LIVE

تفاوت ICT و RTM در چیست؟ کدام سبک بهتر است؟

تحریریه موند اف ایکس۲۱ دقیقه مطالعه4 بازدید
تفاوت ICT و RTM در چیست؟ کدام سبک بهتر است؟

ICT و RTM هر دو سبک های پرایس اکشن هستند. هر دو بدون اندیکاتور کار می کنند و فرضشان این است که حرکت قیمت تحت تأثیر سفارش های معامله گران بزرگ شکل می گیرد. با این حال، از دو مسیر متفاوت به بازار نگاه می کنند.

ICT روی نقدینگی، زمان و الگوهای تحویل قیمت تمرکز دارد. RTM روی خوانش جریان سفارش در نواحی عرضه و تقاضا. این تفاوت روی محل ورود، محل حد ضرر، تایم فریم و حتی ساعتی که معامله گر پای چارت می نشیند اثر می گذارد.

این مقاله تفاوت ها را با معیار مشخص توضیح می دهد، یک ستاپ فرضی را با هر دو نگاه تحلیل می کند و در پایان کمک می کند بر اساس شرایط خودتان یکی را برای شروع انتخاب کنید.

پاسخ کوتاه: تفاوت ICT و RTM در یک نگاه

ICT (Inner Circle Trader) چارچوبی است که مایکل جی. هادلستون ساخته است. فرض اصلی آن این است که قیمت برای جمع کردن نقدینگی، یعنی حد ضررها و سفارش های معلق، به سمت سقف ها و کف های مشخص حرکت می کند. ICT برای این حرکت ها قواعد زمانی هم تعریف کرده است.

RTM (Read The Market) سبکی جامعه محور است که از عرضه و تقاضای کلاسیک بیرون آمده است. RTM تلاش می کند از روی کندل ها و ساختار، تشخیص دهد سفارش های بزرگ در کدام ناحیه قیمتی تصمیم گرفته اند و آیا آن تصمیم هنوز معتبر است.

معیارICTRTM
تمرکز اصلینقدینگی و دستکاری قیمتجریان سفارش در نواحی عرضه و تقاضا
نقش زمانمهم (کیل زون ها و سشن ها)معمولا نقش فرعی دارد
ناحیه وروداوردربلاک، FVG، ناحیه OTEBase، فلگ لیمیت (FL)، QM
منبع آموزشیمتمرکز، از خود بنیان گذارپراکنده، حاصل نظر استادان مختلف
نوع دشواریاصطلاحات و مدل های نام دار زیادقضاوت شخصی بیشتر در خوانش چارت

سبک ICT چیست؟

سبک ICT مجموعه ای از مفاهیم و مدل های معاملاتی است که بازار را میدان جمع آوری نقدینگی می بیند. در این نگاه، قیمت به طور تصادفی به حمایت یا مقاومت واکنش نمی دهد. قیمت اغلب به سمت جایی می رود که حد ضرر معامله گران خرد جمع شده است.

خالق و تاریخچه ICT

ICT نام مستعار مایکل جی. هادلستون، معامله گر آمریکایی است. او از اوایل دهه ۲۰۱۰ آموزش پرایس اکشن منتشر کرده است. محتوای منتورشیپ خصوصی او حدود سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ ضبط شد و بعدها به طور رایگان در یوتیوب منتشر شد. منتورشیپ ۲۰۲۲ هم از ابتدا رایگان بود.

درباره ریشه نام Inner Circle روایت های متفاوتی وجود دارد. طبق چند منبع، این نام از برنامه ای از لری ویلیامز با همین عنوان گرفته شده است، نه از ادعای دسترسی به «حلقه درونی» بانک ها. خود هادلستون اما می گوید هیچ مربی این مفاهیم را به او یاد نداده است.

فلسفه ICT: نقدینگی و الگوریتم تحویل قیمت

ICT فرض می کند قیمت را یک الگوریتم بین بانکی تحویل می دهد که آن را IPDA (Interbank Price Delivery Algorithm) می نامد. این الگوریتم بین دو هدف رفت و برگشت می کند:

جمع آوری نقدینگی بالای سقف ها و زیر کف ها

پر کردن ناکارآمدی هایی که در حرکت های سریع قیمت جا مانده اند

یکی از مدل های پایه ICT، Power of Three است. طبق این مدل، حرکت روزانه اغلب سه مرحله دارد: انباشت (Accumulation)، دستکاری (Manipulation) و توزیع (Distribution). در مرحله دستکاری، قیمت ابتدا خلاف جهت اصلی حرکت می کند تا نقدینگی را جمع کند و بعد حرکت اصلی شروع می شود.

مفاهیم کلیدی ICT

اوردربلاک (Order Block): آخرین کندل مخالف قبل از یک حرکت قوی. ICT آن را ردپای سفارش های بزرگ می داند. شرح کامل ساختار و انواع آن در مقاله اوردربلاک آمده است.

شکاف ارزش منصفانه (FVG): الگویی سه کندلی که در آن سایه کندل اول و سوم هم پوشانی ندارند. این شکاف نشان دهنده عدم تعادل قیمت است و احتمال دارد قیمت برای پر کردن آن برگردد. توضیح بیشتر در مقاله FVG در فارکس آمده است.

نقدینگی خرید و فروش (BSL و SSL): مجموعه حد ضررها و سفارش های معلق بالای سقف ها و زیر کف های مشخص. شکار این نواحی پایه بیشتر ستاپ های ICT است. شرح مفصل در مقاله نقدینگی در اسمارت مانی آمده است.

تغییر ساختار بازار (MSS): شکست یک سقف یا کف کوتاه مدت با حرکت قوی، بعد از جمع آوری نقدینگی. MSS اولین نشانه تغییر جهت در تایم فریم پایین تر است.

پریمیوم و دیسکانت (Premium / Discount): بالای ۵۰ درصد یک محدوده معاملاتی ناحیه گران و زیر آن ناحیه ارزان حساب می شود. معامله گر ICT ترجیح می دهد در دیسکانت خرید و در پریمیوم فروش کند.

ناحیه ورود بهینه (OTE): محدوده اصلاح حدود ۶۲ تا ۷۹ درصد فیبوناچی یک حرکت. ICT این ناحیه را برای ورود ترجیح می دهد.

کیل زون (Kill Zone): بازه های زمانی مشخصی از سشن های آسیا، لندن و نیویورک که ICT احتمال حرکت های معنادار را در آن ها بیشتر می داند.

سبک RTM چیست؟

RTM خوانش بازار از روی رفتار قیمت در نواحی عرضه و تقاضاست. معامله گر RTM تلاش می کند تشخیص دهد کدام ناحیه محل تصمیم سفارش های بزرگ بوده، آیا آن ناحیه هنوز سفارش مصرف نشده دارد، و قیمت با چه رفتاری به آن نزدیک می شود.

معنی RTM و ریشه آن در عرضه و تقاضا

RTM مخفف Read The Market به معنای «بازار را بخوان» است. این سبک بر پایه رویکرد عرضه و تقاضا ی سم سیدن (Sam Seiden) شکل گرفته است. بسیاری از دیدگاه های سیدن مثل اندازه Base، تایم فریم، نحوه خروج و الگوهای RBR و DBR در RTM بازتعریف شده اند.

بنیان گذار RTM کاربری با نام IF در فروم فارکس فکتوری است که در منابع فارسی معمولا «ایف میانته» نوشته می شود. جامعه RTM حدود اوایل دهه ۲۰۱۰ در فروم سایت readthemarket شکل گرفت.

ویژگی مهم RTM این است که سبکی متن باز است. مفاهیمش حاصل جمع نظرات استادان مختلف است و یک مرجع رسمی و واحد ندارد. به همین دلیل، تعریف برخی مفاهیم از یک مدرس به مدرس دیگر کمی فرق می کند.

مراقب این اشتباه باشید: در برخی اندیکاتورهای تریدینگ ویو، RTM مخفف Reversal Trend Momentum معرفی شده است. این تعریف ربطی به سبک پرایس اکشن RTM ندارد. اگر اندیکاتوری با برچسب RTM دیدید، منطق محاسبه آن را بررسی کنید.

فلسفه RTM: خواندن جریان سفارش

در RTM، ناحیه ای که قیمت از آن با قدرت خارج شده یک نقطه تصمیم (Decision Point) است. فرض این است که بخشی از سفارش های بزرگ در آن ناحیه اجرا نشده باقی مانده است. وقتی قیمت به این ناحیه برمی گردد، احتمال واکنش وجود دارد.

اما RTM به هر ناحیه ای اعتماد نمی کند. معامله گر RTM بررسی می کند:

آیا ناحیه دست نخورده (Fresh) است؟

آیا حرکت خروج از ناحیه ساختار قبلی را شکسته است؟

قیمت با چه شکلی به ناحیه برمی گردد؟

همین بررسی ها RTM را از عرضه و تقاضای ساده جدا می کند.

مفاهیم کلیدی RTM

Base: چند کندل کوچک قبل از یک حرکت قوی که محل تصمیم سفارش ها حساب می شود.

فلگ لیمیت (Flag Limit / FL): Baseی که روی یک سطح حمایت و مقاومت معکوس شده (SR Flip) قرار گرفته است. FL از معتبرترین نواحی ورود در RTM به شمار می رود.

اینگالف (Engulf): حرکتی که ساختار قبلی را می بلعد و تغییر جریان سفارش را تأیید می کند. با کندل اینگالفینگ در الگوهای کندلی هم ریشه است، اما در RTM بیشتر در سطح ساختار بررسی می شود.

کوازیمودو (QM): الگویی شامل یک سقف، یک کف، یک سقف بالاتر و یک کف پایین تر. سطح QM ناحیه احتمالی بازگشت قیمت است.

فشردگی (Compression / CP): نزدیک شدن قیمت به یک ناحیه با گام های کوچک و پیوسته. در RTM نشانه انباشت نقدینگی پیش از واکنش است.

FTR و FTB: شکست ناموفق برای بازگشت (Fail To Return) و اولین برخورد قیمت با ناحیه (First Time Back). هر دو در سنجش اعتبار ناحیه کاربرد دارند.

شباهت های ICT و RTM

ICT و RTM هر دو چارت را بدون اندیکاتور می خوانند. هر دو حرکت قیمت را به سفارش های بزرگ نسبت می دهند و به جای پیش بینی کور، منتظر واکنش قیمت در ناحیه از پیش تعیین شده می مانند.

هر دو سبک از تحلیل مولتی تایم فریم استفاده می کنند: جهت در تایم فریم بالاتر تعیین می شود و ورود در تایم فریم پایین تر انجام می شود.

هر دو هم به یک پدیده مشترک توجه دارند: شکست کاذب یک سطح واضح و بازگشت سریع قیمت. ICT اسم این پدیده را شکار نقدینگی می گذارد. RTM آن را در قالب QM یا فشردگی تفسیر می کند.

به همین دلیل، دو معامله گر از این دو سبک اغلب روی جهت کلی بازار به نتیجه مشابهی می رسند. تفاوت اصلی در جزئیات اجراست.

۸ تفاوت اصلی ICT و RTM

۱. فلسفه: نقدینگی در برابر جریان سفارش

ICT می پرسد «قیمت برای جمع کردن کدام نقدینگی حرکت می کند؟» RTM می پرسد «سفارش های بزرگ در کدام ناحیه تصمیم گرفته اند و آیا آن تصمیم هنوز معتبر است؟»

در ICT، سقف ها و کف های واضح هدف قیمت اند. در RTM همین سطوح بیشتر به عنوان ساختاری دیده می شوند که باید شکسته یا حفظ شوند.

۲. نقش زمان و سشن های معاملاتی

این بزرگ ترین تفاوت ساختاری دو سبک است. ICT زمان را بخشی از ستاپ می داند. برای مثال، مدل Silver Bullet فقط در یک بازه یک ساعته مشخص از سشن نیویورک معتبر است. ستاپی که خارج از کیل زون شکل بگیرد، از نگاه ICT ارزش کمتری دارد.

RTM معمولا ساعت را شرط ورود نمی داند و کیفیت ناحیه و رفتار قیمت را ملاک قرار می دهد. برای کسی که ساعت آزادش با کیل زون ها هماهنگ نیست، این تفاوت تعیین کننده است. پیش از انتخاب ICT، جدول سشن های فارکس و معادل آن به وقت ایران را با برنامه روزانه خود مقایسه کنید.

۳. تعریف ناحیه ورود

ICT چند نوع ناحیه نام دار دارد: اوردربلاک، FVG، بریکر بلاک و محدوده OTE. هر کدام قاعده تشخیص خودش را دارد.

RTM تعداد نواحی نام دار کمتری دارد، اما برای اعتبارسنجی هر ناحیه چند معیار را با هم می سنجد: تازگی، وجود اینگالف، قرارگیری روی SR Flip و شکل نزدیک شدن قیمت.

نتیجه عملی: ناحیه ICT معمولا با یک قاعده مشخص پیدا می شود. ناحیه RTM به قضاوت بیشتری نیاز دارد.

۴. منطق تأیید و ورود به معامله

ستاپ رایج ICT ترتیب مشخصی دارد:

جمع شدن نقدینگی در یک سمت

تغییر ساختار (MSS) با حرکت قوی

ورود در FVG یا اوردربلاکی که در همین حرکت شکل گرفته

RTM بیشتر ورود مستقیم در ناحیه را می پسندد که به آن ورود لمسی (Touch Trade) گفته می شود. این ورود معمولا وقتی انجام می شود که ناحیه معیارهای اعتبار را داشته باشد و قیمت با فشردگی به آن نزدیک شود.

ورود لمسی معمولا حد ضرر کوچک تر و ریسک به ریوارد بالاتری دارد. در مقابل، احتمال برخورد به حد ضرر در آن بیشتر است، چون تأیید کمتری پشت آن است.

۵. تایم فریم و سبک معامله

منابع مختلف درباره تایم فریم این دو سبک اختلاف نظر دارند. برخی ICT را مناسب تایم فریم بالا می دانند و برخی مناسب دی ترید. واقعیت به اجرای رایج هر سبک برمی گردد.

ستاپ های مشهور ICT به سشن و روز معاملاتی گره خورده اند. به همین دلیل ICT بیشتر بین دی تریدرها و اسکالپرها رایج است. البته ICT مفاهیم سوئینگ هم دارد.

در RTM، روش رایج این است که نواحی روی تایم فریم های روزانه و هفتگی مشخص شوند و ورود روی تایم های پایین تر مثل ۱۵ یا ۵ دقیقه انجام شود. همین ساختار RTM را برای سویینگ تریدینگ و معاملاتی که چند روز باز می مانند هم مناسب می کند.

۶. بازارهای قابل استفاده

این ادعا که ICT فقط برای فارکس مناسب است، دقیق نیست. آموزش های اولیه ICT بیشتر روی جفت ارزها بود. اما از منتورشیپ ۲۰۲۲ به بعد، بیشتر مثال ها روی قراردادهای آتی شاخص های S&P 500 و نزدک ارائه شده است.

RTM هم بر پایه عرضه و تقاضاست و در هر بازار نقدشونده ای قابل اجراست.

نکته مهم برای هر دو سبک: مفاهیم مبتنی بر نقدینگی و سفارش در بازارهای کم حجم، مثل جفت ارزهای اگزوتیک یا آلت کوین های کوچک، کمتر قابل اتکا هستند. در این بازارها، حرکت قیمت ممکن است بیشتر از چند سفارش پراکنده اثر بگیرد تا جریان سفارش معنادار.

۷. منحنی یادگیری: کدام واقعا سخت تر است؟

منابع فارسی درباره این سؤال پاسخ های متضاد داده اند. دلیلش این است که «سختی» در این دو سبک دو نوع متفاوت دارد.

سختی حجم دانش: ICT اصطلاحات، مدل ها و قواعد زمانی بسیار بیشتری دارد. هزاران ساعت ویدئو و مدل هایی مثل Silver Bullet، مدل ۲۰۲۲ و Unicorn حجم آموزش را سنگین می کند.

سختی قضاوت: RTM اصطلاحات کمتری دارد، اما تشخیص معتبر بودن یک Base یا خوانش درست اینگالف به تمرین چشمی زیادی نیاز دارد. دو معامله گر RTM ممکن است روی یک چارت به دو ناحیه متفاوت برسند.

پس اگر حفظ کردن قواعد و پیروی از چک لیست برایتان راحت تر است، ICT در ابتدا قابل پیگیری تر است. اگر با خوانش بصری چارت راحت ترید و از تعداد زیاد اصطلاحات خسته می شوید، RTM مسیر کوتاه تری برای شروع دارد. اما رسیدن به ثبات در آن ممکن است زمان بیشتری بگیرد.

۸. منابع آموزشی: متمرکز در برابر جامعه محور

ICT یک منبع اصلی دارد: کانال یوتیوب خود هادلستون. مزیت آن این است که می توان هر مفهوم را از زبان سازنده اش شنید. عیبش حجم زیاد و ساختار نه چندان منظم ویدئوهاست.

RTM منبع رسمی متمرکزی ندارد. آموزش آن بیشتر از طریق فروم ها، مدرسان مستقل و دوره های خصوصی منتقل می شود. این تنوع دیدگاه مفید است، اما احتمال برخورد با تعریف های متناقض را هم بالا می برد.

جدول معادل سازی اصطلاحات ICT و RTM

اگر یکی از این دو سبک را می شناسید، جدول زیر کمک می کند مفاهیم سبک دیگر را سریع تر بفهمید.

ICTRTMعرضه و تقاضای کلاسیکتفاوت ظریف
اوردربلاکBase / نقطه تصمیمناحیه عرضه یا تقاضااوردربلاک معمولا یک کندل است؛ Base می تواند چند کندل باشد
بریکر بلاکفلگ لیمیت روی SR Flipناحیه معکوس شدههر دو بر تغییر نقش یک سطح پس از شکست تکیه دارند
شکار نقدینگی (Liquidity Sweep)QM یا شکست کاذبشکست جعلیICT علت را نقدینگی می داند؛ RTM آن را در ساختار الگو می خواند
MSS یا BOSاینگالفشکست ساختاراینگالف در RTM علاوه بر شکست، بر کیفیت حرکت هم تأکید دارد
FVGمعادل مستقیم نداردحرکت سریع خروج از ناحیهRTM عدم تعادل را جدا علامت گذاری نمی کند
کیل زونمعادل نداردمعادل نداردعنصر زمان مختص ICT است
پریمیوم و دیسکانتموقعیت قیمت نسبت به نواحی تایم بالاقیمت گران یا ارزانICT آن را با ۵۰ درصد محدوده عددی تعریف می کند

این معادل ها تقریبی اند. چون RTM مرجع رسمی ندارد، ممکن است برخی مدرسان تعریف کمی متفاوتی ارائه دهند.

یک چارت، دو تحلیل: مثال عملی

برای اینکه تفاوت ها روی چارت دیده شوند، یک ستاپ را با هر دو نگاه بررسی می کنیم. این مثال سناریوی فرضی است. قیمت ها برای سادگی محاسبه انتخاب شده اند و نتیجه آن قابل تعمیم به همه شرایط بازار نیست.

شرایط مشترک: طلا (XAUUSD) در تایم فریم ۴ ساعته روند صعودی دارد. در سشن آسیا، کف محدوده قیمت ۴۰۱۰ دلار است. در شروع سشن لندن، قیمت تا ۴۰۰۴ پایین می آید. سپس با یک حرکت قوی صعودی تا ۴۰۳۰ بالا می رود و سقف کوتاه مدت ۴۰۲۲ را می شکند. سقف روز قبل در ۴۰۵۵ قرار دارد.

خوانش ICT

ریزش به ۴۰۰۴ نقدینگی زیر کف آسیا (SSL) را جمع کرده است.

این اتفاق در کیل زون لندن رخ داده که شرط زمانی ستاپ را برآورده می کند.

شکست ۴۰۲۲ با حرکت قوی، تغییر ساختار (MSS) است.

حرکت صعودی یک FVG بین ۴۰۱۴ و ۴۰۱۹ به جا گذاشته است.

معامله گر ICT سفارش خرید محدود را در ۴۰۱۶ قرار می دهد. حد ضرر را زیر کف شکار شده، در ۴۰۰۳، و هدف را نقدینگی بالای سقف روز قبل، در ۴۰۵۵، تعیین می کند.

ریسک: ۴۰۱۶ منهای ۴۰۰۳ برابر ۱۳ دلار

بازده: ۴۰۵۵ منهای ۴۰۱۶ برابر ۳۹ دلار

نسبت ریسک به ریوارد: ۱ به ۳

خوانش RTM

چند کندل کوچک بین ۴۰۰۸ و ۴۰۱۳، درست قبل از حرکت قوی، یک Base است.

حرکت خروج از این Base سقف ۴۰۲۲ را با اینگالف شکسته است، پس جریان سفارش صعودی تأیید شده است.

این Base روی سطح ۴۰۱۰ قرار گرفته که قبلا مقاومت بوده و حالا نقش حمایت دارد (SR Flip). بنابراین ناحیه یک فلگ لیمیت است.

معامله گر RTM سفارش خرید را در لبه بالایی ناحیه، یعنی ۴۰۱۳، قرار می دهد. حد ضرر را کمی زیر لبه پایینی، در ۴۰۰۶، و هدف را اولین ناحیه عرضه بالاتر، در ۴۰۴۸، تعیین می کند.

ریسک: ۷ دلار

بازده: ۳۵ دلار

نسبت ریسک به ریوارد: ۱ به ۵

اگر همین ساختار ساعت ۲ بامداد به وقت نیویورک و خارج از کیل زون شکل گرفته بود، برای معامله گر RTM همچنان معتبر بود. معامله گر ICT اما احتمالا آن را کنار می گذاشت.

این مثال چه چیزی را نشان می دهد؟

هر دو معامله گر جهت را درست تشخیص داده اند، اما محل ورود، حد ضرر و هدفشان متفاوت است.

فرض کنید هر دو روی حساب ۱۰٬۰۰۰ دلاری، ۱ درصد یعنی ۱۰۰ دلار ریسک می کنند. در اکثر بروکرها، یک لات استاندارد طلا برابر ۱۰۰ اونس است. پس هر یک دلار حرکت قیمت روی ۰٫۰۱ لات، یک دلار سود یا زیان ایجاد می کند.

ICTRTM
فاصله تا حد ضرر۱۳ دلار۷ دلار
حجم معاملهحدود ۰٫۰۷ لاتحدود ۰٫۱۴ لات
ریسک واقعی۹۱ دلار۹۸ دلار
سود در صورت رسیدن به هدفحدود ۲۷۳ دلارحدود ۴۹۰ دلار

حد ضرر کوچک تر RTM بازده بالقوه بیشتری دارد. اما اگر قیمت فقط چند دلار بیشتر به سمت پایین نوسان کند، معامله RTM بسته می شود و معامله ICT باز می ماند.

این یک مبادله دائمی است: هیچ سبکی هم حد ضرر کوچک دارد و هم احتمال برخورد کمتر. برای محاسبه دقیق حجم در طلا با شرایط بروکر خودتان، به مقاله محاسبه لات طلا در فارکس مراجعه کنید.

۴ باور غلط درباره ICT و RTM

باور اول: ICT فقط برای فارکس است. همان طور که در بخش بازارها توضیح داده شد، بخش بزرگی از آموزش های اخیر ICT روی شاخص های آمریکا ارائه شده است. مفاهیم آن در هر بازار با نقدینگی کافی قابل بررسی است.

باور دوم: ICT نسخه تقویت شده سبک لنس بگز است. این ادعا در چند منبع فارسی تکرار شده، اما منبع قابل ردیابی برای آن پیدا نمی شود. لنس بگز نویسنده رویکرد پرایس اکشن YTC است و ICT تبار متفاوتی دارد. منتقدان، ریشه بسیاری از مفاهیم ICT را در کارهای قدیمی تری مثل روش وایکاف و آموزش های لری ویلیامز می دانند.

باور سوم: تسلط بر این سبک ها وین ریت مشخصی را تضمین می کند. هیچ آمار رسمی و حسابرسی شده ای درباره وین ریت ICT یا RTM وجود ندارد. اعدادی که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شوند، معمولا از بک تست های شخصی، دوره های زمانی محدود یا ادعای مدرسان می آیند.

حتی در جامعه طرفداران ICT، بک تست های مستقل برای برخی ستاپ ها نتایجی پایین تر از ادعاهای اولیه گزارش کرده اند. واقعیت کلی بازار را هم باید در نظر داشت: بخش بزرگی از معامله گران خرد در بلندمدت زیان می کنند. آمار مربوط به آن را در مقاله چند درصد افراد در فارکس سود می کنند ببینید.

باور چهارم: RTM مخفف Reversal Trend Momentum است. RTM در سبک پرایس اکشن مخفف Read The Market است. تعریف دیگر فقط در برخی اندیکاتورها دیده می شود.

مزایا و معایب ICT و RTM

مزایا و معایب ICT

مزایا:

قواعد نسبتا مشخص که امکان ساخت چک لیست و بک تست را فراهم می کند

منبع آموزشی رایگان و مستقیم از خود بنیان گذار

عنصر زمان که به معامله گر می گوید چه ساعتی پای چارت باشد و چه ساعتی معامله نکند

اثرگذاری گسترده: بسیاری از اندیکاتورها و ابزارهای تحلیلی بر پایه مفاهیم ICT ساخته شده اند

معایب:

حجم بسیار زیاد اصطلاحات و مدل ها که می تواند معامله گر تازه کار را سردرگم کند

خطر رایج «دیدن اوردربلاک و FVG در همه جا»: وقتی تقریبا هر حرکتی یک ناحیه نام دار دارد، معامله گر ممکن است قوانین خودش را نادیده بگیرد

وابستگی ستاپ ها به ساعت های مشخص که برای افراد شاغل محدودکننده است

نقد جدی منتقدان: برخی ادعاهای ICT درباره الگوریتم های بانکی قابل اثبات یا ابطال نیست و بیشتر یک روایت تفسیری است تا واقعیت اثبات شده

مزایا و معایب RTM

مزایا:

ریسک به ریوارد بالقوه بالا به دلیل حد ضرر کوچک در ورود لمسی

وابستگی کمتر به ساعت معاملاتی

تمرکز روی کیفیت ناحیه که تعداد معاملات را محدود می کند و می تواند جلوی اورترید را بگیرد

معایب:

قضاوت شخصی زیاد در تشخیص ناحیه معتبر

نبود مرجع رسمی و وجود تعریف های متفاوت بین مدرسان

خطر رایج «ورود رویایی»: تمرکز بیش از حد بر ورود دقیق با حد ضرر بسیار کوچک ممکن است به حد ضررهای پی در پی منجر شود. معامله گری که فقط تصویر معاملات موفق با ریسک به ریوارد بالا را دیده، ممکن است این زیان ها را دست کم بگیرد.

ICT، SMC و RTM چه نسبتی با هم دارند؟

اسمارت مانی یا SMC (Smart Money Concepts) نام عمومی تری است که از مفاهیم ICT بیرون آمده است. SMC واژگان پایه را حفظ کرده، مثل اوردربلاک، شکست ساختار، تغییر کاراکتر و نقدینگی. اما بسیاری از قواعد زمانی و مدل های دقیق ICT را کنار گذاشته است.

به بیان ساده:

ICT نسخه اصلی، دقیق و قاعده مند است.

SMC نسخه ساده شده و منعطف تری است که مدرسان مختلف آن را گسترش داده اند.

RTM شاخه ای مستقل از همان ریشه عرضه و تقاضاست که مسیر خودش را رفته است.

ایده «پول هوشمند» از ICT قدیمی تر است. ریچارد وایکاف در اوایل قرن بیستم، نیروی جمعی بازیگران بزرگ بازار را با مفهوم «مرد ترکیبی» (Composite Man) توصیف کرده بود. برای آشنایی با جایگاه این سبک ها در کنار سایر روش ها، مقاله انواع سبک های پرایس اکشن را ببینید.

ICT یا RTM؛ کدام برای شما مناسب تر است؟

هیچ کدام به طور مطلق بهتر نیست. سبک مناسب سبکی است که با زمان، بازار و شخصیت شما سازگار باشد و بتوانید قواعدش را بدون تخطی اجرا کنید.

بر اساس زمانی که برای ترید دارید

اگر می توانید هر روز در یک بازه ثابت، مثلا شروع سشن لندن یا نیویورک، پای چارت باشید، ساختار زمانی ICT به نفع شماست.

اگر شاغل هستید و ساعت آزادتان ثابت نیست، رویکرد RTM عملی تر است. در این رویکرد نواحی را روی تایم فریم بالا مشخص می کنید و سفارش معلق می گذارید.

بر اساس بازاری که معامله می کنید

در شاخص های آمریکا و جفت ارزهای اصلی، منابع آموزشی ICT مثال های زیادی دارند. در طلا هر دو سبک رایج اند.

در هر بازاری که انتخاب می کنید، هماهنگی کیل زون ها با ساعت فعالیت آن بازار و میزان نقدینگی را بررسی کنید.

بر اساس شخصیت: قانون محور یا قضاوت محور

اگر از چک لیست دقیق و قواعد شرطی مثل «اگر این شد، آن کار را بکن» استفاده می کنید، ICT با ذهنیت شما سازگارتر است.

اگر با خوانش بصری چارت راحت ترید و از بررسی کیفیت حرکت قیمت لذت می برید، RTM مناسب تر است.

برای تازه کارها چه پیشنهادی وجود دارد؟

پیش از انتخاب هر دو سبک، مبانی ساختار بازار، کندل خوانی و مدیریت ریسک را یاد بگیرید. هر دو سبک بر این پایه ها بنا شده اند. شروع مستقیم با مدل های پیشرفته یکی از اشتباه معامله گران تازه کار است.

یک روش عملی برای انتخاب:

مفاهیم پایه هر دو سبک را در حد این مقاله یاد بگیرید.

دو تا چهار هفته روی داده تاریخی هر دو را تمرین کنید.

سبکی را که قواعدش را راحت تر و یکنواخت تر اجرا کرده اید، ادامه دهید.

آیا می توان ICT و RTM را ترکیب کرد؟

بله، و برخی معامله گران همین کار را می کنند. ترکیب رایج این است که نواحی معتبر به روش RTM روی تایم فریم بالا مشخص شوند و زمان ورود با کیل زون ها و تأیید MSS از ICT تنظیم شود.

این ترکیب نقطه ضعف هر سبک را با نقطه قوت دیگری پوشش می دهد. RTM فیلتر زمانی ندارد و ICT ممکن است نواحی زیادی تولید کند.

خطر ترکیب، شلوغی تحلیل است. اگر برای هر ورود چند تأیید از دو سبک لازم باشد، یا معامله ای پیدا نمی کنید یا برای پیدا کردن معامله، قواعد را منعطف می کنید.

قاعده عملی این است: ابتدا یک سبک را تا حد ثبات در اجرا یاد بگیرید و بعد فقط یک یا دو عنصر مشخص از سبک دیگر اضافه کنید. هر تغییر را هم جداگانه بک تست کنید.

مسیر یادگیری هر سبک

برای ICT:

محتوای منتورشیپ ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ (Core Content) در کانال یوتیوب رسمی ICT، که مفاهیم پایه را پوشش می دهد

منتورشیپ ۲۰۲۲ که مدل های اجرایی را روی چارت زنده نشان می دهد

از گروه ها و کانال هایی که محتوای «ویژه» یا «سری» ICT را با هزینه می فروشند، دوری کنید. کل محتوای اصلی آن رایگان منتشر شده است.

برای RTM:

رشته های بحث RTM در فارکس فکتوری و منابع جامعه readthemarket

یک مدرس مشخص که تعریف های منسجمی ارائه می دهد

جمع آوری تعریف از چند منبع متناقض در ابتدای مسیر، یادگیری RTM را کند می کند.

برای هر دو سبک: بخش اصلی یادگیری، تمرین روی داده تاریخی است، نه تماشای ویدئو. از بک تست و فوروارد تست در فارکس برای سنجش قواعد استفاده کنید و هر معامله را در ژورنال معاملاتی ثبت کنید. پیش از استفاده از سرمایه واقعی هم مدتی با حساب آزمایشی کار کنید؛ روش آن در مقاله ورود به فارکس با اکانت دمو آمده است.

جمع بندی

تفاوت اصلی ICT و RTM در این است که اولی بازار را از دریچه نقدینگی و زمان می خواند و دومی از دریچه جریان سفارش در نواحی عرضه و تقاضا. این تفاوت در عمل به سه انتخاب می رسد:

ورود: با تأیید ساختار (ICT) یا ورود لمسی در ناحیه (RTM)

فیلتر زمانی: کیل زون (ICT) یا بدون شرط زمانی (RTM)

نوع دشواری: حجم دانش (ICT) یا قضاوت بصری (RTM)

اگر زمان ثابت و ذهن قانون محور دارید، ICT نقطه شروع مناسب تری است. اگر زمان محدود و متغیر دارید و با خوانش بصری چارت راحت ترید، RTM را امتحان کنید. در هر دو حالت، نتیجه بیشتر به مدیریت ریسک و پایبندی به قواعد بستگی دارد تا به نام سبک.

هشدار ریسک: معامله در بازارهای مالی، به ویژه با اهرم، می تواند به زیان بخش زیادی از سرمایه منجر شود. هیچ سبک تحلیلی، از جمله ICT و RTM، سود را تضمین نمی کند. این مقاله جنبه آموزشی دارد و توصیه مالی شخصی محسوب نمی شود.

سوالات متداول

RTM مخفف چیست؟
RTM مخفف Read The Market به معنای «خواندن بازار» است. این سبک پرایس اکشن بر پایه عرضه و تقاضا شکل گرفته است.
آیا یادگیری RTM سخت تر از ICT است؟
بستگی به نوع سختی دارد. ICT اصطلاحات و مدل های بسیار بیشتری دارد. RTM اصطلاحات کمتری دارد، اما به قضاوت شخصی بیشتری در خوانش چارت نیاز دارد.
احتمال موفقیت در کدام سبک بیشتر است؟
آمار رسمی و قابل اتکایی برای مقایسه این دو سبک وجود ندارد. موفقیت بیشتر به مدیریت ریسک، کنترل احساسات و اجرای یکنواخت قواعد بستگی دارد.
آیا با RTM یا ICT می توان معامله گر سودده شد؟
ممکن است، اما تضمینی وجود ندارد. هر دو سبک معامله گران موفق و ناموفق زیادی دارند. سبک فقط چارچوب تحلیل را فراهم می کند و نتیجه به اجرای منضبط و روانشناسی معامله گری شما بستگی دارد.
ICT همان اسمارت مانی است؟
نه دقیقا. اسمارت مانی نسخه ساده شده و عمومی تری از مفاهیم ICT است. ICT قواعد زمانی و مدل های دقیق تری دارد که در بیشتر آموزش های SMC حذف شده اند.
کدام سبک برای پراپ تریدینگ مناسب تر است؟
در پراپ تریدینگ، محدودیت دراودان روزانه و کلی اهمیت زیادی دارد. ورود لمسی RTM حد ضرر کوچک تر دارد، اما ممکن است حد ضررهای متوالی بیشتری ایجاد کند. ورود ICT با تأیید، حد ضرر بزرگ تر دارد.
پیش از انتخاب، قواعد ریسک پراپ مورد نظر را با نتیجه بک تست سبک خود مقایسه کنید.

منابع

کانال رسمی یوتیوب The Inner Circle Trader

Michael J. Huddleston (ICT): The Complete Story – Complete Trader's Edge

Michael J. Huddleston biography – Backtrex

Are ICT and Smart Money Concepts Actually the Same Thing? – FundLabz

Smart money concepts vs ICT – ePlanet Brokers

بحث RTM در فروم BabyPips

5(۱۳۴ رای)
به این مقاله امتیاز دهید:
اشتراک گذاری

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!

تفاوت ICT و RTM در چیست؟ کدام سبک بهتر است؟ — MondFx