قانون ریسک ۱ تا ۲ درصد می گوید در هیچ معامله ای نباید بیش از ۱ تا ۲ درصد از موجودی حساب را در معرض زیان قرار داد. این «ریسک» یعنی مبلغی که اگر حد ضرر فعال شود از دست می دهید؛ نه مبلغی که وارد معامله می کنید. تفاوت همین دو مفهوم، مرز بین اجرای درست و اجرای اشتباه این قانون است. اهمیت این قانون از یک واقعیت ساده می آید: هیچ استراتژی معاملاتی بدون رشته باخت های متوالی نیست. قانون ۱ تا ۲ درصد کاری می کند که این رشته باخت ها، که دیر یا زود اتفاق می افتند، به جای نابود کردن حساب فقط یک افت قابل جبران ایجاد کنند. در ادامه تعریف دقیق، فرمول محاسبه حجم، ریاضی پشت این عدد و معیار انتخاب بین ۱ و ۲ درصد را بررسی می کنیم.
قانون ۱٪ و ۲٪ به زبان ساده یعنی چه؟
قانون ۱٪ یعنی سقف زیان هر معامله برابر ۱ درصد از موجودی حساب باشد و قانون ۲٪ یعنی این سقف ۲ درصد باشد. اگر حساب شما ۱۰,۰۰۰ دلار است، با قانون ۱٪ اجازه دارید در یک معامله حداکثر ۱۰۰ دلار و با قانون ۲٪ حداکثر ۲۰۰ دلار از دست بدهید. این سقف با فاصله حد ضرر و حجم معامله کنترل می شود، نه با کم کردن مبلغ ورودی.
این قانون بخشی از مدیریت سرمایه است و در فارکس، طلا، کریپتو، بورس و بازارهای آتی به یک شکل به کار می رود. تنها چیزی که بین بازارها فرق می کند نحوه محاسبه حجم است، نه اصل قانون.
ریسک یعنی فاصله ورود تا حد ضرر، نه حجم پوزیشن
ریسک یک معامله برابر است با اختلاف قیمت ورود و قیمت حد ضرر، ضرب در حجم معامله. این عدد ربطی به این ندارد که کل ارزش پوزیشن چقدر است.
هشدار مهم: ریسک با حجم یکی نیست. برداشت اشتباه رایج این است که «باید فقط با ۲ درصد سرمایه معامله کنم». این تعریف غلط است. شما می توانید پوزیشنی باز کنید که ارزش آن چند برابر موجودی حساب باشد (با اهرم) و همچنان ریسک آن ۱ درصد باشد، به شرطی که حد ضرر آنقدر نزدیک باشد که زیان احتمالی از ۱ درصد فراتر نرود. برعکس، می توانید فقط با ۲ درصد سرمایه وارد شوید و بدون حد ضرر، همان ۲ درصد را کامل از دست بدهید.
یک مثال فرضی این تفاوت را روشن می کند. فرض کنید حساب ۱۰,۰۰۰ دلاری دارید و دو معامله با ارزش یکسان ۲,۰۰۰ دلار باز می کنید. در معامله اول حد ضرر را ۵ درصد پایین تر از ورود می گذارید؛ ریسک شما ۱۰۰ دلار یعنی ۱ درصد حساب است. در معامله دوم حد ضرر را ۱۵ درصد پایین تر می گذارید؛ ریسک شما ۳۰۰ دلار یعنی ۳ درصد حساب است. حجم هر دو یکسان بود اما فقط اولی قانون ۱٪ را رعایت می کند.
تفاوت قانون ۱٪، ۲٪ و نسخه محافظه کارانه ۰.۵٪
هر سه عدد یک منطق دارند و فقط در سرعت افت حساب هنگام باخت فرق می کنند. با ۱ درصد، ده باخت متوالی حدود ۹.۶ درصد از حساب کم می کند؛ با ۲ درصد حدود ۱۸.۳ درصد. قانون ۲٪ فضای بیشتری برای رشد در دوره های برد می دهد و در عوض افت را در دوره های باخت تندتر می کند. بسیاری از معامله گران باتجربه در شرایط نامطمئن یا وقتی نرخ برد استراتژی پایین است، به ۰.۵ تا ۱ درصد اکتفا می کنند. معیار انتخاب بین این اعداد را در بخش مربوط به خودش بررسی می کنیم.
این قانون از کجا آمد؟ الکساندر الدر و «کوسه و پیرانا»
معروف ترین منبع این قانون کتاب «معامله گری برای امرار معاش» (Trading for a Living) نوشته دکتر الکساندر الدر است که در نسخه جدید آن دو قانون ۲٪ و ۶٪ را دو ستون مدیریت پول معرفی می کند. الدر ریسک را دقیقا همان فاصله دلاری بین قیمت خرید و حد ضرر تعریف می کند و می گوید این مبلغ نباید از ۲ درصد ارزش حساب فراتر رود. این کتاب معمولا در فهرست کتاب های آموزش فارکس پیشنهادی برای مبتدی ها قرار دارد.
الدر با استعاره کوسه و پیرانا این دو قانون را توضیح می دهد: بازار می تواند حساب را با یک زیان بزرگ مثل حمله کوسه از بین ببرد یا با مجموعه ای از زیان های کوچک مثل گله پیرانا. قانون ۲٪ از حمله کوسه محافظت می کند و قانون ۶٪، که در بخش قوانین مکمل به آن می رسیم، از پیرانا. مبنای محاسبه در نسخه الدر موجودی حساب در پایان ماه قبل است؛ نکته ای که با رویکرد بسیاری از پراپ فرم ها فرق دارد و در بخش محاسبه به آن برمی گردیم.
چطور حجم معامله را با قانون ۱ تا ۲ درصد حساب کنیم؟

حجم معامله را با تقسیم مبلغ ریسک مجاز بر زیان هر واحد حجم تا حد ضرر به دست می آورید. به بیان دیگر، اول تصمیم می گیرید چقدر می توانید از دست بدهید، بعد حد ضرر را بر اساس تحلیل روی نمودار می گذارید و در آخر حجم را طوری تنظیم می کنید که این دو با هم جور شوند. ترتیب مهم است: حجم آخرین چیزی است که تعیین می شود، نه اولین.
فرمول سه مرحله ای
مرحله اول: مبلغ ریسک مجاز = موجودی حساب × درصد ریسک. با حساب ۵,۰۰۰ دلاری و قانون ۱٪ این مبلغ ۵۰ دلار است.
مرحله دوم: فاصله حد ضرر را از روی نمودار تعیین کنید؛ زیر حمایت، بالای مقاومت یا هر سطحی که اگر قیمت به آن رسید تحلیل شما باطل شده است. حد ضرر را نباید برای جا شدن در حجم دلخواه جابه جا کرد. اگر با نحوه تعیین حد ضرر آشنا نیستید، مقاله حد سود و حد ضرر را ببینید.
مرحله سوم: حجم = مبلغ ریسک مجاز ÷ (فاصله حد ضرر × ارزش هر واحد حرکت به ازای یک واحد حجم). در ادامه این فرمول را در سه بازار اجرا می کنیم. همه اعداد سناریوی نمونه هستند.
مثال فارکس: لات گیری با ارزش پیپ
فرض کنید حساب ۱۰,۰۰۰ دلار است و ریسک ۱ درصد یعنی ۱۰۰ دلار. می خواهید روی EUR/USD معامله کنید و حد ضرر بر اساس ساختار قیمت ۴۰ پیپ با ورود فاصله دارد. در یک لات استاندارد ارزش هر پیپ این جفت ارز حدود ۱۰ دلار است. پس زیان هر لات تا حد ضرر ۴۰۰ دلار می شود و حجم مجاز برابر است با ۱۰۰ ÷ ۴۰۰ = ۰.۲۵ لات.
اگر همان معامله را با حد ضرر ۸۰ پیپی بگیرید، حجم مجاز نصف و ۰.۱۲۵ لات (در عمل ۰.۱۲) می شود. ریسک دلاری در هر دو حالت ۱۰۰ دلار باقی می ماند. اگر با مفهوم لات آشنا نیستید مقاله لات در فارکس را ببینید و برای محاسبه سریع می توانید از ماشین حساب فارکس استفاده کنید.
مثال طلا (XAUUSD)
در بیشتر بروکرها یک لات طلا برابر ۱۰۰ اونس است؛ یعنی هر یک دلار حرکت قیمت روی یک لات، ۱۰۰ دلار سود یا زیان ایجاد می کند. حساب ۵,۰۰۰ دلاری با ریسک ۱ درصد، ۵۰ دلار ریسک مجاز دارد. اگر حد ضرر ۸ دلار با ورود فاصله داشته باشد، زیان هر لات تا حد ضرر ۸۰۰ دلار است و حجم مجاز ۵۰ ÷ ۸۰۰ = ۰.۰۶۲۵ لات می شود که به ۰.۰۶ لات گرد می شود. جزئیات این محاسبه در مقاله محاسبه لات طلا در فارکس آمده است. توجه کنید که مشخصات قرارداد طلا بین بروکرها می تواند متفاوت باشد؛ مقدار دقیق را از مشخصات نماد در پلتفرم خودتان بخوانید.
مثال کریپتو با اهرم: چرا اهرم عدد ریسک را تغییر نمی دهد
فرض کنید حساب فیوچرز ۲,۰۰۰ دلاری دارید و ریسک ۲ درصد یعنی ۴۰ دلار. می خواهید بیت کوین بخرید و حد ضرر ۲.۵ درصد پایین تر از قیمت ورود است. ارزش پوزیشن مجاز برابر است با ۴۰ ÷ ۰.۰۲۵ = ۱,۶۰۰ دلار.
حالا نکته مهم: اگر با اهرم ۱۰ وارد شوید، برای این پوزیشن ۱۶۰ دلار مارجین درگیر می کنید و اگر با اهرم ۲ وارد شوید، ۸۰۰ دلار. در هر دو حالت زیان شما هنگام فعال شدن حد ضرر همان ۴۰ دلار است. اهرم فقط مشخص می کند چقدر از موجودی به عنوان وثیقه قفل می شود؛ اندازه زیان را حد ضرر و حجم تعیین می کنند. مشکل اهرم بالا از جایی شروع می شود که معامله گر حجم را بر اساس «حداکثر چیزی که اهرم اجازه می دهد» انتخاب کند نه بر اساس ریسک مجاز؛ آن وقت یک نوسان کوچک می تواند به لیکوئید شدن ختم شود. تفاوت این دو وضعیت در مقاله تفاوت لیکوئید و کال مارجین توضیح داده شده است.
مبنای درصد: بالانس فعلی، اکوئیتی یا موجودی اول ماه؟
منابع در این مورد یکدست نیستند و بهتر است هر معامله گر یک مبنا انتخاب کند و به آن پایبند بماند. سه رویکرد رایج وجود دارد.
رویکرد اول، بالانس فعلی حساب است؛ یعنی موجودی بسته شده در لحظه باز کردن معامله. این ساده ترین روش است و بسیاری از پراپ فرم ها برای محاسبه سقف ریسک هر معامله همین مبنا را به کار می برند. رویکرد دوم، اکوئیتی است که سود و زیان شناور پوزیشن های باز را هم حساب می کند و محافظه کارانه تر است، چون وقتی چند معامله باز در زیان دارید، ریسک معامله بعدی خودبه خود کوچک تر می شود. رویکرد سوم همان روش الدر است: موجودی پایان ماه قبل، که در طول ماه ثابت می ماند و مانع بزرگ شدن حجم بعد از چند برد پشت سر هم می شود.
برای معامله گر تازه کار، بالانس فعلی مبنای قابل قبولی است. اگر تفاوت این دو مفهوم برایتان روشن نیست، مقاله های بالانس و اکوئیتی را بخوانید.
چرا این قانون حیاتی است؟ ریاضی بقا در بازار
قانون ۱ تا ۲ درصد حیاتی است چون رشته باخت متوالی برای هر استراتژی اجتناب ناپذیر است و درصد ریسک تنها چیزی است که تعیین می کند این رشته باخت یک افت قابل جبران باشد یا پایان کار. سه واقعیت ریاضی پشت این ادعا وجود دارد.
رشته باخت متوالی اجتناب ناپذیر است
احتمال n باخت پشت سر هم برابر است با (۱ − نرخ برد) به توان n. با نرخ برد ۵۰ درصد، احتمال ۵ باخت متوالی حدود ۳.۱ درصد و احتمال ۱۰ باخت متوالی حدود ۰.۱ درصد است. این اعداد کوچک به نظر می رسند، اما معامله گری که سالی ۲۵۰ معامله می کند ده ها فرصت مستقل برای وقوع چنین رشته ای دارد. برآورد رایج برای طولانی ترین رشته باخت مورد انتظار در N معامله، تقسیم لگاریتم N بر لگاریتم معکوس نرخ باخت است؛ با این حساب برای ۲۵۰ معامله و نرخ برد ۵۰ درصد باید انتظار حدود ۸ باخت متوالی و با نرخ برد ۶۰ درصد حدود ۶ باخت متوالی را داشت.
نکته کلیدی این است که احتمال وقوع این رشته باخت به درصد ریسک هیچ ربطی ندارد. معامله گری که ۱ درصد ریسک می کند و معامله گری که ۱۰ درصد ریسک می کند، با استراتژی یکسان دقیقا با یک احتمال به ۸ باخت متوالی می خورند. فقط پیامد آن فرق می کند.
ده ضرر متوالی با درصدهای مختلف ریسک چه بلایی سر حساب می آورد
جدول زیر افت حساب را برای ۵ و ۱۰ باخت متوالی نشان می دهد. اعداد به صورت مرکب محاسبه شده اند؛ یعنی هر معامله درصد ثابتی از موجودی باقی مانده را ریسک می کند و ستون آخر سودی است که برای برگشتن به نقطه اول لازم است.
| سود لازم برای جبران ۱۰ باخت | افت بعد از ۱۰ باخت | افت بعد از ۵ باخت | ریسک هر معامله |
|---|---|---|---|
| ۰.۵٪ | ۲.۵٪ | ۴.۹٪ | ۵.۲٪ |
| ۱٪ | ۴.۹٪ | ۹.۶٪ | ۱۰.۶٪ |
| ۲٪ | ۹.۶٪ | ۱۸.۳٪ | ۲۲.۴٪ |
| ۵٪ | ۲۲.۶٪ | ۴۰.۱٪ | ۶۶.۹٪ |
| ۱۰٪ | ۴۱٪ | ۶۵.۱٪ | ۱۸۶.۵٪ |
با ۱ درصد ریسک، حتی ۶۹ باخت متوالی لازم است تا حساب به نصف برسد. با ۵ درصد، همان رشته ۱۰ باختی که آماری طبیعی است، ۴۰ درصد حساب را می برد و برای جبران آن به ۶۷ درصد سود نیاز دارید؛ چیزی که بیشتر معامله گران هرگز به آن نمی رسند. تفاوت ۱ و ۵ درصد در یک معامله ۵ برابر است، اما در نتیجه یک رشته باخت به دلیل اثر مرکب و هزینه جبران، فاصله بسیار بیشتری ایجاد می کند.
هزینه نامتقارن جبران زیان
هرچه افت عمیق تر شود، سود لازم برای جبران آن نه به صورت خطی بلکه شتاب گیرنده رشد می کند. جبران افت ۱۰ درصدی به حدود ۱۱ درصد سود نیاز دارد، افت ۲۰ درصدی به ۲۵ درصد، افت ۵۰ درصدی به ۱۰۰ درصد و افت ۹۰ درصدی به ۹۰۰ درصد. به همین دلیل، بسیاری از معامله گران باتجربه دراودان ۲۰ تا ۳۰ درصد را عملا نقطه «نابودی» (Risk of Ruin) در نظر می گیرند، چون از آن به بعد جبران از «سخت» به «غیرواقع بینانه» تبدیل می شود. قانون ۱ تا ۲ درصد دقیقا برای این طراحی شده که حساب هرگز به آن ناحیه نرسد.
نقش روانی: زیان کوچک، تصمیم منطقی؛ زیان بزرگ، انتقام از بازار
وقتی زیان یک معامله ۱ درصد است، پذیرش آن آسان است و معامله گر می تواند به برنامه پایبند بماند. وقتی زیان ۱۰ درصد است، فشار «جبران سریع» شروع می شود: بزرگ کردن حجم معامله بعدی، حذف حد ضرر یا ورود بدون سیگنال. این چرخه معمولا با اورترید و زیان های بزرگ تر ادامه پیدا می کند. کنترل اندازه زیان در واقع کنترل احساسات است و همین موضوع در روانشناسی معامله گری جایگاه مهمی دارد.
آیا این قانون سود را خفه می کند؟
خیر، به شرطی که نسبت ریسک به بازده معامله ها منطقی باشد. سودآوری بلندمدت به امید ریاضی استراتژی بستگی دارد، نه به بزرگی حجم هر معامله. حداقل نرخ برد لازم برای سربه سر شدن با فرمول ۱ ÷ (۱ + R) به دست می آید که R نسبت بازده به ریسک است. با نسبت ۱:۱ به ۵۰ درصد برد نیاز دارید، با ۱:۲ به حدود ۳۳ درصد و با ۱:۳ به ۲۵ درصد. یعنی این ادعا که «استراتژی خوب باید ۷۰ درصد برد داشته باشد» درست نیست؛ استراتژی با ۴۰ درصد برد و میانگین بازده ۲ برابر ریسک، امید ریاضی مثبت دارد.
سناریوی نمونه: دو معامله گر با حساب ۱۰,۰۰۰ دلاری و استراتژی یکسان (نرخ برد ۵۰ درصد، بازده هر برد دو برابر ریسک) در ۵۰ معامله ۲۵ برد و ۲۵ باخت می گیرند. با ریسک ۱ درصد، معامله گر اول با تقریب خطی حدود ۲۵ واحد سود می کند (۲۵ × ۲٪ − ۲۵ × ۱٪) و بدترین دراودان مسیر او در یک رشته ۸ باختی حدود ۷.۷ درصد است. معامله گر دوم با ریسک ۵ درصد در همان رشته ۸ باختی حدود ۳۴ درصد حساب را از دست می دهد و اگر آن رشته زودتر از بردها بیاید، احتمال زیادی دارد که پیش از رسیدن به بردها از بازار خارج شود یا از ترس، معاملات سودده را نگیرد. این سناریو فرضی است و به معنی سود تضمینی هیچ کدام نیست؛ هدف نشان دادن این است که یک استراتژی یکسان با دو اندازه ریسک متفاوت، دو سرنوشت متفاوت پیدا می کند. مفهوم ریسک به ریوارد را برای درک بهتر این محاسبه مرور کنید.
۱٪ یا ۲٪؟ چطور درصد مناسب خودتان را انتخاب کنید
پیش فرض منطقی برای بیشتر معامله گران ۱ درصد است و ۲ درصد را باید با داده های واقعی استراتژی به دست آورد، نه با اعتماد به نفس. جدول زیر یک معیار تصمیم گیری است، نه توصیه شخصی؛ شرایط هر معامله گر می تواند متفاوت باشد.
| وضعیت شما | درصد پیشنهادی | دلیل |
|---|---|---|
| تازه کار، کمتر از ۱۰۰ معامله ثبت شده | ۰.۵ تا ۱٪ | نرخ برد و بازده واقعی استراتژی هنوز معلوم نیست؛ ریسک کم، خطای برآورد را جذب می کند |
| استراتژی اثبات شده با بیش از ۱۰۰ معامله ثبت شده، نرخ برد بالای ۵۵٪ و میانگین بازده بالای ۲ برابر ریسک | تا ۲٪ | داده ها نشان می دهند امید ریاضی مثبت است و افت های ۲ درصدی در دوره باخت قابل تحمل است |
| در دراودان (مثلا افت بیش از ۵ تا ۱۰ درصد) | نصف کردن ریسک معمول | کوچک شدن حجم، عمق افت را محدود می کند و فرصت بازگشت به روال را می دهد |
| در چالش پراپ فرم | ۰.۲۵ تا ۰.۵٪ | حد ضرر روزانه و کلی چالش، فضای مانور را بسیار کم می کند |
| بازار پرنوسان یا حول اخبار مهم | کاهش موقت | احتمال گپ و اسلیپیج، ریسک واقعی را از ریسک محاسبه شده بیشتر می کند |
برای اینکه بدانید در کدام ردیف هستید به داده نیاز دارید و این داده فقط از ژورنال معاملاتی و بک تست و فوروارد تست در فارکس به دست می آید. اگر تعداد معامله های ثبت شده کافی ندارید، در ردیف اول بمانید.
الدر در پاسخ به این پرسش که «وقتی به یک معامله خیلی مطمئنم می توانم ۲ درصد را بیشتر کنم؟» گفته این کار مثل آن است که چون منظره روی پل را دوست دارید، طناب بانجی جامپینگ را بلندتر کنید. اطمینان بیشتر به یک معامله دلیل موجهی برای بزرگ کردن ریسک نیست، چون احتمال باخت آن معامله با احساس شما تغییر نمی کند.
قوانین مکمل که بدون آن ها قانون ۲٪ کافی نیست
قانون ۱ تا ۲ درصد فقط زیان یک معامله را محدود می کند و به تنهایی جلوی این را نمی گیرد که ده معامله ۲ درصدی هم زمان باز کنید و در یک روز ۲۰ درصد حساب را از دست بدهید. سه قانون مکمل این خلأ را پر می کنند.
ریسک تجمعی پوزیشن های باز و همبستگی دارایی ها
مجموع ریسک همه معامله های باز باید سقف داشته باشد؛ عدد رایج بین معامله گران ۵ تا ۶ درصد است. علاوه بر این، دارایی های همبسته را باید یک ریسک حساب کرد. اگر روی EUR/USD، GBP/USD و AUD/USD هم زمان پوزیشن خرید دارید، در عمل روی ضعف دلار سه بار شرط بسته اید و یک خبر می تواند هر سه حد ضرر را با هم فعال کند. در چنین حالتی سه معامله ۱ درصدی، از نظر ریسک واقعی، یک معامله ۳ درصدی است.
قانون ۶٪ ماهانه الدر و حد ضرر روزانه پراپ فرم ها
قانون ۶٪ الدر می گوید هر وقت مجموع زیان های تحقق یافته ماه جاری به اضافه ریسک پوزیشن های باز به ۶ درصد حساب رسید، تا پایان ماه هیچ معامله جدیدی باز نکنید. هدف این قانون قطع کردن چرخه باخت پیش از تبدیل شدن به دراودان عمیق است.
پراپ فرم ها نسخه سخت گیرانه تری از همین منطق را در قالب حد ضرر روزانه و حد ضرر کلی اجرا می کنند؛ عبور از این حدود معمولا به رد شدن در چالش یا بسته شدن حساب منجر می شود. برخی پراپ فرم ها حتی سقف ریسک هر معامله (اغلب حدود ۲ درصد) را هم در قوانین خود دارند و مبنای محاسبه آن معمولا آخرین موجودی حساب پیش از باز کردن معامله است. قوانین دقیق در هر شرکت متفاوت است و باید از خود آن شرکت بررسی شود. اگر قصد ورود به این مسیر را دارید، مقاله پراپ تریدینگ و راهنمای چگونه پراپ را پاس کنیم را ببینید.
کاهش حجم بعد از چند باخت متوالی
بعد از سه یا چهار باخت متوالی، نصف کردن درصد ریسک تا زمان برگشت به روال، روش رایجی برای محدود کردن عمق دراودان است. این کار همچنین یک ترمز روانی است، چون احتمال «معامله انتقامی» را کم می کند. برعکس آن، یعنی بزرگ کردن حجم بعد از چند برد، دقیقا همان رفتاری است که قانون الدر (مبنای موجودی اول ماه) برای جلوگیری از آن طراحی شده است.
محدودیت ها و جاهایی که قانون شکست می خورد
قانون ۱ تا ۲ درصد بر این فرض استوار است که حد ضرر شما در قیمتی که تعیین کرده اید اجرا می شود و حجم مورد نظر قابل معامله است. در سه وضعیت این فرض برقرار نیست.
گپ قیمتی و اسلیپیج
اگر بازار با گپ باز شود (مثلا بعد از تعطیلات آخر هفته یا یک خبر مهم) یا در لحظه فعال شدن حد ضرر نقدینگی کافی نباشد، معامله در قیمتی بدتر از حد ضرر بسته می شود و زیان واقعی از ۱ درصد فراتر می رود. توضیح کامل این پدیده در مقاله اسلیپیج آمده است. راهکار عملی، کاهش حجم یا خودداری از نگه داشتن پوزیشن در زمان های پرریسک (پیش از اخبار مهم و در آستانه تعطیلی بازار) و در فارکس، لحاظ کردن یک حاشیه اضافی در محاسبه ریسک برای نمادهای پرنوسان است.
بازار یا ابزار بدون حد ضرر خودکار
در برخی بازارها یا پلتفرم ها امکان ثبت حد ضرر خودکار وجود ندارد یا معامله گر آن را ثبت نمی کند. در این حالت اجرای قانون به نظارت دستی وابسته است و همین موضوع ریسک انسانی بزرگی ایجاد می کند؛ در ساعات غیرفعال یا هنگام قطعی اتصال، عملا هیچ محافظتی وجود ندارد. اگر ابزاری اجازه ثبت حد ضرر نمی دهد، حجم باید آنقدر کوچک باشد که حتی حرکت شدید مخالف هم زیان را در محدوده مجاز نگه دارد.
سرمایه کم و حداقل حجم قابل معامله
با سرمایه کم، حداقل حجم قابل معامله ممکن است بزرگ تر از حجم مجاز محاسبه شده باشد. مثال فرضی: حساب ۱۰۰ دلاری با قانون ۱٪ اجازه ۱ دلار زیان دارد. اگر حد ضرر روی EUR/USD ۲۰ پیپ باشد، حجم مجاز ۰.۰۰۵ لات است، در حالی که حداقل حجم در بسیاری از حساب های استاندارد ۰.۰۱ لات است که با ارزش پیپ ۰.۱ دلار، ۲ دلار یعنی ۲ درصد حساب ریسک می کند. راه حل ها عبارت اند از استفاده از حساب سنتی فارکس که حجم های بسیار کوچک تر را ممکن می کند، انتخاب حد ضررهای بلندتر روی تایم فریم های بالاتر که به حجم کمتر نیاز دارد، یا شروع با سرمایه ای که با اندازه واقعی حجم های بازار همخوانی داشته باشد. برای برآورد این عدد مقاله حداقل سرمایه برای ورود به فارکس کمک می کند.
اشتباهات رایج در اجرای قانون ۱ تا ۲ درصد

بیشتر معامله گرانی که این قانون را می شناسند، در اجرا خطاهایی می کنند که آن را بی اثر می کند. شایع ترین آن ها این ها هستند.
اول، تعیین حجم پیش از تعیین حد ضرر. معامله گر با حجم دلخواه وارد می شود و بعد حد ضرر را جایی می گذارد که زیان به ۱ درصد برسد؛ نتیجه حد ضرری است که به ساختار قیمت ربطی ندارد و با نوسان عادی فعال می شود.
دوم، جابه جا کردن حد ضرر در جهت زیان. با این کار ریسک واقعی معامله از ۱ درصد به هر عددی می تواند برسد و کل منطق قانون از بین می رود.
سوم، اشتباه گرفتن ریسک با حجم؛ یعنی همان تصور که «۲ درصد سرمایه را وارد کنم» کافی است، در حالی که بدون حد ضرر می توان همان ۲ درصد را کامل از دست داد و با اهرم بالا و بدون حد ضرر می توان بسیار بیشتر از آن باخت.
چهارم، افزایش درصد ریسک بعد از چند برد متوالی، بر اساس این احساس که «الان دستم گرم است». احتمال باخت معامله بعدی با نتیجه معامله های قبلی تغییر نمی کند.
پنجم، نادیده گرفتن ریسک تجمعی و همبستگی؛ رعایت دقیق ۱ درصد در هر معامله در حالی که پنج معامله همبسته باز است.
ششم، حساب نکردن اسپرد و کارمزد در فاصله حد ضرر، که در حد ضررهای کوتاه و حجم های بزرگ تفاوت معناداری ایجاد می کند.
فهرست کامل تری از خطاهای پرتکرار را در مقاله اشتباه معامله گران تازه کار می بینید.
چک لیست ۵ مرحله ای قبل از هر معامله
پیش از ثبت هر سفارش این پنج مورد را کنترل کنید:
درصد ریسک این معامله چند است و مبلغ دلاری آن بر اساس مبنای انتخابی شما (بالانس یا اکوئیتی) چقدر می شود؟
حد ضرر کجاست و آیا بر اساس تحلیل روی نمودار تعیین شده، نه بر اساس حجم دلخواه؟
حجم محاسبه شده با فرمول چقدر است و آیا حداقل حجم قابل معامله اجازه اجرای آن را می دهد؟
مجموع ریسک پوزیشن های باز به اضافه این معامله از سقف تجمعی شما (مثلا ۶ درصد) کمتر است و آیا این معامله با پوزیشن های باز همبستگی دارد؟
آیا خبر مهم یا تعطیلی بازار در پیش است که احتمال گپ و اسلیپیج را بالا ببرد؟
اگر پاسخ هر کدام از این ها مشخص نیست، معامله هنوز آماده ورود نیست. تمرین این چک لیست روی حساب آزمایشی پیش از حساب واقعی توصیه می شود؛ راهنمای ورود به فارکس با اکانت دمو این مسیر را توضیح می دهد.
سوالات متداول
قانون ۲ درصد در معامله گری چیست؟
آیا قانون ۱ درصد به این معناست که فقط با ۱ درصد سرمایه معامله کنم؟
درصد ریسک را بر اساس بالانس حساب کنم یا اکوئیتی؟
اگر ۱۰ پوزیشن باز داشته باشم که هر کدام ۲ درصد ریسک دارند، ریسکم چقدر است؟
با اهرم ۲۰ می شود قانون ۱ درصد را رعایت کرد؟
آیا این قانون برای سرمایه گذاری بلندمدت هم معنا دارد؟
منابع
Alexander Elder, The New Trading for a Living, Wiley, 2014 (منبع اصلی قوانین ۲٪ و ۶٪).
توضیح قوانین ۲٪ و ۶٪ الدر: https://www.financialwisdomtv.com/post/trading-for-a-living
ریاضی ریسک نابودی و رشته باخت متوالی: https://thearcalabs.com/en/insights/risk-of-ruin-trading/ و https://www.tradicted.com/learn/risk-of-ruin-in-trading/
ماشین حساب ریسک نابودی: https://www.chartguys.com/articles/risk-of-ruin
این مقاله جنبه آموزشی دارد و توصیه مالی شخصی نیست. معامله در بازارهای مالی همیشه با ریسک از دست دادن سرمایه همراه است.

