LIVE

پرافیت فکتور (Profit Factor) چیست و چند باشد خوب است؟

تحریریه موند اف ایکس۱۳ دقیقه مطالعه0 بازدید
پرافیت فکتور (Profit Factor) چیست و چند باشد خوب است؟

پرافیت فکتور یکی از اولین اعدادی است که در گزارش بک تست یا استیتمنت حساب به چشم می خورد و در عین حال یکی از بدفهمیده شده ترین آن ها است. خیلی از معامله گران فقط می دانند که این عدد باید از ۱ بیشتر باشد؛ اما نمی دانند ۱.۳ یعنی چه، چرا ۵ در بک تست باید نگران کننده باشد یا چرا پرافیت فکتور یک حساب با وین ریت ۷۰ درصد می تواند زیر ۱ باشد.

پاسخ کوتاه: پرافیت فکتور یعنی به ازای هر یک دلار ضرر، چند دلار سود کرده اید. عدد بالای ۱ یعنی سیستم سودده بوده و برای بیشتر سبک ها، بازه ۱.۳ تا ۲ روی تعداد معامله کافی یک نتیجه قابل اتکا به حساب می آید. در ادامه می بینید این عدد دقیقا چطور محاسبه می شود، برای سبک شما چند باید باشد و در چه شرایطی نباید به آن اعتماد کنید.

پرافیت فکتور چیست؟

پرافیت فکتور نسبت مجموع سود معاملات برنده به مجموع ضرر معاملات بازنده در یک بازه مشخص است. در منابع فارسی با نام های فاکتور سود، ضریب سود، ضریب سودآوری یا عامل سود هم دیده می شود که همگی به همین مفهوم اشاره دارند.
نکته ای که اغلب اشتباه نوشته می شود: در این فرمول از سود ناخالص (Gross Profit) و ضرر ناخالص (Gross Loss) استفاده می شود، نه سود خالص. سود ناخالص یعنی جمع تمام معاملات مثبت و ضرر ناخالص یعنی جمع تمام معاملات منفی، پیش از آنکه این دو از هم کم شوند. سود خالص حاصل تفاضل این دو است و در محاسبه پرافیت فکتور جایی ندارد.
به زبان ساده، پرافیت فکتور به یک سوال پاسخ می دهد: «هر یک واحدی که از دست دادم، چند واحد به من برگشت؟» این همان چیزی است که در استیتمنت فارکس زیر عنوان Profit Factor می بینید.

فرمول و نحوه محاسبه پرافیت فکتور

فرمول پرافیت فکتور به این شکل است:
پرافیت فکتور = سود ناخالص ÷ قدر مطلق ضرر ناخالص
ضرر ناخالص همیشه به صورت عدد مثبت در مخرج قرار می گیرد؛ بنابراین پرافیت فکتور هیچ وقت منفی نمی شود. کمترین مقدار آن صفر است (وقتی هیچ معامله برنده ای وجود ندارد) و اگر هیچ معامله بازنده ای نباشد، فرمول تعریف نشده است و پلتفرم ها معمولا آن را بی نهایت یا خالی نمایش می دهند.
مثال فرضی: فرض کنید در یک ماه ۴۰ معامله انجام داده اید.

۱۸ معامله برنده با مجموع سود ۵،۴۰۰ دلار

۲۲ معامله بازنده با مجموع ضرر ۳،۹۶۰ دلار

پرافیت فکتور = ۵،۴۰۰ ÷ ۳،۹۶۰ = ۱.۳۶
یعنی به ازای هر یک دلار ضرر، ۱.۳۶ دلار سود کرده اید و سود خالص این ماه ۱،۴۴۰ دلار بوده است. توجه کنید که وین ریت این حساب فقط ۴۵ درصد است، اما نتیجه مثبت است؛ چون میانگین سود هر معامله برنده (۳۰۰ دلار) از میانگین ضرر هر معامله بازنده (۱۸۰ دلار) بزرگ تر است.
اگر جزئیات تک تک معاملات را در ژورنال معاملاتی ثبت کرده باشید، این محاسبه در یک فایل اکسل ساده انجام می شود: جمع ستون سودها را بر جمع ستون ضررها تقسیم کنید.

پرافیت فکتور چند باشد خوب است؟

برای بیشتر معامله گران، پرافیت فکتور بین ۱.۳ تا ۲ روی حداقل ۱۰۰ معامله یک نتیجه واقعی و قابل دفاع است. عددهای بالای ۲.۵ روی تعداد معامله زیاد عالی محسوب می شوند و هر عددی زیر ۱ یعنی سیستم در آن بازه زیان ده بوده است.
پیش از جدول، یک نکته را در نظر داشته باشید: منابع معتبر درباره عدد «خوب» کاملا هم نظر نیستند. برخی ۱.۵ تا ۲ را آستانه خوب می دانند، برخی ۱.۷۵ تا ۳ را هدف پیشنهاد می کنند و برخی تاکید دارند که هیچ آستانه جهانی وجود ندارد و عدد باید با سبک، تعداد معامله و هزینه ها سنجیده شود. جدول زیر جمع بندی این دیدگاه ها است، نه یک قانون قطعی.

بازه پرافیت فکتورتفسیر
کمتر از ۱زیان ده؛ مجموع ضررها از مجموع سودها بیشتر است
۱ تا ۱.۲سر به سر یا سود بسیار ناچیز؛ با کمی افزایش هزینه ها زیر ۱ می رود
۱.۲ تا ۱.۵سودده با حاشیه امن محدود؛ برای سبک های پرمعامله قابل قبول
۱.۵ تا ۲لبه معاملاتی قابل اتکا برای اغلب سبک ها
۲ تا ۳قوی؛ باید با تعداد معامله کافی تایید شود
بالای ۳ تا ۴در حساب واقعی عالی؛ در بک تست نیازمند بررسی جدی

بنچمارک پرافیت فکتور به تفکیک سبک معاملاتی

عدد خوب برای یک اسکالپر با عدد خوب برای یک معامله گر پوزیشن یکی نیست. هرچه تعداد معاملات بیشتر و سود هر معامله کوچک تر باشد، پرافیت فکتور طبیعی سیستم پایین تر است و برعکس.

سبک معاملاتیبازه رایجقابل قبولقوی
اسکالپ (چند دقیقه ای)۱.۱ تا ۱.۴۱.۳ به بالا۱.۵ به بالا
دی ترید (درون روزی)۱.۲ تا ۱.۸۱.۵ به بالا۲ به بالا
سوئینگ (چند روزه)۱.۳ تا ۲.۵۱.۸ به بالا۲.۵ به بالا
پوزیشن (چند هفته و بیشتر)۱.۵ تا ۳۲ به بالا۳ به بالا

این بازه ها برگرفته از منابع آموزشی انگلیسی و الگوهای رایج در بین معامله گران خرد هستند و بسته به بازار، نماد و شرایط هر حساب می توانند متفاوت باشند.

چرا عدد «خوب» به سبک معاملاتی بستگی دارد؟

دلیل اصلی، هزینه معاملات و اندازه حرکت هدف است. در اسکالپ هر معامله چند پیپ سود هدف دارد و اسپرد و کمیسیون بخش بزرگی از همین چند پیپ را می بلعد. در نتیجه حتی یک اسکالپر ماهر هم پرافیت فکتور بالایی ثبت نمی کند و درآمدش از تعداد زیاد معامله می آید، نه از نسبت بالای سود به ضرر.
در مقابل، سوئینگ تریدر معاملات کمتری دارد، هر معامله فضای بیشتری برای رشد دارد و هزینه های ثابت نسبت به سود هدف کوچک تر است. بنابراین از چنین سیستمی انتظار پرافیت فکتور بالاتری می رود و عدد ۱.۳ که برای اسکالپر خوب است، برای سوئینگ تریدر ضعیف تلقی می شود.

چه زمانی به عدد پرافیت فکتور نمی توان اعتماد کرد؟

پرافیت فکتور بدون سه قید «تعداد معامله»، «منشا داده (بک تست یا حساب واقعی)» و «احتساب هزینه ها» عددی گمراه کننده است. این بخش از بقیه مقاله مهم تر است؛ چون بیشتر تصمیم های اشتباه در همین جا گرفته می شود.

تعداد معامله (Sample Size)

پرافیت فکتور روی تعداد کم معامله تقریبا بی معنی است. یک پرافیت فکتور ۴.۵ روی ۲۰ معامله می تواند صرفا نتیجه یکی دو معامله خوش شانس باشد، در حالی که پرافیت فکتور ۱.۴ روی ۱،۰۰۰ معامله یک الگوی واقعی و قابل اعتماد است.
به عنوان یک راهنمای کلی:

زیر ۳۰ معامله: عدد را به عنوان شواهد در نظر نگیرید.

۱۰۰ معامله: برای سبک های کم معامله مثل سوئینگ، حداقل قابل بررسی.

۲۰۰ معامله و بیشتر: عدد به پرافیت فکتور واقعی سیستم نزدیک می شود.

اسکالپ: به دلیل نوسان زیاد نتایج، ممکن است ۵۰۰ معامله یا بیشتر لازم باشد.

قاعده عملی: هیچ وقت پرافیت فکتور را بدون ذکر تعداد معامله گزارش یا قضاوت نکنید. «پرافیت فکتور ۲» به تنهایی اطلاعات کافی نمی دهد؛ «پرافیت فکتور ۲ روی ۳۰۰ معامله در ۱۸ ماه» قابل ارزیابی است.

پرافیت فکتور خیلی بالا در بک تست

در بک تست، پرافیت فکتور بسیار بالا بیشتر یک هشدار است تا یک مزیت. منابع مختلف آستانه این هشدار را متفاوت ذکر می کنند؛ برخی عدد بالای ۳ و برخی بالای ۴ را نشانه بهینه سازی بیش از حد (Overfitting یا Curve Fitting) می دانند. در هر دو حالت، پیام یکی است: اگر یک استراتژی روی داده گذشته پرافیت فکتور ۵ یا ۶ نشان می دهد، احتمال زیاد پارامترهای آن آن قدر با داده گذشته تنظیم شده که در آینده تکرار نخواهد شد.
به همین دلیل در بک تست و فوروارد تست، پرافیت فکتور باید روی داده خارج از نمونه (Out of Sample) و در فوروارد تست هم بررسی شود. اگر عدد در این مراحل به شدت افت کرد و به ۱ نزدیک شد، نتیجه بک تست قابل اتکا نبوده است. این نکته برای کسانی که ربات های معامله گر را فقط بر اساس گزارش بک تست فروشنده ارزیابی می کنند، اهمیت بیشتری دارد.

تاثیر اسپرد، کمیسیون و اسلیپیج

پرافیت فکتور پس از اضافه شدن هزینه های واقعی تقریبا همیشه کاهش می یابد. اسپرد، کمیسیون، سواپ و اسلیپیج در بک تست های ساده اغلب نادیده گرفته می شوند یا کمتر از واقعیت شبیه سازی می شوند.
نکته ای که کمتر به آن توجه می شود: هزینه ها فقط صورت کسر را کوچک نمی کنند. یک معامله که ۳ دلار سود داشته، با ۴ دلار کمیسیون به یک معامله بازنده ۱ دلاری تبدیل می شود؛ یعنی هم از سود ناخالص کم می شود و هم به ضرر ناخالص اضافه می شود. به همین دلیل نمی توان جمع هزینه ها را فقط از سود ناخالص کم کرد و انتظار پرافیت فکتور دقیق داشت.
راهکار عملی این است که پرافیت فکتور بک تست را سقف خوش بینانه در نظر بگیرید. اگر حداقل پرافیت فکتور قابل قبول شما در حساب واقعی ۱.۲ است، استراتژی ای را که در بک تست کمتر از حدود ۱.۵ نشان می دهد، به حساب واقعی نبرید تا فضای کافی برای افت باقی بماند.

تفاوت پرافیت فکتور با وین ریت و ریسک به ریوارد

وین ریت می گوید چند درصد معاملات برنده بوده اند؛ ریسک به ریوارد می گوید هر معامله برنده به طور متوسط چند برابر معامله بازنده سود داده است. پرافیت فکتور هر دو را در یک عدد ترکیب می کند. به همین دلیل در ارزیابی کلی یک سیستم، پرافیت فکتور از هر یک از آن دو به تنهایی گویاتر است.
فرمول پرافیت فکتور را می توان به شکل زیر هم نوشت:
پرافیت فکتور = (وین ریت × میانگین سود) ÷ (درصد باخت × میانگین ضرر)
اگر میانگین سود به میانگین ضرر را R بنامیم، پرافیت فکتور برابر است با: وین ریت × R ÷ (۱ − وین ریت). جدول زیر نشان می دهد ترکیب های مختلف چه پرافیت فکتوری می سازند (همه اعداد فرضی و بدون احتساب هزینه هستند):

وین ریتR (میانگین سود ÷ میانگین ضرر)پرافیت فکتور
۷۰٪۰.۳۳۰.۷۸ (زیان ده)
۶۰٪۱۱.۵
۵۰٪۱۱ (سر به سر)
۵۰٪۲۲
۴۰٪۲۱.۳۳
۳۵٪۳۱.۶۲
۳۰٪۳۱.۲۹

ردیف اول نکته اصلی را نشان می دهد: یک حساب با وین ریت ۷۰ درصد که میانگین ضررش سه برابر میانگین سودش است، زیان ده است. این الگو در حساب هایی که حد ضرر را جابه جا می کنند یا سود را زود می بندند، بسیار رایج است. حد سود و حد ضرر منظم، مستقیم ترین اهرم برای ثابت نگه داشتن R و در نتیجه پرافیت فکتور است.
از همین فرمول می توان حداقل وین ریت لازم برای سر به سر شدن را هم به دست آورد: وین ریت سر به سر = ۱ ÷ (۱ + R). یعنی با R برابر ۲، وین ریت بالای ۳۳ درصد و با R برابر ۳، وین ریت بالای ۲۵ درصد برای سودده شدن کافی است.

پرافیت فکتور چه چیزی را نشان نمی دهد؟

پرافیت فکتور فقط به مجموع سودها و ضررها نگاه می کند و از ترتیب وقوع آن ها، اندازه سرمایه درگیر و میزان درآمد واقعی بی خبر است. سه نقطه کور اصلی آن به شرح زیر است.
نسبت به دراودان و توالی معاملات بی تفاوت است. دو سیستم با پرافیت فکتور یکسان ۱.۸ می توانند منحنی اکوئیتی کاملا متفاوتی داشته باشند. یکی ممکن است ۱۵ معامله بازنده پشت سر هم داشته باشد و ۳۰ درصد افت سرمایه بسازد و دیگری هرگز بیش از ۵ درصد افت نکند. پرافیت فکتور این تفاوت را نشان نمی دهد؛ برای آن باید حداکثر دراودان و ریکاوری فکتور (نسبت سود خالص به حداکثر دراودان) را کنار آن بررسی کرد. این موضوع برای حساب های پراپ که سقف دراودان قطعی دارند، حیاتی است.
به چند معامله بزرگ وابسته است. اگر بخش عمده سود ناخالص از دو یا سه معامله استثنایی آمده باشد، پرافیت فکتور کل سیستم بالا به نظر می رسد، در حالی که معامله معمول سیستم چیز دیگری است. یک آزمون ساده: بزرگ ترین معامله برنده را حذف کنید و پرافیت فکتور را دوباره حساب کنید. اگر عدد به شدت افت کرد، سیستم به اندازه ای که به نظر می رسد مستحکم نیست.
درآمد واقعی را نشان نمی دهد. پرافیت فکتور یک نسبت است، نه مقدار پول. انتظار ریاضی هر معامله (Expectancy) از رابطه «میانگین ضرر × درصد باخت × (پرافیت فکتور − ۱)» به دست می آید و درآمد نهایی برابر است با انتظار ریاضی هر معامله ضرب در تعداد معاملات. به همین دلیل یک سیستم با پرافیت فکتور ۱.۵ که هر هفته ۲۰ فرصت معاملاتی می دهد، معمولا از سیستمی با پرافیت فکتور ۲.۵ که ماهی یک بار سیگنال می دهد، درآمد بیشتری می سازد. دنبال کردن پرافیت فکتور بالاتر به قیمت حذف معاملات معتبر، یک اشتباه رایج است.

پرافیت فکتور در پراپ تریدینگ

در بیشتر شرکت های پراپ تریدینگ، پرافیت فکتور جزو قوانین رسمی ارزیابی نیست؛ معیارهای اصلی هدف سود، حد ضرر روزانه و حداکثر دراودان هستند. با این حال، پرافیت فکتور به شکل غیرمستقیم تعیین می کند که رسیدن به هدف سود بدون برخورد به سقف دراودان چقدر محتمل است.
منابع آموزشی در این باره یکسان نیستند. برخی حداقل ۱.۴ را برای عبور پایدار از چالش پیشنهاد می کنند و برخی تاکید دارند که پراپ ها اصلا حداقل پرافیت فکتور تعیین نمی کنند و تمرکز باید روی مدیریت دراودان باشد. هر دو دیدگاه در یک نکته مشترک اند: پرافیت فکتور زیر ۱.۴ حاشیه خطای بسیار کمی باقی می گذارد و یک رشته باخت معمولی می تواند حساب را به مرز دراودان برساند.
برای کسی که می خواهد چالش پراپ را پاس کند، نگاه درست به پرافیت فکتور این است: نه به عنوان شرط قبولی، بلکه به عنوان شاخصی که همراه با دراودان و تعداد معامله نشان می دهد آیا استراتژی فعلی برای شرایط سخت گیرانه پراپ آماده هست یا هنوز باید روی مدیریت ریسک آن کار کرد.

پرافیت فکتور را کجا ببینیم؟

تقریبا همه پلتفرم های بک تست و ژورنال، پرافیت فکتور را به صورت خودکار محاسبه می کنند:

متاتریدر ۴ و ۵: در گزارش استیتمنت (Detailed Report) و در خروجی تستر استراتژی (Strategy Tester) با عنوان Profit Factor نمایش داده می شود. در تحلیل خروجی اکسپرت های متاتریدر، این عدد را حتما در کنار Total Trades و Maximal Drawdown بخوانید.

تریدینگ ویو: در تب Overview یا Performance بخش Strategy Tester با همان عنوان Profit Factor دیده می شود.

پلتفرم های دیگر: TradeStation و NinjaTrader هم آن را با همین نام گزارش می کنند؛ در TradeStation این عدد با احتساب کمیسیون محاسبه می شود.

سرویس های تحلیل حساب و ژورنال های آنلاین: معمولا پرافیت فکتور کل حساب را به همراه تفکیک بر اساس نماد، روز هفته یا ستاپ نشان می دهند.

پیش از اعتماد به عدد هر پلتفرم، بررسی کنید که آیا کمیسیون و اسپرد در محاسبه لحاظ شده است یا نه؛ چون برخی ابزارها فقط با قیمت باز و بسته شدن کار می کنند.

چگونه پرافیت فکتور را بهبود دهیم؟

چگونه پرافیت فکتور را بهبود دهیم

بهبود پرافیت فکتور فقط از دو مسیر ممکن است: بزرگ تر کردن سود ناخالص یا کوچک تر کردن ضرر ناخالص. در عمل این دو مسیر به چهار اهرم قابل اجرا تبدیل می شوند.
۱. حذف معاملات بی کیفیت به جای افزودن معامله جدید. پرافیت فکتور را به تفکیک ستاپ، نماد، ساعت و روز هفته محاسبه کنید. اگر معاملات یک بازه زمانی یا یک ستاپ خاص پرافیت فکتور زیر ۱ دارند، حذف آن ها به تنهایی پرافیت فکتور کل را بالا می برد. این تفکیک بدون ژورنال دقیق ممکن نیست.
۲. کنترل اندازه معاملات بازنده. چند معامله بازنده بزرگ معمولا بیش از ده ها معامله بازنده معمولی به ضرر ناخالص اضافه می کنند. پایبندی به قانون ریسک ۱ تا ۲ درصد و جابه جا نکردن حد ضرر، ساده ترین راه بستن این سوراخ است.
۳. جلوگیری از معاملات انتقامی و اورترید. یک معامله انتقامی پس از ضرر می تواند سود سه معامله خوب را خنثی کند. توقف معامله پس از رسیدن به حد ضرر روزانه، یکی از موثرترین قواعد برای محافظت از پرافیت فکتور است.
۴. مدیریت خروج از معاملات برنده. اگر وین ریت بالا اما پرافیت فکتور پایین است، مشکل معمولا در بستن زودهنگام سودها است. بازبینی استراتژی خروج از معامله و ثبت اینکه قیمت پس از خروج تا کجا پیش رفته، نشان می دهد چقدر از سود بالقوه را جا گذاشته اید.
پس از هر تغییر، پرافیت فکتور را روی تعداد معامله کافی دوباره بسنجید. یک بهبود در ۲۰ معامله می تواند صرفا نویز باشد.

سوالات متداول

پرافیت فکتور ۱.۵ خوب است؟
برای اغلب سبک ها بله، به شرط اینکه روی حداقل ۱۰۰ تا ۲۰۰ معامله و با احتساب هزینه ها به دست آمده باشد. برای اسکالپ، ۱.۵ عددی قوی و برای سوئینگ تریدینگ عددی متوسط به حساب می آید.
آیا پرافیت فکتور می تواند منفی شود؟
خیر. چون ضرر ناخالص به صورت قدر مطلق در مخرج قرار می گیرد، پرافیت فکتور همیشه صفر یا بزرگ تر از صفر است. زیان ده بودن با عدد بین صفر و ۱ نشان داده می شود.
وین ریت مهم تر است یا پرافیت فکتور؟
پرافیت فکتور. وین ریت اندازه سود و ضرر را در نظر نمی گیرد و به تنهایی می تواند گمراه کننده باشد. یک سیستم با وین ریت ۴۰ درصد و معاملات برنده سه برابر بازنده ها، از سیستمی با وین ریت ۸۰ درصد و ضررهای بزرگ سودده تر است.
چرا پرافیت فکتور بعد از اضافه کردن کمیسیون و اسپرد این قدر افت کرد؟
چون هزینه ها هم سود ناخالص را کم می کنند و هم با تبدیل معاملات کوچک برنده به بازنده، ضرر ناخالص را زیاد می کنند. هرچه سود متوسط هر معامله کوچک تر باشد، این اثر شدیدتر است.
چند معامله لازم است تا پرافیت فکتور معنادار باشد؟
به عنوان حداقل، ۱۰۰ معامله و برای اطمینان بیشتر ۲۰۰ معامله یا بیشتر. برای سبک های پرمعامله مثل اسکالپ، عدد بزرگ تری لازم است.
پرافیت فکتور بالای ۳ در بک تست یعنی استراتژی عالی است؟
نه لزوما. در بک تست چنین عددی اغلب نشانه بهینه سازی بیش از حد یا تعداد معامله کم است و باید با داده خارج از نمونه و فوروارد تست تایید شود.

منابع

Profit Factor Benchmarks by Trading Style – Traders Second Brain

What Is a Good Profit Factor – Traders Second Brain

Profit factor – QuantMonitor

Profit Factor – CrossTrade

Profit Factor – LuxAlgo Library

Profit Factor in Trading – TradeZella

Profit Factor: Formula, Examples – PineConnector

Profit Factor in Trading: Formula, Examples and Good Values – QuantVPS

What Is a Good Profit Factor for an MT5 EA – BacktestMarket

Profit Factor – BabyPips Forexpedia

4.7(۴۳۳ رای)
به این مقاله امتیاز دهید:
اشتراک گذاری

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش!

پرافیت فکتور (Profit Factor) چیست و چند باشد خوب است؟ — MondFx