر شما داخل سیستم بوده است. یا حجم و ریسک تعریف شده در سیستم شما برای شرایط بازار زیاد بود، یا خود استراتژی در این نوع بازار (مثلا رنج به جای روند) کارایی ندارد. اینجا درمان، بازبینی خود سیستم است: مدیریت ریسک و اندازه پوزیشن اول، و اعتبار استراتژی دوم.

نکته ظریف: یک ضرر «داخل سیستم» با ریسک ۱ تا ۲ درصد در هر معامله، به سختی می تواند به یک ضرر بزرگ تبدیل شود. پس اگر ضرر بزرگ است و ادعا می کنید همه قوانین رعایت شده، احتمالا قانون حجم شما از اول اشتباه تعریف شده بود.

آیا باید استراتژی را عوض کنم؟

آیا باید استراتژی را عوض کنم

در اکثر موارد نه، حداقل نه الان. بعد از ضرر بزرگ، میل به دور ریختن استراتژی و رفتن سراغ سبک جدید بسیار قوی است، اما این معمولا فرار از مشکل واقعی است. قاعده تصمیم گیری:

اگر ضرر از نوع نقض قانون بود، استراتژی را دست نزنید. مشکل اجرا است.

اگر ضرر داخل سیستم بود و ژورنال شما نشان می دهد این استراتژی طی چند ماه گذشته انتظار ریاضی منفی داشته، آن را دوباره بک تست و فوروارد تست کنید. تصمیم را بر اساس داده بگیرید، نه بر اساس درد آخرین معامله.

اگر ضرر داخل سیستم بود اما استریک باخت در محدوده طبیعی استراتژی است (هر استراتژی با وین ریت ۴۵ درصد، استریک ۵ تا ۷ باخت پیاپی را تجربه می کند)، مشکل استراتژی نیست؛ مشکل حجمی است که این استریک را به فاجعه تبدیل کرده.

استراتژی عوض کردن بعد از هر ضرر، خودش یکی از اشتباهات رایج معامله گران تازه کار است، چون هیچ سیستمی فرصت پیدا نمی کند لبه آماری اش را نشان دهد.

مرحله سوم: کی آماده برگشتن هستی؟ نشانه های عینی، نه احساسی

«وقتی آرام شدی برگرد» توصیه درستی است اما قابل خودفریبی. معامله گری که هنوز درگیر است، خیلی زود خودش را آرام تصور می کند. به جای حس، از نشانه های قابل مشاهده استفاده کنید.

شش نشانه آمادگی

وقتی به بازگشت فکر می کنید، هدفتان «اجرای درست معامله بعدی» است، نه «پس گرفتن پول». اگر هنوز عدد ضرر در ذهنتان هدف است، آماده نیستید.

خواب و اشتهای شما به حالت عادی برگشته و ضرر دیگر اولین فکر صبح شما نیست.

در روز، بی دلیل قیمت را چک نمی کنید.

می توانید ضرر را برای خودتان یا یک نفر دیگر بدون توجیه و بدون مقصر دانستن بازار، بروکر یا سیگنال دهنده تعریف کنید.

کالبدشکافی مرحله دوم را کامل انجام داده اید و می دانید ضررتان از کدام نوع بود.

در حساب دمو یا با حجم بسیار کوچک، توانسته اید چند معامله را دقیقا طبق پلن، شامل حد ضرر، اجرا کنید بدون اینکه وسط کار قانون را بشکنید.

اگر حتی یکی از دو مورد اول برقرار نیست، بازگشت را عقب بیندازید. بقیه موارد قابل کار کردن هستند، اما آن دو، شرط لازم اند.

مدت مکث بر اساس شدت ضرر

عدد واحدی وجود ندارد و منابع معتبر هم در این مورد اختلاف دارند؛ برخی از ۲۴ ساعت می گویند و برخی از چند هفته. منطقی تر این است که مدت مکث تابع شدت ضرر و وضعیت روانی باشد. یک چارچوب پیشنهادی:

وضعیتحداقل مکث پیشنهادیشرط بازگشت
۲ تا ۳ ضرر پیاپی در یک روزتا پایان همان روز، ترجیحا ۲۴ ساعتفردا با همان حجم و فقط ستاپ های معتبر
ضرر روزانه بیش از سقف تعیین شده (مثلا ۳ تا ۵ درصد)۲ تا ۳ روزبازبینی ژورنال انجام شده باشد
ضرر بزرگ (۲۰ تا ۴۰ درصد حساب)۱ تا ۳ هفتهکالبدشکافی کامل + فاز دمو یا میکروسایز
کال مارجین یا لیکوئید شدن کاملتا بازسازی سرمایه از منبع بیرونیبرنامه کامل چهار فازی

اگر تفاوت دو مورد آخر برایتان روشن نیست، تفاوت لیکوئید و کال مارجین را بخوانید؛ چون نوع بازگشت در هر کدام کمی فرق می کند.

مرحله چهارم: برنامه بازگشت پله ای (فاز به فاز با معیار عبور)

قلب بازگشت درست، این است که با حجم کوچک شروع کنید و فقط وقتی به حجم بعدی بروید که معیار عبور مشخصی را رد کرده باشید. معیار عبور، «سود کردن» نیست؛ «اجرای منضبط» است. سود در چند معامله می تواند شانسی باشد، اما اجرای درست در تعداد معامله کافی، شانسی نیست.

فاز اول: دمو یا میکروسایز؛ هدف اجرا است، نه سود

اگر ضرر بزرگ بوده، یک تا دو هفته را در حساب دمو یا با حداقل حجم ممکن معامله کنید. برای بسیاری از معامله گران، حساب سنتی گزینه بهتری از دمو است، چون پول واقعی (هرچند ناچیز) درگیر است و هیجان واقعی تر تمرین می شود. اگر با دمو راحت ترید، ورود به فارکس با اکانت دمو را ببینید.

در این فاز فقط یک چیز را اندازه بگیرید: از هر ۱۰ معامله، چند تا دقیقا طبق پلن اجرا شد؟ حد ضرر گذاشته و رعایت شد؟ حجم طبق قانون بود؟ ستاپ معتبر بود؟ اگر پاسخ برای ۸ تا ۹ معامله از ۱۰ تا مثبت است، آماده فاز بعدی هستید. اگر نه، مشکل هنوز حل نشده و رفتن به حساب واقعی فقط ضرر را تکرار می کند.

فاز دوم: نصف حجم و فقط ستاپ های درجه یک

به حساب واقعی برگردید اما با نصف ریسکی که قبل از ضرر داشتید. اگر قبلا ۲ درصد ریسک می کردید، حالا ۰.۵ تا ۱ درصد. اگر بیش از ۵ درصد ریسک می کردید (که خودش دلیل اصلی ضرر بزرگ بوده)، به ۱ تا ۲ درصد برسید و بعد از ریکاوری هم دیگر به عددهای قبلی برنگردید.

در این فاز فقط ستاپ هایی را بگیرید که در تعریف خودتان «درجه یک» یا «A» محسوب می شوند. ستاپ های متوسط را حتی اگر وسوسه انگیز بودند، رد کنید. تعداد معاملات کم می شود و همین خوب است؛ اورترید در دوره ریکاوری از هر زمان دیگری خطرناک تر است.

معیار عبور از هر فاز: N معامله منضبط پیاپی

برای رفتن از نصف حجم به سه چهارم و بعد حجم کامل، یک عدد مشخص تعیین کنید؛ مثلا ۱۰ تا ۲۰ معامله متوالی که در همه آن ها قوانین رعایت شده، فارغ از نتیجه. اگر در این بین یک معامله خارج از قانون گرفتید (حتی اگر سود کرد)، شمارش را از صفر شروع کنید.

چرا نتیجه معیار نیست؟ چون اگر معیار «۵ معامله سودده» باشد، ذهن شما ناخودآگاه دنبال سود می گردد نه اجرای درست، و این دقیقا همان حالتی است که ضرر بزرگ را ساخت. انضباط قابل تکرار است؛ سود کوتاه مدت نه.

دو تله مرحله بازگشت

نوسان حجم: الگوی رایجی است که بعد از ضرر، معامله گر حجم را خیلی کم می کند (ترس)، بعد از دو سه معامله برنده، حجم را یکباره بالاتر از حد قبل می برد (جبران زمان از دست رفته)، و ضرر بعدی روی حجم بزرگ، دراودان را دوباره عمیق می کند. راه حل، قانون حجم ثابت برای هر فاز است که فقط بر اساس معیار عبور تغییر می کند، نه بر اساس نتیجه دو معامله آخر.

افت کیفیت ستاپ: در دوره ریکاوری، معامله گر ناخودآگاه ستاپ هایی را «معتبر» می بیند که در حالت عادی رد می کرد؛ چون به معامله نیاز دارد. راه حل، نوشتن معیارهای ستاپ درجه یک روی کاغذ قبل از شروع فاز، و تیک زدن آن ها قبل از هر ورود است. مدیریت سرمایه در این دوره فقط درباره حجم نیست؛ درباره کیفیت ورودها هم هست.

قوانین محافظ تا دوباره تکرار نشود

اگر ضرر شما از نوع نقض قانون بود، تنها راه جلوگیری از تکرار، خارج کردن اجرای قانون از دست اراده لحظه ای است. اراده در وسط تیلت کار نمی کند؛ سیستم کار می کند.

قوانین اگر-آنگاه مکتوب

قبل از هر جلسه معاملاتی، چند قانون ساده و مکتوب داشته باشید که هیچ تفسیری برنمی دارند. نمونه:

اگر در یک روز به ۲ ضرر متوالی رسیدم، آنگاه پلتفرم را می بندم و آن روز دیگر معامله نمی کنم.

اگر ضرر روزانه به ۳ درصد حساب رسید، آنگاه تا فردا معامله جدید نمی گیرم.

اگر ضرر هفتگی به ۶ درصد رسید، آنگاه تا هفته بعد فقط ژورنال می نویسم.

اگر حس کردم می خواهم حجم را برای جبران بالا ببرم، آنگاه ۱۵ دقیقه از سیستم دور می شوم و بعد تصمیم می گیرم.

اگر ۱۵ تا ۳۰ دقیقه مانده به خبر مهم است، آنگاه معامله جدید نمی گیرم.

اعداد را متناسب با استراتژی خودتان تنظیم کنید؛ مهم این است که پیش از شروع نوشته شده باشند، نه وسط ضرر.

نصب سقف ضرر روزانه و هفتگی در پلتفرم

بسیاری از بروکرها و پراپ فرم ها امکان تعیین سقف ضرر روزانه را در خود پلتفرم یا از طریق افزونه دارند؛ در متاتریدر می توان با اکسپرت های ساده این کار را خودکار کرد. سقف ضرر خودکار، مثل فیوز برق عمل می کند: قبل از اینکه شما تصمیم بگیرید، مدار را قطع می کند. حد ضرر هر معامله را هم هنگام باز کردن پوزیشن ثبت کنید، نه بعدا؛ راهنمای حد سود و حد ضرر جزئیات اجرای درست آن را توضیح می دهد.

ژورنال به عنوان سیستم هشدار زودهنگام

ژورنال فقط برای بررسی بعد از ضرر نیست؛ اگر درست نگه داشته شود، قبل از ضرر بزرگ هشدار می دهد. سه علامت را هفتگی چک کنید: افزایش تعداد معاملات نسبت به میانگین، افزایش نسبت معاملات خارج از پلن، و بزرگ شدن میانگین حجم بدون تغییر در قانون. هر کدام از این ها که بالا برود، یعنی دارید به سمت همان الگویی می روید که آخرین ضرر بزرگ را ساخت. مقاله چگونه در فارکس ضرر نکنیم این علامت ها را با جزئیات بیشتری بررسی می کند.

سناریوهای خاص

کل سرمایه رفت (لیکوئید یا کال مارجین): از کجا شروع کنم؟

اگر کال مارجین شده اید یا حساب کاملا لیکوئید شده، اولین قانون این است: برای شارژ مجدد، پول قرض نگیرید و از هزینه های ضروری زندگی برندارید. سرمایه جدید باید از درآمد بیرون از ترید و به تدریج پس انداز شود.

در این فاصله، برنامه چهار فازی را از فاز اول شروع کنید؛ یعنی دمو یا حساب سنتی، همراه با کالبدشکافی کامل. تا وقتی نتوانستید در دمو یا حساب کوچک چند هفته اجرای منضبط نشان دهید، سراغ چالش پراپ نروید؛ چون بدون اصلاح مشکل اصلی، هزینه چالش هم به ضرر قبلی اضافه می شود. وقتی برگشتید، اهرم را پایین تر از قبل انتخاب کنید و اگر برایتان مبهم است، راهنمای لوریج مناسب در فارکس کمک می کند.

در حساب پراپ ضرر کردم: ریکاوری زیر سقف دراودان

در پراپ تریدینگ یک تفاوت مهم وجود دارد: شما علاوه بر ریاضی جبران، با سقف دراودان روزانه و کلی هم روبه رو هستید. وقتی نزدیک این سقف هستید، بزرگ کردن حجم برای جبران، تقریبا به معنای رد شدن قطعی چالش است، چون فضای خطای شما بسیار کم شده.

راهکار عملی این است که ریسک هر معامله را نسبت به فاصله باقی مانده تا سقف دراودان تعیین کنید، نه نسبت به کل حساب. اگر ۲ درصد تا سقف فاصله دارید، ریسک ۰.۲۵ درصد به شما ۸ فرصت می دهد؛ ریسک ۱ درصد فقط ۲ فرصت. گاهی هم پذیرفتن اینکه این چالش عملا از دست رفته و شروع تمیز یک حساب جدید بعد از دوره ریکاوری، عاقلانه تر از سوزاندن انرژی روی حسابی است که فضایی برایش نمانده. راهنمای چگونه پراپ را پاس کنیم نکات ویژه مدیریت دراودان در چالش را پوشش می دهد.

به خانواده و اطرافیان چه بگویم؟

پنهان کردن ضرر بزرگ از خانواده، معمولا وضعیت را بدتر می کند؛ چون فشار پنهان کاری خودش یکی از محرک های معامله انتقامی است (باید سریع جبران کنم تا کسی نفهمد). حرف زدن، حتی اگر سخت باشد، دو کار می کند: فشار «باید تا فردا درست شود» را کم می کند و از تصمیم های مالی پنهانی بعدی جلوگیری می کند.

هنگام گفتن، سه چیز را از هم جدا کنید: مبلغ واقعی ضرر، دلیل آن (که در کالبدشکافی پیدا کردید)، و برنامه ای که برای بازگشت یا فاصله دارید. صحبت بدون برنامه، فقط نگرانی ایجاد می کند؛ صحبت با برنامه، اعتماد می سازد.

آیا اصلا باید برگردم؟

همه ضررهای بزرگ به بازگشت ختم نمی شوند و نباید هم بشوند. این بخش برای کسانی است که باید صادقانه از خودشان بپرسند: آیا الان بازگشت، تصمیم درستی است؟

این ها پرچم قرمز جدی هستند و اگر دو یا چند مورد درباره شما صدق می کند، بازگشت را حداقل فعلا کنار بگذارید:

برای شارژ حساب یا جبران ضرر، قرض گرفته اید یا به آن فکر می کنید.

پول اجاره، قسط یا هزینه های ضروری زندگی وارد حساب معاملاتی شده است.

ضرر را از خانواده یا شریک زندگی پنهان کرده اید.

چند حساب پشت سر هم سوخته و الگوی ضرر تکرار می شود، بی آنکه چیزی در روش شما تغییر کرده باشد.

ترید بر خواب، سلامت، کار اصلی یا روابط شما مقدم شده است.

«سرمایه ذهنی» شما تمام شده: دیگر انگیزه یاد گرفتن ندارید و فقط می خواهید پول را پس بگیرید.

تفاوت «استراحت» با «کنار کشیدن»

استراحت یعنی فاصله ای با زمان مشخص، برای بازسازی سرمایه مالی و ذهنی، با یک برنامه بازگشت. کنار کشیدن یعنی پذیرفتن اینکه در شرایط فعلی زندگی، ترید فعال به نفع شما نیست؛ حداقل با این سبک و این میزان سرمایه.

بین این دو، گزینه های میانی هم هست: ترید در تایم فریم بالاتر با تعداد معامله بسیار کم در کنار شغل اصلی، یا کنار گذاشتن ترید اهرمی و رفتن سراغ سرمایه گذاری بلندمدت. کنار کشیدن از ترید اهرمی، شکست نیست؛ برای بخش قابل توجهی از افراد، تصمیم مالی درست تری است. کنار کشیدن هم لزوما دائمی نیست؛ بازار سال بعد هم سر جایش هست.

چه وقت باید با روانشناس یا مشاور مالی صحبت کرد

اگر ضرر با بی خوابی مداوم، اضطراب شدید، افکار منفی درباره خودتان یا میل کنترل ناپذیر به معامله همراه شده، این ها دیگر مسئله معاملاتی نیستند و ابزارهای این مقاله برایشان کافی نیست. کمک گرفتن از روانشناس، به ویژه اگر با بازارهای مالی آشنا باشد، در این شرایط نشانه ضعف نیست؛ بخشی از همان مدیریت ریسک است، این بار برای مهم ترین سرمایه شما.

جمع بندی: چک لیست یک صفحه ای بازگشت

۴۸ ساعت اول: بدون معامله، بدون چارت، بدون تصمیم بزرگ. حد ضررهای موجود سر جای خود بمانند.

عدد ضرر را با جدول جبران محاسبه کنید و بازه زمانی واقع بینانه ریکاوری را بپذیرید.

چک لیست هفت سؤالی را پر کنید و نوع ضرر (نقض قانون یا داخل سیستم) را مشخص کنید.

استراتژی را فقط بر اساس داده ژورنال تغییر دهید، نه بر اساس درد آخرین معامله.

فقط وقتی برگردید که هدفتان اجرای درست است، نه پس گرفتن پول.

از دمو یا میکروسایز شروع کنید، با نصف حجم به حساب واقعی برگردید، و با N معامله منضبط پیاپی از هر فاز عبور کنید.

قوانین اگر-آنگاه را قبل از شروع بنویسید و سقف ضرر روزانه را در پلتفرم فعال کنید.

اگر پرچم های قرمز مالی یا روانی دیدید، بازگشت را عقب بیندازید و در صورت نیاز کمک بگیرید.

سؤالات متداول

بعد از ضرر بزرگ چند روز ترید نکنیم؟
عدد ثابتی وجود ندارد. برای دو سه ضرر پیاپی، تا پایان همان روز کافی است؛ برای ضرر ۲۰ تا ۴۰ درصدی حساب، معمولا یک تا سه هفته و برای لیکوئید شدن کامل، تا زمانی که سرمایه از منبع بیرونی بازسازی شود. معیار اصلی، برقرار شدن نشانه های آمادگی است، نه گذشتن روزها.
برای جبران ضرر ۵۰ درصدی چند درصد سود لازم است؟
۱۰۰ درصد. چون حساب نصف شده و باید دو برابر شود تا به نقطه اول برگردد. برای ضرر ۲۰ درصدی، ۲۵ درصد و برای ضرر ۳۰ درصدی حدود ۴۳ درصد سود لازم است.
ریسک هر معامله بعد از ضرر بزرگ چند درصد باشد؟
نصف ریسک قبلی، و اگر ریسک قبلی بالای ۵ درصد بوده، به ۱ تا ۲ درصد برسید. منابع مختلف اعداد ۰.۵ تا ۳ درصد را پیشنهاد می کنند؛ عدد دقیق به استراتژی و اندازه حساب بستگی دارد، اما جهت آن یکی است: پایین تر از قبل، و افزایش فقط بعد از عبور از معیار انضباط.
آیا بعد از ضرر باید استراتژی را عوض کنم؟
اگر ضرر به دلیل رعایت نکردن قوانین بوده، نه. اگر ژورنال چند ماهه نشان می دهد استراتژی انتظار ریاضی منفی دارد، بله، اما بعد از بک تست دوباره، نه بلافاصله بعد از ضرر.
بعد از لیکوئید شدن چه کنیم؟
قرض نگیرید، از پول ضروری زندگی استفاده نکنید، سرمایه را از درآمد بیرونی و به تدریج بازسازی کنید و در این مدت برنامه بازگشت را از فاز دمو یا حساب سنتی شروع کنید. اهرم را در بازگشت پایین تر از قبل انتخاب کنید.
کی باید ترید را کنار بگذاریم؟
وقتی برای ترید قرض می گیرید، پول ضروری زندگی را وارد می کنید، ضرر را از خانواده پنهان می کنید، یا ترید بر خواب و سلامت و روابط شما مقدم شده است. در این شرایط، حداقل یک فاصله بدون تاریخ بازگشت لازم است و گاهی کنار گذاشتن ترید اهرمی، تصمیم درست تری است.

منابع

Charles Schwab, How to Recover From a Big Trading Loss و Trading Psychology: Recovering From Big Losses
DayTrading.com, How to Recover from a Huge Trading Loss
Trading Heroes, How to Recover After a Huge Trading Loss
Bookmap, Trading Psychology 2.0 Best Practices by Brett Steenbarger
Traders Second Brain, Drawdown Recovery: The Math, Zones, and Real Recovery Times
OffbeatForex, Drawdown Recovery Calculator
4.8(۲۸۵ رای)
به این مقاله امتیاز دهید:
اشتراک گذاری

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!

چگونه بعد از یک ضرر بزرگ به ترید برگردیم؟ — MondFx